خانه / متن بیانات / متن بیانات در دیدار فرمانده و جمعی از کارکنان پایور مرزبانی استان

متن بیانات در دیدار فرمانده و جمعی از کارکنان پایور مرزبانی استان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله آل الله

با سلام به امام زمان، و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب، و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران.

با آرزوی پیروزی مظلومین عالم، مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم، انسان مظلوم بر گرگ‌های بین‌المللی.

خیلی خوش آمدید. برای بنده صبح مبارکی بود که توفیق زیارت شما را پیدا کردم. چند لحظه‌ای مصدع وقت شما می‌شوم. امیدوارم آنچه خیر باشد، خداوند بر زبانم جاری فرماید.

زندگی در این دنیا که آزمایش الهی است، مثل یک معامله می‌ماند. از سویی کالای ما عمر ماست. این کالا که عمر است، خودش به عنوان خودش کاربردی ندارد. از باب مثال، مثل فلز طلا است. طلا که این‌همه بازارش گرم است، خودش کارایی ندارد. یعنی اگر انسان گرسنه شود، می‌تواند طلا بخورد؟ اگر برهنه شود، می‌تواند طلا بپوشد؟ اگر تشنه شود یا هر نیاز دیگری [داشته باشد]، طلا که به درد نمی خورد.

پس حسن آن چیست؟ حسن آن این است که در مبادلات می‌توان آن را با چیزی که آن شیئ به درد می خورد، می‌توان با آن غذا خرید و خورد و سیر شد، لباس خرید و پوشید و گرم شد، سقفی زا از آن ساخت ، از قیمت آن و زیر سقف آرام شد.

عمر نیز چنین است. خود عمر را چه می‌توان کرد؟ فرقی نمی‌کند، یک لحظه اینجا بنشینیم ساکت، حالا نود سال همین‌طور؛ به چه کار می‌آید؟ عمر که به درد نمی خورد [به‌تنهایی سودی ندارد.]

پس حسن آن چیست؟ حسن آن این است که مانند طلا مبادله می شود. یعنی چه؟ یعنی عمر را که می‌دهد، چه می‌گیرد؟ با چه چیزی معامله می‌کند؟

آن‌ وقت در هر کار خیری، در هر نفعی که به دیگران برساند، در هر عبادتی که نسبت به خدا انجام دهد، آن‌گاه آن ارزش دارد. یعنی کالای عمر را داده و آن را گرفته؛ آن مهم است.

حالا می‌خواهم عرض کنم که عده‌ای هم که ملاحظه می‌کنید ، عمرشان فردای قیامت تمامش پشیمانی است. چرا؟ چون ظلم کرده‌اند، از عمرشان کمک گرفته‌اند، حق را ناحق کرده‌اند، خون‌ها ریخته‌اند، حقوق پایمال کرده‌اند. بنابر این « فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ[۱]» سود نکرده‌اند که نکردند ، تمامش زیان است.

اما از سوی دیگر، یک عده‌ای [هستند که] عمرشان در خیر گذشته است؛ عمرشان در عبادت خدا، عمرشان در خدمت به بندگان خدا.

حالا این مقدمه را برای چه ذکر می‌کنم؟ در دعای هفته، که هر روز از هفته دعای مخصوصی دارد و این‌ها مستند به حضرت امام زین العابدین علیه‌السلام است، حال یک جمله‌ای از آن — اگر حافظه‌ام یاری کند و اشتباه نکنم—دعا این است: «وَاسْتَعْمِلْنِی فِی مَرْضَاتِکَ[۲]»؛ خداوندا، مرا در رضای خودت به کار گیر.

شما ببینید، برای شرکت‌های خصوصی یا دولتی یا فلان … کارمندی و کارگری، افراد به دنبال آن هستند که آن‌ها را به کار بگیرند، شغل داشته باشند. خوب ، اینجا از خدا می‌خواهد که خدا او را به کار گیرد، استخدام کند. یعنی چه کار کند ؟ یعنی او را در کاری که رضای خدا در آن است، به کار گیرد.  عمرش چه می‌شود؟ عمرش می شود تمامش در رضای خدا خوش به حالش

حالا ، از این مقدمه می‌خواهم عرض کنم: تبریک و تهنیت عرض می‌کنم به جوانان عزیزی که آمده‌اند و این رشته را با اختیار خود برگزیده‌اند. چرا؟ به جهت اینکه این امر یک ظاهری دارد که بله، ما استخدام شده‌ایم، شغلی گرفته‌ایم؛ به هر حال، این ظاهر آن است.

اما باطن آن چیست؟ باطن آن ، مشارکت در همه کارهای خیری است که مردم انجام می‌دهند. به هم چه ربطی دارد؟ خیلی ربط دارد.

دیگر آن کار خیر می خواهد در دانشگاه باشد—دانشگاه ، رشته‌های علمی در کمال امنیت رشد می‌کنند— می خواهد در حوزه باشد، می خواهد در بازار باشد، می خواهد در کارگری باشد، می خواهد در کشاورزی باشد، فرقی نمی‌کند ، می خواهد مادری که فرزند خود را شیر می‌دهد ، می‌خواهم عرض کنم که شما در آن خیر شریک هستید. چرا؟ به جهت اینکه می‌گوییم: اول امنیت، بعد هر کاری ، اول امنیت.

آن‌هایی که در قالب‌های مختلف، چه در صف، چه در ستاد، فرقی نمی‌کند، چه با عناوین ارتش جمهوری اسلامی که کلمه طیبه است، یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یا نیروی انتظامی ، در قسمت‌های مختلف آن، که بخشی از آن نیز مربوط به مرزبانی است—که از امام سجاد علیه‌السلام دعای مخصوصی است ، برای چه کسانی ؟ برای مرزداران ، دعای امام زین العابدین است —

اینجاست که عرض می‌کنم: شما ظاهری می‌بینید که بله، کار اداری است، در اینجا قرار بگیر، این کار را انجام بده؛ بسیار خوب، مانند باقی کارها. اما باطنی دارد که در آن باطنش ، شما به‌صورت غیرمستقیم شریک می‌شوید در همه کارهای خیری که انجام می‌شود.

اینجاست که از صبح که حرکت می‌کنید، قصد قربت می‌کنید ، قصد قربت یعنی این کار خیری که خداوند به شما توفیق داده، شکر آن در این است که با تمام وجود، حواستان روی این کار خیر باشد.

اینکه قریب به ۴۰۰ کیلومتر در این استان، بالاخره حد مرزی است، ولی مردم راحت می‌خوابند. شما ملاحظه می‌فرمایید، آنجایی که امنیت از میان برود، چه می‌شود؟ بهتر از بنده می‌دانید.

حالا ۷۸ سال است که کشور فلسطین اشغال شده است ، چه کسی در امنیت است؟ هیچ‌کس ، ان وقت این دوسال اخیراً که دیگر ملاحظه فرمودید: وحشی‌گری و بی‌دینی وظلم و… تسلط کفار اینها و الحق، چه استقامتی! که حضرت ایوب علیه‌السلام نیز بیش از این حوصله استقامت ندارد ، این چه مردمی هستند؟ تا از نتایج استقامت آن‌ها، دشمن زمین‌گیر شد و بالاخره خانه‌شان، زندگی‌شان، شهرشان، سرزمینشان را تحویل گرفتند ، بلافاصله نیروهای انتظامی‌شان در همه خیابان‌ها [حاضر شدند ] ، آن استقامت، این صبر، و این آمادگی، که دشمن را هم به تعجب واداشت.

در یک تاریخی، در ۷۸ سال قبل، کوتاهی شده ، عناصر استعماری وارد شدند و دفاع جانانه‌ای صورت نگرفت، و آن‌ها ۷۸ سال مسلط شدند.

اما همه گزینه‌ها را که سنجیدند، بالاخره به این نتیجه رسیدند که تنها یک گزینه کارساز است، و آن گزینه مقاومت است ، که دشمن بداند تا آخرین نفر، تا آخرین نفس، در مقابل دشمن ایستادگی می کنیم .

آن‌ وقت همان‌طور که فرمودند، با این‌همه مرز مشترک با کشوری که به هر حال خودش هم امنیت درستی ندارد، [این استان] از امن‌ترین استان‌های کشور است ،که الحمد لله، ایران [همه جایش امنیت است].

هم به شما خدا قوت می‌گویم، هم تبریک می‌گویم، هم حسن انتخابتان را [تحسین می‌کنم] ، این کاری که شما انتخاب کرده‌اید، تمامش خیر است و شما در کارهای خیر دیگران در جامعه شریک هستید، غیرمستقیم، و در جهت قصد قربت الی الله ، بهترین انسان کیست؟ “خیر الناس” یعنی بهترین انسان کیست؟« خیر الناس انفع الناس لناس [۳]» بهترین انسان آن کسی است که نفع او بیشتر به مردم برسد.

این چه کار خیری است؟! که هر مادری که کنار فرزندش در امنیت بخوابد، شما در ثواب آن شریک هستید ، تا چرخ‌دنده‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی … باشد .

اینجاست که عرض می‌کنم: خود عمر، به‌تنهایی کالایی نیست که قابل مصرف باشد.

از این [جهت] که قابل تعویض است ، قابل معامله است،[ارزش دارد].

پایان عمر که می‌رسد، پایان عمر که تمام می‌شود، عمر خود را به چند فروخت؟ قلم و کاغذ بردارید، ببینید در عمر خود چه کرده است.

عمر خود را به همان فروخته است. آن کسی که رذالت کرده، چاقوکشی کرده، مردم‌آزاری کرده، ظلم کرده، نوکر بیگانه شده—عمر خود را به چه فروخته است؟ به حسرت. که دیگر هیچ فایده‌ای هم ندارد.

اما آن کسی که تمام عمر خود را با خدمت گذرانده، عمر خود را در بهترین چیزی که خداوند از آن راضی است مصرف کرده—

بنده هم دعاگوی همه‌تان هستم.

إن شاء الله که در دنیا و آخرت سرفراز باشید، و در ایجاد امنیت برای کشور امام زمان، فرمانده اصلی شما حضرت مهدی علیه‌السلام، از همه شما راضی باشد.

جزاکم الله خیراً. ممنونم. إن شاء الله که موفق باشید.

 

[۱] سوره مبارکه بقره آیه ۱۶

[۲] دعای ۵۴ صحیفه سجادیه

[۳] اشاره به این روایت از یسغمبر اکرم دارد که فرمودند خیر النّاس أنفعهم للنّاس. بهترین مردم کسى است که براى مردم سودمندتر باشد./ نهج الفصاحه، ح ۱۵۰۰

 

QR Code

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *