خانه / متن بیانات / متن بیانات امام جمعه بیرجند در دیدار وزیر آموزش و پرورش

متن بیانات امام جمعه بیرجند در دیدار وزیر آموزش و پرورش

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به امام زمان (عج) و با درود به روح مطهر رهبر فقید انقلاب و سلام و تحیت به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و همچنین سلام مجدد به حضار محترم و تمامی سنگرنشینان عرصه علم و ایمان. با آرزوی پیروزی مظلومان جهان، به ویژه فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم و انسان مظلوم، بر گرگ‌های بین‌المللی، به همگان خوش آمدید عرض می‌کنم.

چه صبح خوبی بود و توفیق زیارت شما را یافتم. شما سرمایه‌های بزرگ جامعه اسلامی و انقلاب اسلامی هستید و اینجانب نیز دعاگوی همگی شما هستم. این جلسه پرفیض بود، الحمدلله.

انسان با سایر موجودات تفاوت کلی دارد و آن این است که موجودات در تمامی طبقات از جماد و نبات و حیوان، که انسان نیز در برخی ویژگی‌ها با آنها مشترک است از هنگام خلقت تا پایان، همان هستند. اصناف موجودات را توسط خواص شان و آثارشان تعریف می‌کنید؛ این آهن است، آن ید، آن کلسیم؛ این درخت سیب است و آن درخت انار. به هر حال، این حیوان گرگ است و آن حیوان میش است بنابراین، آنها را تعریف می‌کنید و در هر مکانی که مشاهده شوند، با اندکی تفاوت، همان هستند و از ابتدای عمر تا انتها یکسان می‌باشند.

بناعلیه در تعاریف منطقی، هرجا یک فصل خاصی به جنس اضافه گردد، نوعی از آن تعریف می‌شود. اما انسان اینگونه نیست. انسان را چگونه تعریف می‌کنید؟ آثار و خواصش چیست، در صحنه عمل می‌بینید که انسان‌ها با درجات مختلف، تا حد صد و هشتاد درجه با یکدیگر متفاوت‌اند. پس چگونه می‌توان او را تعریف کرد؟ قابل تعریف نیست. جهت این امر آن است که انسان هنگامی که متولد می‌شود، موجودی با استعداد است، در حالی که حیوان، بالفعل است. انسان دارای استعدادهای گوناگون است و به همین دلیل، در قالب فرهنگ، هویت می‌یابد و در همان قالب نیز قابل تعریف است. علل و عوامل مؤثر در آن متعددند، اما در نهایت، چون صاحب اراده است، خودش مسئول اصلی است که باید خویشتن را به عنوان انسان بسازد. این تفاوتی بسیار بزرگ است.

همان‌گونه که اشاره فرمودید، امروز تمام تلاش دشمن این است که آسیب‌های فکری، فرهنگی و ایمانی وارد کند، دقیقاً همین است،بناعلیه دشمن آسیب فرهنگی وارد می‌کند. مکتب او این است، خودشان نیز می‌گویند: انسان را چگونه تعریف می‌کنند؟ می‌گویند: “حیوان اقتصادی”. نتیجه این نگاه چه می‌شود؟ این سخنان مربوط به آنان است و با سامان فکری ما سازگاری ندارد. نتیجه آن، “انسان گرگ انسان” می‌گردد. این فرهنگ است و هویت او در قالب فرهنگ شکل می‌گیرد. اما خطرناک‌ترین گرگ‌ها، آنهایی هستند که با ویژگی سادیسم تعریف می‌شوند.

در مکتب انبیا، انسان «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ ۚ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ»[۱]است. حداقلش این است که احساس برادری می‌کند و مولای اوست،«الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ»[۲]، و « خَيرُ النّاسِ أنفَعُهُم لِلنّاسِ».[۳] بهترین انسانی که وقتی بخواهیم تعریف کنیم، چگونه تعریف می‌شود؟ کسی که نفع بیشتری به هم‌نوع خود می‌رساند. ببینید این فرهنگ کجاست و آن فرهنگ کجا؟ چقدر با هم تفاوت دارند.

این مسئولیتی که شما بر عهده دارید و الحمدلله در جهت آن تلاش می‌کنید و ان شاءالله ثمرات نیکویی خواهد داشت، همان مکتب انبیاست. این دنیا رحم خلقت انسان است. آنچه در اینجا آفریده شده در رحم یک حیوان مستعد است که به اینجا آمده است، حیوان بالفعل است، انسان باالاستعداد است. اما آنکه در اینجا باید خلق شود، برای عالم بعد  انسان است. در رحم مادرکه انسان خلق نشده، بلکه استعدادش آفریده شده است. پس این عالم، عالم خلق انسان است که اگر موفق شد ولذاست که نرخ این موجود  بسیار متفاوت با دیگران است. خوب بقیه یا با وزن ، شکل، طول یا عرض می‌سنجند. به هر حال، نرخ و ارزش آنان اینگونه تعیین می‌شود. اما نرخ انسان اینگونه نیست.

گاهی انسان مسجود ملائکه  واقع می‌شود«فَسَجَدَ الْمَلَائِکَهُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».[۴] همگی به سجده افتادند. و گاهی فرموده«قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ»[۵]، مرگ بر انسان. پیداست که ماهیت او دوگانه است. آن ماهیتی که مسجود ملائکه است« وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا»[۶] آنجا علم است. «أَدِّبْنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی»[۷]، آنجا ادب است. آنجا اخلاق است. آنجا فرهنگ  معنوی و الهی است. اما آنکه زندگی‌اش اضافی است، “مرگ بر او”. پیداست که چنین کسی ارزش حیات ندارد و در واقع، قاچاقی زندگی می‌کند.

و ما امروز در دو جهت، دو قطب پررنگ داریم: آن قطب، تحت رهبری لیبرال دموکراسی غرب است که از هر حیوانی پست‌تر شده و دیگر هیچ قانونی را رعایت نمی‌کند—ملاحظه می‌فرمایید—و این طرف، اسلام ناب، به رهبری جمهوری اسلامی است.

 خداوند بر توفیقات شما بیفزاید. خداوند شما را به کار گرفته است. در دعای هفته می‌خوانیم: «وَ اسْتَعْمِلْنِی فِی مَرْضَاتِک»، خدایا مرا در راه خشنودی خودت به کار گیر، خداوند شما را به کار گرفته است. برای هر لحظه‌اش حساب باز کنید. امروز خداوند شما را به کار گرفته است. به پدر و مادرتان دعا کنید که آنان شما را در شرایطی قرار دادند که شایستگی تصدی گری در جامعه دینی را دارید.

امیدوارم که موفق باشید. اینجانب نیز که کاری جز دعا از دستم ساخته نیست، دعاگوی همگی شما هستم. چه صبح خوبی نیز نصیب اینجانب شد. صلوات بفرستید.

[۱] – سوره احزاب،آیه ۵٫

[۲] – سوره توبه،آیه ۷۱

[۳] المعجم الأوسط ، ج ۶ ، ص ۵۸ .

[۴] – سوره حجر،آیه ۳۰

[۵] – سوره عبس،آیه ۱۷

[۶] – سوره بقره ،آیه ۳۱٫

[۷] – مجمع البيان : ۱۰/۵۰۰ .

بسم الله الرحمن الرحیم.

با سلام به امام زمان (عج) و با درود به روح مطهر رهبر فقید انقلاب و سلام و تحیت به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و همچنین سلام مجدد به حضار محترم و تمامی سنگرنشینان عرصه علم و ایمان. با آرزوی پیروزی مظلومان جهان، به ویژه فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم و انسان مظلوم، بر گرگ‌های بین‌المللی، به همگان خوش آمدید عرض می‌کنم.

چه صبح خوبی بود و توفیق زیارت شما را یافتم. شما سرمایه‌های بزرگ جامعه اسلامی و انقلاب اسلامی هستید و اینجانب نیز دعاگوی همگی شما هستم. این جلسه پرفیض بود، الحمدلله.

انسان با سایر موجودات تفاوت کلی دارد و آن این است که موجودات در تمامی طبقات از جماد و نبات و حیوان، که انسان نیز در برخی ویژگی‌ها با آنها مشترک است از هنگام خلقت تا پایان، همان هستند. اصناف موجودات را توسط خواص شان و آثارشان تعریف می‌کنید؛ این آهن است، آن ید، آن کلسیم؛ این درخت سیب است و آن درخت انار. به هر حال، این حیوان گرگ است و آن حیوان میش است بنابراین، آنها را تعریف می‌کنید و در هر مکانی که مشاهده شوند، با اندکی تفاوت، همان هستند و از ابتدای عمر تا انتها یکسان می‌باشند.

بناعلیه در تعاریف منطقی، هرجا یک فصل خاصی به جنس اضافه گردد، نوعی از آن تعریف می‌شود. اما انسان اینگونه نیست. انسان را چگونه تعریف می‌کنید؟ آثار و خواصش چیست، در صحنه عمل می‌بینید که انسان‌ها با درجات مختلف، تا حد صد و هشتاد درجه با یکدیگر متفاوت‌اند. پس چگونه می‌توان او را تعریف کرد؟ قابل تعریف نیست. جهت این امر آن است که انسان هنگامی که متولد می‌شود، موجودی با استعداد است، در حالی که حیوان، بالفعل است. انسان دارای استعدادهای گوناگون است و به همین دلیل، در قالب فرهنگ، هویت می‌یابد و در همان قالب نیز قابل تعریف است. علل و عوامل مؤثر در آن متعددند، اما در نهایت، چون صاحب اراده است، خودش مسئول اصلی است که باید خویشتن را به عنوان انسان بسازد. این تفاوتی بسیار بزرگ است.

همان‌گونه که اشاره فرمودید، امروز تمام تلاش دشمن این است که آسیب‌های فکری، فرهنگی و ایمانی وارد کند، دقیقاً همین است،بناعلیه دشمن آسیب فرهنگی وارد می‌کند. مکتب او این است، خودشان نیز می‌گویند: انسان را چگونه تعریف می‌کنند؟ می‌گویند: “حیوان اقتصادی”. نتیجه این نگاه چه می‌شود؟ این سخنان مربوط به آنان است و با سامان فکری ما سازگاری ندارد. نتیجه آن، “انسان گرگ انسان” می‌گردد. این فرهنگ است و هویت او در قالب فرهنگ شکل می‌گیرد. اما خطرناک‌ترین گرگ‌ها، آنهایی هستند که با ویژگی سادیسم تعریف می‌شوند.

در مکتب انبیا، انسان «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ ۚ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ»[۱]است. حداقلش این است که احساس برادری می‌کند و مولای اوست،«الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ»[۲]، و « خَيرُ النّاسِ أنفَعُهُم لِلنّاسِ».[۳] بهترین انسانی که وقتی بخواهیم تعریف کنیم، چگونه تعریف می‌شود؟ کسی که نفع بیشتری به هم‌نوع خود می‌رساند. ببینید این فرهنگ کجاست و آن فرهنگ کجا؟ چقدر با هم تفاوت دارند.

این مسئولیتی که شما بر عهده دارید و الحمدلله در جهت آن تلاش می‌کنید و ان شاءالله ثمرات نیکویی خواهد داشت، همان مکتب انبیاست. این دنیا رحم خلقت انسان است. آنچه در اینجا آفریده شده در رحم یک حیوان مستعد است که به اینجا آمده است، حیوان بالفعل است، انسان باالاستعداد است. اما آنکه در اینجا باید خلق شود، برای عالم بعد  انسان است. در رحم مادرکه انسان خلق نشده، بلکه استعدادش آفریده شده است. پس این عالم، عالم خلق انسان است که اگر موفق شد ولذاست که نرخ این موجود  بسیار متفاوت با دیگران است. خوب بقیه یا با وزن ، شکل، طول یا عرض می‌سنجند. به هر حال، نرخ و ارزش آنان اینگونه تعیین می‌شود. اما نرخ انسان اینگونه نیست.

گاهی انسان مسجود ملائکه  واقع می‌شود«فَسَجَدَ الْمَلَائِکَهُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».[۴] همگی به سجده افتادند. و گاهی فرموده«قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ»[۵]، مرگ بر انسان. پیداست که ماهیت او دوگانه است. آن ماهیتی که مسجود ملائکه است« وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا»[۶] آنجا علم است. «أَدِّبْنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی»[۷]، آنجا ادب است. آنجا اخلاق است. آنجا فرهنگ  معنوی و الهی است. اما آنکه زندگی‌اش اضافی است، “مرگ بر او”. پیداست که چنین کسی ارزش حیات ندارد و در واقع، قاچاقی زندگی می‌کند.

و ما امروز در دو جهت، دو قطب پررنگ داریم: آن قطب، تحت رهبری لیبرال دموکراسی غرب است که از هر حیوانی پست‌تر شده و دیگر هیچ قانونی را رعایت نمی‌کند—ملاحظه می‌فرمایید—و این طرف، اسلام ناب، به رهبری جمهوری اسلامی است.

 خداوند بر توفیقات شما بیفزاید. خداوند شما را به کار گرفته است. در دعای هفته می‌خوانیم: «وَ اسْتَعْمِلْنِی فِی مَرْضَاتِک»، خدایا مرا در راه خشنودی خودت به کار گیر، خداوند شما را به کار گرفته است. برای هر لحظه‌اش حساب باز کنید. امروز خداوند شما را به کار گرفته است. به پدر و مادرتان دعا کنید که آنان شما را در شرایطی قرار دادند که شایستگی تصدی گری در جامعه دینی را دارید.

امیدوارم که موفق باشید. اینجانب نیز که کاری جز دعا از دستم ساخته نیست، دعاگوی همگی شما هستم. چه صبح خوبی نیز نصیب اینجانب شد. صلوات بفرستید.

[۱] – سوره احزاب،آیه ۵٫

[۲] – سوره توبه،آیه ۷۱

[۳] المعجم الأوسط ، ج ۶ ، ص ۵۸ .

[۴] – سوره حجر،آیه ۳۰

[۵] – سوره عبس،آیه ۱۷

[۶] – سوره بقره ،آیه ۳۱٫

[۷] – مجمع البيان : ۱۰/۵۰۰ .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *