بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله و الصلات و السلام علی رسول الله و علی آله آل الله و لعن الدائم علی اعدائهم اعدا الله
با سلام به امام زمان و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه سنگرنشینان علم و ایمان، و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم، انسان مظلوم بر گرگهای بینالمللی.
خیلی خوش آمدید. هم از دیدار شما بهرهمند شدم ، هم از فرمایشات ایشان [استفاده نمودم].
چند لحظهای وقت عزیز شما را میگیرم. امیدوارم آنچه خیر باشد، خداوند بر زبانم جاری فرماید.
آنچه را که انسان در حرکت زندگی صورت میدهد، با حرکاتی که در سلسله موجودات دیگر هست—جمادات هست، نباتات هست، حیوانات هست—با هم متفاوت است.
جمادات و نباتات بر اساس شیوهای که خداوند آنها را آفریده و خط و سیرشان را و کارشان را مشخص فرموده است، [حرکت میکنند].« فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا[۱]» زمین، آسمان، همه آنچه که در آن هست، این راه را باید شروع کنند، بخواهند یا نخواهند« قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ[۲]»، ما در واژهی طبیعت تعبیر میکنیم. با طبیعت اداره میشوند. آثار فراوان، خواص فراوان بر حرکت آنها هست ، اما آنها نه میدانند چه میکنند، نه هم میتوانند نکنند.
خورشید، منظومه شمسی، کیهان، کهکشان، چقدر بر حرکات اینها آثار خیر [مترتب است]، اما خودشان نمیدانند چه میکنند، اختیار ندارند ، عالم جبر است
حیوانات که ما هم با آنها مشترک هستیم، با غریزه اداره میشوند. شعور دارند، اما در کارشان مجبورند ، انسان اینگونه نیست. انسان انتخابگر است. انسان در سیر خود آزاد است. کاملاً هم توجه دارد که چه میکند، و بسیار هم میتواند لوازم کار خود را پیگیری کند و از نتایج آن باخبر شود، یا نسبت به گذشته میتواند سلسله علت و معلول را بررسی کند.
انسان در این جهت با اراده عمل میکند، اما این خودش زیربنا دارد و رو بنا ، گفته میشود حکمت نظری و حکمت عملی ، اینگونه نیست که هر کسی حالا به هر نحوی، به هر کیفیتی وارد هر نوع عمل شود. نه، اینها متکی است به نوع شناخت او، به نوع عقیدهاش ، و هر نوع عقیده، اعمال مناسب خود را دارد، اخلاق مناسب خود را دارد، احکام مناسب خود را دارد.
این انسان است که به هر حال میگوید اصول، میگوید اصول عقیده. اصول عقیده یعنی چه؟ اصل یعنی ریشه.
یعنی فردا آن عمل و اخلاق و رفتاری که داشته باشیم، موضع سیاسیای که داشته باشیم، موضع نظامیای که داشته باشیم، مبتنی بر آن است.
و از این به هر حال، زیرساخت قابل تعریف ، می ببینید، سوءاستفاده هم میشود. چطور؟ مثل جنگهای شناختی که عقیدهی کاذب ایجاد میکند در محاسباتش، و نتیجهی سوء میگیرد ، این هم هست. بالاخره هر شیئی یک حقیقت دارد، یک مسئلهی بدلی دارد که از آن سوءاستفاده میشود.حواسها باید جمع شود.
فرق میان ارتش جمهوری اسلامی که کلمهی طیبه است، با آنچه که در دنیاست، چه فرق می کند؟
بله، در بسیاری از قضایا مشترکاند، مثل آموزههای نظامی، مثل شیوههای نظامی، تاکتیکهای نظامی ، به هر حال، بسیاری در اینها با هم مشترکاند ،اما تفاوت اصلی روی مسئلهی شناخت است ،در این جهت، صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارند ، یعنی آنها چه میکنند؟ و چه نتیجهای می خواهند بگیرند؟
دزدان بینالمللی که در گذر تاریخ غالباً منطقهای بودهاند، محلهای بودهاند، سر گردنه میگرفتهاند، قافله را لخت میکردهاند، به خانه هجوم میآوردهاند و وسایل خانه را سرقت میکردهاند، در خلال اینها قتل و جنایت هم داشتهاند، اما منطقهای بودهاند.
در گذر تاریخ، اینها همدیگر را پیدا کردند و یک باند خطرناکِ ضدِ انسان ، بهمعنای اینکه آنها برای به بردهگیری کل بشر روی زمین، وسیلهی دزدان بینالمللی، به هم پیوستهاند ، حالا حدود پانصد سال است، تقریباً ، بهعنوان استعمار ، که منشأ آن از اروپای وحشی است، از همهی ابزارها هم [استفاده می کنند] ، که خودشان هم میگویند که همهی گزینهها روی میز ماست ، دیگر برای آنها فرقی نمیکند ؛ ماهیتشان را هم که همه میدانند دیگر ، ماهیتشان پیداست ، برنامهی سلطه بر جهان، آن هم به نحو بردهگیری ، اینجاست که از آن به پایان تاریخ تعبیر میکنند.
به جهتی که آنها اگر این طرح شومشان حالا با هر تصوری، اگر با واقع بپیوندد، آنها با استبدادی که دارند، به هیچ جریانی، به هیچ فردی، به هیچ حزبی، به هیچ دین، به هیچی ، اختیاری، اجازه نمیدهند ،اصلاً ارزش انسانی قائل نیستند، چون خودشان اصلاً بهصورت ریشهای در اینجا مسئلهی ارزش برایشان مطرح نیست ، جهان را به بردگی میگیرند.
سیر جریان استعمار، بالاخره در زمان معاصر ما، به دوقطبی شدن کرهی زمین، بلوک شرق و بلوک غرب، حالا به تعبیر میگویند دو ابرقدرت ، دیگر عملاً، حالا با اسم ممکن است ادعا کنند، عملاً بعد از ایجاد این بلوک شرق و غرب، دیگر کشور مستقلی نمیتوانست باشد ، به جهتی که سلطهی آنها به گونهای بود که دیگران برای حفظ حیات خود، یا باید به شرق میپیوستند، یا به غرب میپیوستند.
این در حالی بود که بلوک شرق ساختهی دست غرب بود ، امام یک جملهی خیلی خوشمزهای داشت، میفرمود شوروی را هم آمریکا بازی داده است ، که مثلاً یک بچهی یهودی در مکتب کمونیسم، یک بچهی یهودی ، بر خلاف سرمایهداری موضع بگیرد ، پیداست. این کاملاً پیدا بود که شوروی موقت است، از میان میرود ، و نتیجتاً این دو که در دوران مشخصی یک مأموریتی داشتند، که آیتالله مطهری میفرمود کارشان چه بود؟به ظاهر در مقابل هم بودند ، علامه مطهری میفرمود اینها مثل دو بار مقراضاند که اسلام را مقراض میکنند ، یعنی هر دو یک کار را انجام میدهند.
خب، در دفاع مقدس هم میبینید، هم نیروهای روسی بود، هم سلاحهای کشورهای اروپایی بود، هم آمریکا کارگردان معرکه بود، هم مرتجعین بهعنوان وابسته به آنها، همه علیه [ اسلام ] یک جنگ بینالمللی علیه اسلام شده بودند.
به هر حال، نتیجه این بود که وقتی پایان عمر شوروی فرا برسد، تمام جهان در حلقوم پر اشتهای اژدهای غرب قرار می گیرد ، اما خدای متعال، حکمت بالغهی الهی، وسیلهی شخصیتی همچون امام راحل قدس سره شریف، دینش را کمک فرمود، و انقلاب اسلامی که مستقل بود، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ، به وجود آمد ، و این در گلوی آنها گیر کرد ، و چهل و هفت سال است که اینها دیگر همهی توطئهها را انجام دادهاند، در همهی آنها هم نهایتاً شکست خوردهاند، و شکست نهایی نیز از آنِ آنهاست.
نقش ارتش جمهوری اسلامی و باقی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی مقتدر و امین، و افکار و اندیشهی بسیج، در مقابل این همه تهاجم جهانی، بهصورت جانانه با استعمارگران جنگیدهاند.
و هر جا هم که ما خبر نداشتیم، اما خداوند خبر دارد ، [هر جا] نیاز بود، دست غیب الهی آمد و بر سینهی نامحرم زد و معجزاتی در این باره صورت گرفت
بنابر این ، این ارتش جمهوری اسلامی، این ارتش مکتبی، بر اساس آن زیرساختی است و آن حکمت نظریای است که به لازمهی ایمان، همچون صحابهی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، در همهی زمینهها، اینها آزمایش خود را پس دادهاند.
از سختترین شرایط، که ابتدای به هر حال این جنگ علیه جمهوری اسلامی بود، در حالی که هنوز بازسازی نشده بود، روزهای اول انقلاب بود، به هر حال، و اما در عین حال، برگ برنده مال اینها بود.
امروز هم که زمینههای بسیار مساعدی است، دلیلش هم این است که ماهیت غرب، لیبرال دموکراسی غرب، برای همه، حتی برای مردم خود کشورهای غربی برملا شده است.
به گونهای که منفورترین، به هر حال، اندیشه در میان مردم جهان، اندیشهی لیبرال دموکراسی غرب است، که با همهی ریاکاری که داشت، اما به رسوایی کشیده شد، که امروز همه از آنها نفرت دارند.
گذر زمان به نفع حق است. گذر زمان به نفع اسلام است. گذر زمان، بالاخره، پیروزی نهایی را نقش خواهد بست ، و در این راستا، همچنان که امام قدس سره در بیانی دارد، فرمود که من برای سه کار آمدم: یک، تشکیل حکومت اسلامی، که اگر آن نبود، اصلاً کار دنیا تمام بود و به حلق، بالاخره، این اژدها فرو رفته بود.تشکیل حکومت اسلامی.
دو، بیداری جهانی، همین که الآن میبینید، این جزو اهدافش است، که امام انگشت روی آن گذاشت.فرمود قدم اول، ایجاد حکومت اسلامی مستقل.و هدف دوم، عبارت است از بیداری جهانی.
و قدم سوم، ایجاد تمدن و انتظار ظهور حضرت مهدی صاحبالزمان علیه السلام.
بنابر این ، جایگاه ارتش جمهوری اسلامی و شما علمایی که خدمتگزار اینها هستید، وقتی رهبر انقلاب بفرمایند ، من دست و بازوی اینها را میبوسم، این دیگر برای من و شما افتخار است، که گرد پوتینشان را، بالاخره، با لباسمان بگیریم.
بنده هم دعاگوی همهتان هستم.
ثبتکم الله بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا و فی الآخره.
صلوات بفرستید.
[۱] سوره مبارکه فصلت آیه ۱۱
[۲] همان
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی