بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به امام زمان، و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان، خیلی خوش آمدید،هم از دیدارتان بهرهمند شدم و هم از فرمایشاتتان.
و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم،مخصوصاً فلسطین مظلوم،غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم، انسان مظلوم بر گرگهای بینالمللی.
خدا قوت، خسته نباشید.همان طور که اشاره فرمودید به هر حال جایگاه مسائل اقتصادی در جامعه انسانی نقش حیاتی دارد و قرآن کریم چه تعبیر زیبایی دارد،«وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا»[۱]،در واقع یک نوع تشبیه است،بدن چه موقعی میتواند سراپا بایستد،فشار خون لازم باید باشد،اگر خون کم بشود زانو هم خم میشود،خیلی تشبیه زیبایی است،مسائل اقتصادی را در جهت قوام جامعه مثل نقش خون در بدن است؛ و اندیشمندان و کارآفرینان و سیاستدانها به معنی واقعیاش و با الهام از تکالیف اسلامی و انسانی،شما تفکر شخصیتی همچون امیرکبیر رحمتاللهعلیه را با دیگران مقایسه کنید، او چه میگفت دیگران چه میگفتند،آن در وقتی بود که انگلیس به هر حال سلطه داشت،اندیشهی امیرکبیر، اقدامات امیرکبیر و دارالفنون امیرکبیر همین بود که باید هر مسلمان ایرانی در جهت مدیریت اقتصادی متکی به غیر نباشد، اما سیاست استعمار نقطه مقابل همین است، به هر قیمتی که شده میخواستند ایرانی مسلمان به فناوریها دست پیدا نکند، به هر قیمتی شده.
بله، نقل میشود در بعضی رسانهها هم به نظرم این منعکس شده است که فلان آقای بزرگوار در اصفهان گفت سیزده نوروز رفتیم پا روی سبزه بگذاریم،از شهر خارج شدیم یک آقایی را در آن نزدیکی دیدم که مثل اینکه چشماش کمی مشکل دارد،در حرکاتش ضعف دارد،خوب از آن سفره سیزده نوروزی خودمان یک مقدار هم به ایشان دادیم، او گفت که میتوانید پای صحبت من بنشینید،بفرمائید گفت شما الان با من همکاری کردید در این تهیه نهار من مثلاً به عنوان یک مستمع، فقیر، بله خودم را معرفی کنم، گفت در زمان امیرکبیر نامهای آمد به حاکم اصفهان و دستور داد که بهترین صنعتگر اصفهان را پیش من بفرست،حاکم ابلاغ کرد اهل صنایع جمع شدند، در بهترین صنعتگر دو نفر را بهترین تشخیص دادند یکی من بودم یکی هم آقای فلان که انسان بسیار منصفی بود به من گفت که نه با وجود شما من رتبه اول نیستم شما رتبه اول هستید،ما را پیش امیرکبیر در تهران فرستادند، رفتم آنجا خوب امیرکبیر از بالایی رفت یک صنعتی را آورد پیش من گفت اطراف این را ببین،دیدم،گفت میتوانی مثل این بسازی،گفتم بله کاری ندارد،میسازیم،گفت پس شما برو اصفهان من دستوراتش را برای تولید انبوه میدهم،من رفتم اصفهان، حاکم اصفهان دنبالم فرستاد گفت این مبلغ پول را امیرکبیر فرستاده برای شما که ایجاد کارگاه و تولید و اینها، بالاخره مقدمات کار را فراهم کنید،آن وجه را به من داد،من هم از آن وجه و از آنچه که خودم تهیه کردم نقطهای را در نظر گرفتیم و کارمان را شروع کردیم، بالاخره بنایی و بقیهی کارها، هنوز کار ما تمام نشده بود خبر رسید که امیرکبیر را در حمام فین کاشان شهید کردند،بلافاصله دیدم حاکم اصفهان دنبال من فرستاد،رفتم و گفت امیرکبیر که ] دیگر نیست[صدراعظم بعدی نامه نوشته که این کارگاه تولید نمیخواهد] راه اندازی بشود[، قرارداد متوقف بشود، و شما آن وجه را باید پس بدهید، گفتم آن وجه را ما مصرف کردهایم و مشغول کارهستیم،گفت الا و لابد باید پس بدهید، ما را دستگیر کردند یک نفر هم به عنوان کارشناس فرستادند و تمام آن تشکیلات را با نصف قیمت به نفر دیگری واگذار کردند، پول عظیمی هم روی گردنمان ماند که باید پرداخت میکردیم و هیچی هم نداشتیم،در آن موقع رسم بر این بود که مقروضی نمیتواند قرضش را بدهد میبردند سر چهارراه او را میزدند و او داد و فریاد میکرد،مردمی که عبور میکردند هر کدام یک وجهی را میگذاشتند تا آن تکمیل میشد،گفت ما را بردند سر چهارراه آنقدر زدند و تو سر ما زدند چشم ما و بدن ما و اعضای ما خرد شد، اینکه شما پای صحبتم نشستید من بهترین صنعتگر اصفهان بودم با من این کار را کردند استعمار، که خوب نتیجهاش هم پیداست دیگر،یعنی در جنگهای ترکیبی نقش اقتصاد همدوش مسائل نظامی تأثیر میگذارد، پیداست دشمن در جنگ ترکیبی از هر راهی وارد میشود،یکی از مهمترین آنها مسئله اقتصادی است،بناعلیه این کاری که شما میکنید و کردهاید توفیق جهاد است، جهاد که تنها یک نوع نیست،مخصوصاً امروز که جنگهای ترکیبی به صورت رسمی انجام میشود هر زاویهای همه آن جهاد است، خیلی خدا را شکر کنید چه از آنچه موفق شدید در این باقیات صالحات این کار خیر خدا توفیقی به شما داده که به هر حال در تأثیرگذاری آن از جهت سطح بالا در کشور،در منطقه،در جهان و چه در پای آن مشکلات افراد خانوادهها به هر حال به کارگیری بیکار و انواع و اقسام آثاری که دارد خیلی توفیق بزرگی است.
بله، مرحوم آیت الله العظمی اراکی قدس سره که من نوشته دارم از روی سایتشان، فرمود من امیرکبیر را در خواب دیدم یک مقام ] بالایی دارد [،حالا چه کسی میگوید مرجع تقلید آیتاللهالعظمی اراکی، فرمود امیرکبیر را در خواب دیدم مقامی داشت که به هر حال برای ما باورش نمیگنجید،پرسیدم که این مقام را شما چطور احراز کردید،فرمود وقتی در حمام فین کاشان رگم را زدند و خون بدنم ریخت،به چه جرمی؟به همین جرمی که همین الان تولید جرم است بود، خود اتکایی،استقلال اقتصادی، به همین جرم، گفت تشنگی بر من غلبه کرد قابل تحمل نبود خودم را راضی کردم که از همان جلاد یک لیوان آب بگیرم،یک مرتبه به ذهنم رسید که تو خجالت نمیکشی زیر سایه هستی و یک زخم داری،حضرت سیدالشهدا علیهالسلام از صبح تا ظهر زیر آفتاب گرم با آن همه زخم چطور تشنگی را تحمل کرد،تو باید تشنگی را تحمل کنی،خجالت کشیدم و دیگر آب نخواستم و تشنه از دنیا رفتم، تا وارد عالم برزخ شدم دیدم امام حسین علیهالسلام کنار من است، اینکه شما سوال میکنید این مقام چیست به هر حال امام فرمود تو ادب کردی نسبت به ما و تشنه جان دادی این مقام مال شما، من رفتم صبح قیامت هم به سراغ شما خواهم آمد، اینطوری است دیگر،این جهاد است.
خدا قوت،بنده هم که از دستم کاری ساخته نیست دعاگوی همه شما هستم، صلوات بفرستید.
[۱] – سوره نساء،آیه ۵٫
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی