خانه / متن بیانات / متن بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان و پاسداران سپاه انصارالرضا علیه السلام

متن بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان و پاسداران سپاه انصارالرضا علیه السلام

بسم‌الله الرحمن الرحیم

با سلام به امام زمان و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه بسیجیان. عرض تسلیت ایام شهادت حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) و بزرگداشت هفته مبارکه بسیج. و با آرزوی پیروزی نهایی مظلومین عالم، مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم، انسان مظلوم بر گرگ‌های بین‌المللی.

چند لحظه وقت عزیز شما را می‌گیرم، امیدوارم آنچه خیر باشد خداوند به زبانم جاری فرماید.

یکی از مقام‌های ولایت، عبارت است از ولاء امامت است ، در نظر مبارکتان هست که حضرت صدیقه کبری زهرا(سلام‌الله علیها) بعد از آن جریانات تلخ، ولو با حال نامساعد، به مسجد تشریف آوردند و با مردم صحبت کردند. یک جمله‌ای که فرمودند: «وَ إِمَامَتُنَا أَمَاناً لِلْفرْقَهِ[۱]»[^۱] یعنی چه؟

شما از صدر اسلام، بعد از رسول گرامی(صلی‌الله علیه و آله و سلم) تا امروز، مسلمان‌ها چقدر ضایعات تحمل کردند؟ و هزینه‌های عظیم پرداخت نمودند؟ می‌شود حسابش کرد؟ چرا چنین شده که مسلمان‌ها آسیب‌پذیر شدند؟ خوب، این‌ها در یک جمله حضرت زهرا معنی شده که چرا؟ آن هم یک چیزی نیست که حضرت زهرا(علیهاالسلام) از خودشان بگویند، اقتضای دین خدا و متن قرآن کریم و احادیث نبوی که به نقل شیعه و سنی است، اصلاً جای هیچ تردیدی نیست. آن این است که إِمَامَتُنَا اهل البیت أَمَاناً لِلْفرْقَهِ. همه یک صدا، صدایی که از نای قرآن برمی‌آید، صدایی که توصیه رسول اکرم است.

ولاء امامت یعنی پیروی از… به تعبیر دیگر، از مرجعیت دینی.خوب، می‌گوییم دین. خوب، دین، اسوه نمی‌خواهد؟

امروز در نوع بالاخره برنامه‌های علمی که کار می‌کنند، آن‌هایی که امکان دارد، بالاخره یک متن آن کتاب است، یک متن آن معلم و مربی است، یک متن آن هم آن الگویی است که نشان می‌دهند که این، خوب، دین هم همین است دیگر. یعنی این کتاب خدا دین را تعریف می‌کند، امام(علیه‌السلام) آن را تفسیر می‌کند، نمونه‌اش هم خدا ارائه کرد. یعنی این طوری، مرجعیت دینی.

در این باب، اولین امام، شخص شخیص و نفس نفیس رسول اکرم است. اولین امام، پیغمبر اکرم است دیگر. دعای شریف ندبه را که به عنوان دعا می‌خوانید، که از بهترین دعاهاست اما تنها دعا نیست، همه چیز لازم آن توی آن است. یعنی اگر آن بیاید در صحنه پیاده شود، هیچ مشکلی ندارید. اساس را هم از زمان خلقت آدم تا منجی عالم بشریت حضرت مهدی(علیه‌السلام) همه فراگیر، تمام زمان را.

پس مشکلات از کجا آمده؟ مشکل از کجا آمده؟ مشکلات از خود ما بروز می‌کند. «مَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ[۲]» و «وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ[۳]». مشکلات مال خود ماست.

یک صدای توحیدی ، که توحید الکلمه است، چه کسی ده صدا می‌کند، چه کسی پنجاه صدا می‌کند، چه کسی صد تا صدا می‌کند، آسیب‌ها مال اینجاست.

و تعریف بسیج هم همین جا جای آن است. یعنی ولاء امامت و مرجع دینی را وقتی به صدر آن نسبت می‌دهید، می‌شود امامت: شخص رسول خدا یا امیرالمؤمنین یا حضرت مهدی. اما وقتی به ذیل آن، که آن امامت را پذیرفته است نگاه می‌کنید، یعنی تفکر بسیجی، این یک حرکت فرهنگی است. این هم که یک حرفی نیست که حالا ما از پیش خود یک حرفی ببافیم، این نیست.

رشید رضا، عالم مصری، مفسر هم هست، تقریباً معاصر هم هست. در دوران او، در مذهب خودش هم متعصب است، یک مقداری هم گرایش‌های افراطی دارد از جریانات وهابی‌ها. خوب، او می‌گوید ، چه می‌گوید؟ می گوید : فلان شخصیت اروپایی که او آلمانی هم هست، گفته ، چه گفته؟ گفته: اگر ما می‌دانستیم معاویه در چه شکل و قیافه‌ای است، مجسمه معاویه را سر چهارراه اروپا از طلا می‌ریختیم. این را چه کسی می‌گوید؟ رشید رضا می‌گوید از قول دانشمند اروپایی که در دشمنی واقعاً کارشناسند. خوب، سؤال اینجاست: شما چرا از معاویه تشکر کنید؟ می‌گوید دلیل او این است که اگر معاویه در مقابل علی بن ابی‌طالب نمی‌ایستاد و حکومت به آن گونه که علی مدیر آن بود اداره می‌شد، چی می‌شد؟ تمام دنیا مسلمان می‌شد و امروز ما غربی‌ها حاکم بر جهان نبودیم. ببینید این را چه کسی می‌گوید؟ از قولی که می‌گوید. این را بگذارید کنار آن چه که حضرت زهرا فرمود: «وَ إِمَامَتُنَا أَمَاناً لِلْفرْقَهِ »

خوب، وقتی آن‌ها ، چه کردند؟ آنچه را که عرض کردم در مفاد دعای شریف ندبه آمده و آنچه که در احادیث مسلم آمده و آنچه که از قرآن صریحاً استنباط می‌شود، اگر نظام امامت حفظ می‌شد در جامعه اسلامی و انسانی، هیچ آسیبی نمی‌توانست وارد بشود. و الان هم تا هر زمان دیگری، راه همان است که خدا فرموده: مرجعیت دینی مال خود پیغمبر است. بعد این‌ها چکار کردند؟ گفتند هر کس از هر راهی آمد، به هر کیفیتی، با فریب باشد، با کودتا باشد، با قتل باشد، با جنایت باشد، با خیانت فرق نمی‌کند و حکومت به دست گرفت، این می‌شود «اولی‌الامر[۴]»، از او اطاعت کنید.از یزید و از ولید و از فساق و از فجار و فساق هم شما اطاعت کنید؟ این می‌شود جانشین پیغمبر؟ قبول است؟

آنچه را که حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) فرموده، امروز به عنوان نمونه تحقق پیدا کرده، آن تفکر بسیجی است در امامت اهل آن. خوب، اگر ضوابط این مسئله امامت و ولایت در جامعه بشری، در جامعه اسلامی رعایت می‌شد، اصلاً دیگران هرگز به خود اجازه نمی‌دادند که اصلاً ورود پیدا کنند، تا بعد اختلاف بشود، تا بعد قتل بشود، جنایت بشود، کشتار بشود، اصلاً معنی نداشت دیگر. چرا؟ چون اهلیت برای آن افراد ویژه دارند، همان طور که در باقی رشته‌ها این کار را می‌کنید. یعنی اگر مثلاً فرض می‌کنیم نیروگاه برق را می‌خواهد اداره کند، که حالا بگوییم هر کس از سر کوچه درآمد برود آن را اداره کند، می‌شود؟ یا فلان رشته دیگر، فلان نمی‌دانم امور هسته‌ای یا فلان، می‌شود؟ چرا؟ چون اهلیت ندارد، اصلاً خود آن هم ادعا ندارد. دقیق‌تر از همه این‌ها، علم دین است که مربوط به خود انسان است. بعد می‌گوید هر کس از هر طریقی آمد، ظالم باشد، ستمگر، و حال آنکه خدا صریح فرمود: «لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۵]»، چطور شد برخلاف این عمل می‌شود؟

بنابر این، علیه تمام بلاهایی که بر سر ما وارد می‌شود، محصول دست خود ماست و اگر روزی نجات بخواهد حاصل بشود، تنها یک راه دارد: همان راهی که خدا و رسول فرموده: مرجعیت دینی. مرجعیت دینی که هر کسی نمی‌تواند داشته باشد، باید شخص پیغمبر داشته باشد یا کسی که خدا و رسول تعیین‌اش می‌کند. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۶]»

جالب اینجاست که در ذهنم این طوری است که حتی دانشمند مثل فخر رازی اینجا انصاف می‌دهد. انصاف می‌دهد که البته انصافش هم از نظر ادبی یک مسئله تمام شده است، اما برای ما همین هم ارزش دارد. این‌قدر انصاف ، می‌گوید، به اقتضای ادبی و عربی این آیه قرآن در اولی‌الامر، عصمت را می‌فهماند. فخر رازی‌ها !!! به چه دلیل؟ به دلیل می‌گوید که: «أَطِيعُوا اللَّهَ» مطلق است، قید ندارد، خدا که اشتباه نمی‌کند. «أَطِيعُوا الرَّسُولَ» مطلق است، قید ندارد، رسول که اشتباه نمی‌کند، گناه هم نمی‌کند. و «أُولِي الْأَمْرِ» را دقیقاً در چارچوب همان «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ»، اولی‌الامر آمده. معنی آن این است که این‌ها تمام می‌توانند معصوم باشند. و الا غیرمعصوم باشد که چطور اطاعت در ظلم می‌کنی؟ قرآن چنین چیزی اجازه داده؟ یعنی مسئله این‌قدر واضح است. «مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[۷]» مطلق است. این می‌شود دین خدا. اما پیروی از یزید یا هر ستمگری در هر جایی، در هر مقطعی، به هر بهانه‌ای، این می‌شود دین؟! آن که دین نیست. که کدام دین؟ «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي[۸]» اگر راست می‌گویید خدا را دوست دارید و بر اساس خدا حرکت می‌کنید و دین خدا را گرفته‌اید، بعد چکار کنید؟ «فَاتَّبِعُونِي» پیغمبر. خدا به پیغمبر می‌فرماید به مردم اعلام کن که اگر واقعاً حقیقت دین می‌خواهید، حقیقت دین در تبعیت است نه در ادعا. نماز می‌خوانند می‌شود نمازخوان، هر نمازخوانی مسلمان است؟ ابداً.

آن وقت، شیعه و سنی متفق، از این، از این زیباتر، از این واضح‌تر، مثلاً چطور بیان کنند؟ این حدیث متفق‌علیه بین شیعه و سنی که امام(قدس سره) در آن وصیت‌نامه سیاسی الهی‌اش این را آورد، چرا؟ چون این جامع است بر همه مسلمین جهان، حجت است: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، وَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ[۹]»خوب، پیغمبر که می‌رود، دین را به چه وسیله باید حفظ کرد؟ فرمود: من می‌روم، این دو امانت ، نشانی به این نشانی که چه؟ که قرآن و اهل بیت باید ملاک باشند؟ که در واقع می‌شود قرآن صامت و قرآن ناطق.

جالب است. بعد می‌فرماید که «إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا»، این دو هرگز. «لَن» از نظر ادبی نفی ابد است، یعنی محال است این‌ها از هم جدا بشوند. «وَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا»: این‌ها هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا قیامت. از این‌ها پیشی نگیرید که گمراه می‌شوید، تبعیت کنید. پیشی نگیرید، عقب هم نمانید که گمراه می‌شوید، کم نیاورید، همراه این‌ها باشید. این حدیث را شیعه و سنی نقل کردند، یک حدیث متواتر است.

 خوب، عملاً چه شد؟ عملاً رفتند دنبال ولید بن یزید بن عبدالملک مروان. یعنی کسی که آن‌قدر فاسد بود که به یک گیلاس شراب قناعت نمی‌کرد، می‌رفت داخل حوض شراب. هر کثافت‌کاری هم بگوییم می‌کند. این می‌شود جانشین پیغمبر؟! این دین است؟ ها؟

همین الان این‌هایی که ادعای مسلمانی می‌کنند، اما تبعیت از ترامپ می‌کنند. بابا! قرآن می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ[۱۰]»خوب، این شاخص. کسانی که با او هستند، چه کسانی هستند؟ سرشماری کنید. «وَالَّذِينَ مَعَهُ»: کسانی که با پیغمبرند، چه کسی هستند؟ کسانی که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ[۱۱]». خصوصیتشان این است که در جبهه اسلام هستند و به تعبیر عرض بشود که حاج قاسم عزیز: آدم‌کش‌ها را می‌کشند، نه آدم می‌کشند ها… استکبار را، استعمار را، به تعبیر زیبای ایشان: آدم‌کش‌ها را می‌کشند تا انسان‌ها راحت بشوند. «وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ[۱۲]». آن وقت، همه شما آن چهره‌های کثیف، آن ترامپ و جولانی مشاهده فرمودید. آن‌قدر مظلومین را با قمه کشته، حالا لباس پوشیده، کراوات زده، رفته کنار ترامپ نشسته، آن هم با سبیل خودش بازی می‌کند. اسمش هم هست مسلمان. مسلمان؟ از هر کافری بدتر، این‌ها هستند. این‌ها هستند که در وجود افراد کم‌اطلاع شبهه ایجاد می‌کنند. یک صدا می‌شود صد صدا. زهرا(سلام‌الله علیها) فرمود: «إِمَامَتُنَا أَمَاناً لِلْفِرْقَهِ».

امام صادق(علیه‌السلام) هیچ نیازی ندارد که بنده و تو شیعه‌اش باشیم یا نباشیم؟ چه نیازی دارد؟ انسان کامل است، به چیزی نیاز ندارد که. اما من اگر بخواهم مسلمان باشم، در ولاء امامت، پیشوای من کیست؟ فکر من، اخلاق من، رفتار من، مواضع من، سیاست من، گفتار من، سکوت من، فریاد من باید با چه کسی انطباق پیدا کند؟ با فرمایشات امام صادق باید باشد. شرط مسلمانی این‌هاست، چون اسوه اوست. «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[۱۳]». امامت یعنی همین.

همین ایران عزیز ما، مردم عزیز، چه انقلابی چه کردند؟ چه خواسته‌های اکثریت غالبی که امروز هم خواسته‌های آن‌ها پیاده شدن اسلام و عدالت است که امروز دیگر از مرزها رفته است؟ امروز توی اروپا و عرض باشد توی آمریکا، توی انگلیس هم مردم فریاد می‌زنند: آزادی، عدالت. آن چه که استعمارگرها می‌گویند فریب، آن آزادی نیست. مردم خود اروپا امروز علیه ستمگرانی که بر آن‌ها مسلط‌اند (استعمارگرها می‌گویند آزادی، عدالت) کدام آزادی؟ عدالت می‌خواهند. کدام عدالت؟ همین است که می‌بینید! بعد به اسم مسلمان، تبعیت می‌کند از مجسمه شرارت و گمراهی. اسم آن را می‌گذارند مسلمان.

خوب، اگر ایران انقلابی، با اکثریت… یک عده نفوذی، اقلیتی نمی‌کردند و یک عده که بگوییم مقصر کدام است؟ من یک وقت فیلم مستندی مال اروپایی‌ها دیدم راجع به همین نفوذ استعمار، از قول آن‌ها می‌گویم. گفت، همین استعمارگر غربی ، گفت که ما با هر کشوری، به هر جامعه‌ای که بخواهیم پیروز بشویم، به دو عنصر نیاز داریم. آن دو عنصر به دست ما بیاید، ما پیروز هستیم. خوب چیست آن‌ها؟ گفت: یک اقلیت خائن که بتوانیم نفوذ کنیم و کسانی را از مسئولین و زیربط‌ها و این‌ها به خیانت علیه حکومتشان راه بیندازیم. اقلیت خائن و اکثریت احمق. یک عده احمق هم پیدا می‌شوند که حرف آن‌ها را باور می‌کنند، فریب می‌خورند. هر جا این دو عنصر باشند، ما پیروز هستیم.

ببینید، ما هر گاه به عنوان اسلام بخواهیم با کسی حرف بزنیم، با دلیل حرف می‌زنیم، با برهان: «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ[۱۴]»، با عقل حرف می‌زنیم، با علم حرف می‌زنیم. او می‌گوید نه، به این‌ها که ما نیازی نداریم. نیاز ما به دو عنصر است: اقلیتی خائن و اکثریتی احمق، تا بتوانیم استعمار را جلو ببریم. شما ملاحظه می‌کنید امروز چه می‌کنند؟ همان اقلیت‌ها، به هر حال، نفوذ پیدا کردند در… بالاخره جا به جا که شما بهتر از بنده می‌شناسید. و بعد این جامعه انقلابی، این‌ها چه آسیب‌هایی دیدند؟ تمام این ضایعات، مال چندصدایی‌هاست که والا همان‌طور که اشاره فرمودند، با تفکر بسیجی ، ببینی، کسی هم خونی نمی‌شود، اصلاً دشمن جرأت نمی‌کند وارد بشود. چه کسی به دشمن جرأت می‌دهد؟ آن اقلیت خائن و اکثریت احمق. جمعیت زیاد احمق، اما جنبه نسبی دارد و لیکن در کشور ما، اکثریت قاطع، حقیقی، اکثریت، به هر حال انسان‌های حق‌طلب است. ولی از آن اقلیت خائن و از آن اکثریت احمق نسبی که غرب می‌گوید، ملاحظه کنید، جا به جا ایجاد اختلاف کردند، ایجاد به هر حال انواع ضایعات کردند، با دشمن بستند، از دشمن تشویق کردند، او را به تحریم دعوت کردند، او را به مداخلات دیگر و غیره، همین که می‌بینید. می‌بینید؟ برای قانون‌شکنی، قانون‌شکنی هر جا باشد فرق نمی‌کند. این جز حماقت اسمش را چه می‌شود گذاشت که عده‌ای قوانین کشور خودشان را که قانون در خدمت جامعه است، بعد به تبعیت از دشمن عنود، قانون کشورش را بشکند و زیر پا بگذارد و بگوید من قانون را قبول ندارم؟ این جز ویتامین «خ» چیز دیگر هم دارد؟ در کدام کشور، در کدام جامعه اجازه می‌دهند که قانون کشور بگوید قبول ندارم، از همه خدمات  قانونی هم استفاده می‌کند، به اسم شهروند جمهوری اسلامی، اما در عمل شهروند نتانیاهو، اما امتیازات را از ایران می‌گیرد؟ قانون خدا، قانون جامعه، قانون کشور، قانون اساسی، فرق نمی‌کند.

دیگر فرق نمی‌کند، می‌خواهد مسئله حجاب و عفاف باشد، می‌خواهد ده‌ها مسئله دیگر باشد، می‌خواهد به هر حال زیر پا گذاشتن مقررات باشد. همه جا، ضایعاتی که ما تحمل می‌کنیم، وسیله خود ماست. اگر ما درست بشویم، دشمن به هیچ نحو جرأت نمی‌کند نزدیک بشود، اصلاً دشمن کاره‌ای نیست که این‌ها یک عده همان اکثریت‌های نسبی احمق و خائنین هستند که به او جرأت می‌دهند، والا جای او ایران نیست. جای او ایران نیست که نیست، بلکه جای ستمگران امروز دیگر در کره زمین نخواهد بود. این فریاد بیدارباشی که امروز از تفکر بسیجی جهان را فرا گرفته است، آن‌ها را مثل خس و خاشاک کنار خواهد زد و تمدن اسلامی را پیاده خواهد کرد و ان‌شاءالله اگر خدا بخواهد، چشم خسته انسان در کره زمین به چهره مولای او، مهدی منجی عالم بشریت روشن خواهد شد.

صلوات بفرستید

[۱] «وَ إِمَامَتُنَا أَمَاناً لِلْفِرْقَهِ»: اشاره به حدیثی منسوب به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مبنی بر اینکه امامت اهل بیت(علیهم السلام) مایه امان از تفرقه است. (منبع: احادیث شیعی)

[۲] سوره نساء، آیه ۷۹: «مَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ»

[۳] سوره شوری آیه ۳۰ «وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ»

[۴] اشاره به آیه ۵۹ سوره شوری دارد که می فرماید يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ

[۵] سوره بقره، آیه ۱۲۴: «… قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»

[۶] سوره شوری آیه ۵۹

[۷] سوره حشر، آیه ۷: «… مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا…»

[۸] سوره آل عمران، آیه ۳۱: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ…»

[۹] حدیث ثقلین: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، وَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ…» (منابع متعدد شیعی و سنی مانند صحیح ترمذی، مسند احمد)

[۱۰] سوره فتح، آیه ۲۹: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ…»

[۱۱] همان

[۱۲] همان

[۱۳] سوره احزاب، آیه ۲۱: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ…»

[۱۴] سوره بقره، آیه ۱۱۱: «وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *