خانه / متن بیانات / متن بیانات امام جمعه بیرجند در دیدار جمعی از معاونین صدا و سیمای

متن بیانات امام جمعه بیرجند در دیدار جمعی از معاونین صدا و سیمای

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به امام زمان (عج) و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و خیر مقدم به همه خدمتگزاران به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم، مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم، انسان مظلوم، بر گرگ‌های بین‌المللی. خیلی خوش آمدید. هم از دیدار شما بهره‌مند شدیم و هم از فرمایشات شما.

تشکر از زحمات شبانه‌روزی در طول سال. خسته نباشید، مخصوصاً در این برنامه ویژه «ایران‌جان» که تلاش مضاعف می‌کنید. امیدواریم محصولات خوبی برای مردم ایران ما داشته باشید و خود مردم عزیز ایران ما بیش از پیش ایرانشان را بشناسند. خدا قوت. اما چون این بخش کاملاً مورد توجه شماست و تلاشتان را می‌کنید، بنده یک بحث ورای این مطلق – این هم می‌تواند مصداقی از آن باشد – سخنم تنها برای شما نیست، برای خودم هست، برای همه هست. و او شناخت سخن است، شناخت زبان است. که البته زیرمجموعه هم دارد: زیرمجموعه آن قلم است، زیرمجموعه آن سیماست و هر چه که به کیفیت – حتی نیت است. قول بر نیت هم اطلاق می‌شود. اما به هر حال، اهمیت مسئله سخن… من یک وقتایی تصور می‌کردم که مثلاً دو سال و نیم یا سه سال که سنم بوده – یا دیگران – حرف زدن را بلد شدند. من هم در دو سال و نیم – سه سال حرف زدن را بلد شدم. حالا قریب به نود سال سنم هست. یک نگاه می‌کنم می‌گویم: ای بابا! من که حرف زدن را بلد نشدم. چون اهمیتش را هم نمی‌دانم. اما از هر جا شروع کنید، در میان این ملت، میان این قوم، میان این کشور می‌بینید که بچه‌ها همه فارسی صحبت می‌کنند. آن کشور دیگر ترکی صحبت می‌کنند. کشور دیگر عربی صحبت می‌کند. اینها این‌طور متولد شده‌اند؟ نه. پس چه شده؟ تأثیر سخن است. او فارسی صحبت کرده، بچه فارسی یاد گرفته. او عربی صحبت کرده، بچه عربی یاد گرفته است. خب، در این خلاصه نمی‌شود. او با فارسی صحبت می‌کند با لهجه مخصوصی هم صحبت می‌کند. از کجا یاد گرفت؟ تنها آن نیست. ملاحظه می‌فرمایید که بر اساس آن سخن که شنیده، کفر را انتخاب کرده. آن دیگری دین را انتخاب کرده. آن دیگری اخلاق را انتخاب کرده. آن دیگری دزدی را انتخاب کرده. عجب! این کار سخن است! آره، سخن این‌طوری است. سخن است. یک سخن می‌گویی: «بِعْتُ» – به تو این ملک به او منتقل می‌شود. «اِشْتَرَیْتُ» – ملک به تو منتقل می‌شود. یک «أَنْکَحْتُ» می‌گوید، حلال می‌شود. یک «طَلَّقْتُ» می‌گوید، حرام می‌شود. این‌ها کار سخن است. و شما ملاحظه می‌فرمایید که چه در تاریخ، چه در عرض تاریخ – که هر زمانی باشد، زمان ما – چند نوع آدم می‌بینید. یک آدمی هست – اگر ما به زبان فقهی می‌گوییم: لُقَطَه – اگر یک کیف پُر پولی در شب تاریک از کسی افتاده، پایش خورد، برداشت – میلیاردها پول داخل آن است – خودش هم برای نانش محتاج است، اما یک سال دنبال صاحبش می‌گردد. آن دیگری هم در خیابان می‌رود با چاقو – به تقلید از فرنگی‌ها و اروپایی‌ها، از فرهنگ فرنگ: «فریاد آه از رنگ و دل آویز آه از رنگ * فریاد از شیرینی و پرویزی آه از رنگ * آه از رنگ عالم همه ویرانه از چنگیز و رنگ» – خب، با چاقو می‌رود در خیابان مردم را لخت می‌کند. این چرا این‌طور شده؟ تحت تأثیر سخن بوده. همنشین داشته. این‌طور منتقل شده. این اخلاقش، این رفتارش، این کردارش،آن عبادتش،آن خیال – همه این‌ها محصول سخن است. و شما یک چیزی بیاورید که خارج از این باشد. اینجاست که از حد احصای بنده خارج است. ولی اگر بگوئیم که اهل فن – حالا از خیر یا شر – ده‌ها خیر یا شر را محصول زبان می‌دانند.

حالا چه می‌خواهم عرض کنم؟ می‌خواهم عرض کنم که: خدا به شما خیر بدهد. شما چه فرصتی دارید. دوستان بیشتر روی فرصت این یک هفته حرف می‌زنند. من بناست روی این حرف نزنم. این فرصتی که الحمدالله شما به عنوان امین دارید، این سیستم را مدیریت می‌کنید. یعنی از هر زبانی با مردم جهان – شما همه ماهیت‌ها می‌شود در این دستگاه‌ها منعکس کرد. می‌شود اتمام حجت کرد. می‌شود… یک تعبیر امام قدس‌سره راجع به صدا و سیما داشتن که: این صدای جمهوری اسلامی. صدای جمهوری اسلامی – یک کسی مثل مطهری باید برایم ترجمه کند که صدای جمهوری اسلامی یعنی چه. و اگر آن صدا منعکس شود، جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. منطق است. انسان موجودی است که تحت منطق قرار می‌گیرد. که بسیاری از برنامه‌های مفید شما این‌طوریست. اما همه‌شان نیست. خیلی‌ها سرگرمی است. خیلی به هر حال عوارض و لوازمی دارد. این فرصت را غنیمت می‌شمارید. هیچ ثوابی، هیچ خیری – به خیرخواهی برای جامعه‌ای – بالاتر از اصلاح سخن و زیرمجموعه سخن نیست. و هیچ شری بدتر از شر سخن و شر زیرمجموعه آن نیست.

خب، بالاخره شبانه‌روز هفده رکعت نماز – بنده، شما، دیگران ان‌شاءالله می‌خوانیم. اما اگر بخواهید که همیشه در نماز باشید، این برنامه رسانه‌ها را از جهت منطق و استدلال و ایمان و تعهد – این‌ها را تقویت کنید که ملت‌های مختلف – الان مخصوصاً در زمان بیداری جهانی – به وسیله شما هدایت بشوند. در همه عبادتی که آن‌ها بکنند، کار خیری که آن‌ها بکنند، عدلی که انجام دهند، مبارزه با ظلمی که بکنند، شما – ولو خواب باشید – در عبادت آنان شریکید. دیگر بحث هفده رکعت نیست. شبانه‌روز هم آن را برنمی‌گنجد – مگر در شبکه‌های متعدد. این کار دست شماست. این را خیلی غنیمت بدانید. بر پدر و مادرتان هم دعا کنید که شما را طوری تربیت کردند که امروز به نفع جمهوری اسلامی و مردم مظلوم عالم و عدالت‌خواه عالم، شما می‌توانید زبان آنان باشید. این پیداست: شیر پاک خوردید. تربیت پدر، تربیت درستی بوده. و آن اندازه که در این بحث می‌شود، مسائل اقتصادی جزو تحت‌الشعاع این است، مسائل سیاسی تحت‌الشعاع این است، مسائل اجتماعی تحت‌الشعاع این است. بیش از همه، مسائل فرهنگی که اصلاً محصول این است – همان‌طوری که مولد این است. خیلی قدر جایگاهتان را بدانید.

امروز هنوز در جامعه ایرانی ما – حالا ببینید – انسان حسرت می‌خورد. در وقتی که به خاطر رسوایی لیبرال دموکراسی غرب می‌بینید خود مردم انگلستان، مردم آمریکا، مردم فرانسه و باقی استعمارگرها – ببینید – مردم موضعشان را جدا کردند و عدالت‌طلبانه حرف می‌زنند،می‌ایستند،کتک می‌خورند، زندان می‌روند،اما ایستادگی می‌کنند. این چیست؟ به مقداری که صدا به آنان رسیده. امروز هم صدای عدالت‌خواهان جهان و رسوایی لیبرال دموکراسی بی‌قانون و وحشی – صدها برنامه می‌شود. آن وقت می‌بینیم که در حالی که آنان بیدار شدند، هنوز یک عده در  ایران ما خوابند. یک عده هم خمیازه می‌کشند. هنوز نمی‌فهمد کجای دنیاست. خیلی عجیبه است!!! یعنی چه؟ یعنی در یک صفی که با انبیا می‌جنگد، با خدا می‌جنگد و با مظلومین عالم می‌جنگد، بعد ایرانی مسلمان در آن صف قرار دارد – در مقابل پیغمبران، تعلیمات، در مقابل خدا.

خب، عرض من تمام است. ولی یک پیامی از خدا خدمتتان تقدیم می‌کنم – اگر آیه را اشتباه خواندم، حاج‌آقا اصلاح بفرمایند: «قُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»[۱]. حرف می‌خواهی بزنی یا زیرمجموعه‌اش – به بندگان من بگو: سخن که می‌گویند – یا قلم که برمی‌دارند یا هر کاری که دارد عکس‌العمل نشان می‌دهد که زیرمجموعه سخن است – بگو احسن را انتخاب کنند. تا خدا بهت بگوید احسن. احسن یعنی بهترین راه. اگر می‌شود آن بهتر را حرف زد، چرا پایین‌تر از آن حرف بزنیم؟ به چه نرخی؟

بنده هم که عمرم را تلف کردم و تمام برام حسرت مانده، اما دعاگوی شما جوان‌های عزیز هستم که در رسالتی که دارید برای بین‌الملل – هشت میلیارد مردم مظلوم عالم که تحت فشار این دیوانه‌های بین‌المللی – که بدتر از هر حیوانی هستند، «أَشَرُّ خَلْقِ اللَّهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْض» هستند – به هر حال مردم را از دست اینها  نجات بدهید. خدا قوتان بدهد. بنده هم دعاگویتان هستم. از دست ما کاری هم ساخته باشد، ما در خدمت شماییم. صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

[۱] -سوره اسراء،آیه ۵۳٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *