بسم الله الرحمن الرحیم.
با سلام به امام زمان و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه خدمتگزاران به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران. با آرزوی پیروزی مظلومین عالم، مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم، انسان مظلوم، بر گرگهای بینالمللی
بسیار خوشآمدید. چند لحظهای وقت شما را میگیرم و امیدوارم آنچه خیر باشد، خداوند به زبانم جاری فرماید.
عالمی که در آن زندگی میکنیم، عالم ناسوت و عالم تزاحم است و به همین دلیل هم تضاد دارد و لازمه تضاد هم ، به هر حال، هر عنصری در مقابل عنصر دیگر با محو یکی… خوب ، در جمادات نیز همینطور است. یعنی اگر مثلاً پس از یک هفته، لباس انسان چرکین میشود، سپس آن را در مایع لباسشویی خیس میکنیم و با چند حرکت تمیز میشود. یعنی در واقع جنگی بین این دو مشاهده میکنید؛ هر یکی آفت دیگری است. نباتات آفت دارند. بنابراین، یک پروژه کشاورزی که میخواهد همه جهاتش را بسنجد و سرمایهگذاری کند، یکی از چیزهایی که باید سرمایهگذاری کند، دفع آفت است و الا چیزی عایدش نمیشود. در عالم حیوانات نیز همینطور است و مشاهده میفرمایید.
این صرفاً در امور مادی و جسمانی نیست؛ اندیشه نیز همینطور است، عقیده نیز همینطور است، ایمان نیز همینطور است. آفت دارد. زیرا این عالم، عالم تضاد است. الا و لابد هست. حکم به شیئی، حکم به لوازم آن است. اگر بناست که تحت تأثیر فلان ویروس یا میکروب قرار نگیریم، باید وظیفهمان را انجام دهیم: آن بهداشت، آن طب. و الا یعنی تن دادن به نابودی. الّا و لابد این است دیگر.
با این که، پیامبران الهی – صلوات الله علیهم – که سرمایه و باری که به صورت امانت حمل میکنند معنوی است… نه، «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ[۱]». دلیل دارد بر حرفش، شاهد دارد بر حرفش، عقل دارد بر حرفش، احساس دارد بر حرفش، فطرت دارد بر حرفش، وحی دارد بر حرفش. “لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ[۲]“. وحی الهی دارد، “میزان” قانون دارد. قاعدتاً دیگر این که تمامش بار و دلیل است.اما در عین حال میبینید که در دین، جهاد واجب شده است. حالا چه جهاد ابتدایی، چه دفاعی هر کدام در شرائط خودش ، جهاد واجب شده. چرا؟ چون این طرف دلیل دارد. آن طرف که تابع دلیل نیست. ” وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا[۳]” آن طرف که منطق ندارد، آن طرف که دلیل ندارد، آن طرف دنبال این حرفها نیست؛ دنبال قتل و کشتار و ویرانگری و به هر حال نابودی است. بنابراین، در دین و خدا که تمامش معنویت و دلیل و برهان و اینهاست، اما در عین حال جهاد جزئش است. و الا همه چیز نابود میشود. این منطق دین است. شما در صحنه میدانی هم میبینید ، چه میکنند؟ کاری که هیچ حیوان – به هر حال – سادیسم گزندهای هم نمیکند. ننگ همه موجودات شدند. درست است؟ بنابر این جهاد ، الجهاد بابٌ ، این یک راهی است، یک دری است که خداوند گشوده است. ” فتحه اللّه لخاصّة أوليائه [۴]“. در بحث حق و باطل، آزمایش این است که سرمایهگذاری بشود: از جانش، از مالش، از فرزندش. بالاخره باید بگذرد تا در حق پیروز شود. که سمبلش کربلاست برای همه مردم دنیا، مسلمان و غیرمسلمان مشاهده میکند. و الا یک آدم بیتفاوت حساب کنید، آدم بیدرد که بدترین دردها، درد بیدری است.
پس جهاد میخواهد. جهاد را سه نوع تعریف میکنند. اولین قضیه که به اصطلاح ضد بیدری است، ضد درد بیدری، آن چیست؟ جهاد اکبر است. احساس درد کند، احساس ننگ کند، بر نفسش غالب شود. اگر بر نفس غالب شد یعنی چه؟ یعنی آنکه بر او حاکم است، عقل است و علم است و حق است. پس هر جا تصمیم میگیرد – انسانی که اسیر نفس نیست – هر جا تصمیم میگیرد، بر ملاک عقل تصمیم میگیرد، بر ملاک علم تصمیم میگیرد، بر ملاک حق تصمیم میگیرد. اینجاست که به او میگویند جهاد اکبر. یعنی یک کار ریشهای میکند، کاری میکند کارستان. اصلا سیستم، یک سیستمی قرار میدهد که درست خودش را با حق تنظیم میکند. این پیروزی صد درصد است. آنقدر مسئله جهاد بر نفس و خودپرستی و مالپرستی و شهوتپرستی و به هر حال هر پرستش غیرتوحیدی – شهرتپرستی – بر همه آنها غالب میشود، آنقدر این بالاست که در مقابلش، جهاد صحنه میدانی را از نوع نظامی گفته شده “جهاد اصغر”. بسیار عجیب است! چه کار بزرگی میکنند رزمندگان! مایه افتخارند. در مقابل باطل، با چه مقاومتی، به هر حال، باطل را به زانو در میآورند که هم باب انبیاء ، هم باب اولیاء و هم باب اهل هدی بودن هستند، خواهند بود. رمزش این است که اینها قبلاً خودسازی کردند و جهت تسلط بر نفس شدند. که جهاد نظامی یک گوشهاش است. که آن مقامی که در این مرحله شربت شهادت بنوشد، آن مقام عند ربّهم دارد. ببین جهاد نفس چقدر بزرگ است! یک گوشهاش این است که این مقام شهادت، مقام عند ربّهم است.
یک جهادی هم داریم به نام جهاد کبیر. جهاد با نفس جهاد اکبراست ، جهاد در صحنههای میدانی: جهاد اصغر. جهاد کبیر. جهاد کبیر چیست؟ جهاد کبیر این است که یک بینی هم خونی نمیشود. در جهاد کبیر، یک بینی هم خونی نمیشود. در عین حال پیروزی صد درصد است ، مگر چنین جهادی هم هست؟ بله، اتفاقاً در متن قرآن هم هست. چطور میشود؟ این چطور جهادی است؟ این جهاد بر اساس بیداری، بیداری ، صورت میگیرد. هوشیاری در تشخیص دوست و دشمن. ” فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا [۵]“. آن وقت رمزش چیست؟ رمزش این است که وقتی با بیداری، جبهه خودی از غیرخودی را، دوست از دشمن تشخیص داد، روی یک چیز حساس است. چیست؟ آن این است که به وسیله او، موضع دشمن تقویت نشود. به هیچ نحو، مستقیم یا غیرمستقیم. اطاعت از دشمن نکند، چه آگاهانه، چه ناخودآگاه. چون بیدار است دیگر ، آدم بیدار ناخودآگاه نیست. و با آگاهی هم هرگز زیر بار… خوب از اینها شما چه تحلیل میکنید؟
بنده تصور میکنم که همه این دردها و این رنجها و این مصیبات و این نیاز به جنگهای نظامی و غافلگیری و انواع و اقسام اینها، به خاطر نبود همین آگاهی کافی و مقاومت در راستای منویات حق است. باز هم یعنی چه؟ اگر درست بخواهیم پوستکنده بگوییم، یعنی که خود ما از دشمن اطاعت میکنیم. حالا گاهی آگاهانه است، گاهی ناآگاهانه. خود ما از دشمن اطاعت میکنیم و با دشمن هم میجنگیم! و با آن وصول به آرمانها هم فاصله داریم. چرا؟ به همین دلیل. به همین دلیل ، الان شما پنجاه و هفت کشور – به اصطلاح – اسلامی دارید. غیر از شش-هفت تا، بقیه از که اطاعت میکنند؟ بقیه از ترامپ اطاعت میکنند، از انگلیس اطاعت میکنند ، از فرانسه و آلمان اطاعت میکنند ، از صهیونیستها اطاعت میکنند. نماز هم میخواند، روضه هم میگیرد، اما اطاعتش از دشمن است. این میخواهد پیروز شود؟! این را همه میدانند. این را نمیخواهد که به هر حال عرضه اش را ندارم، در صحنه نظامی بروند. نخیر، فقط منویات دشمن را حذف کنند. دشمن بداند که اینها یک حرف میزند، حرف حق میزنند ، فقط همین. یعنی همگی مجتمع شوند بر حق. اگر شب چنین تصمیم بگیریم، صبح دشمن خلع سلاح است. هیچ کار نمیتواند بکند. چون آن وسیله، خود اینها کار میکند.شما تردید دارید؟ استعمارگرها کارشان این است: نفوذ میکنند. به تعبیر خودشان “ستون پنجم” میسازند. و قالب پیروزی آنها بر ملتها، از داخلیهاست. و جهاد کبیر یعنی با آگاهی کافی، با تحلیلهای صحیح، به هیچ نحو اطاعت از دشمن نکنی. هر چه که در راستای منویات دشمن است، فاصله بگیر. دشمن فلج است، کاری نمیتواند بکند.
یک فیلم مستندی بود از خود غربیها که – حالا متنش چه بود، باشد – بعد خود اینها اینطور تحلیل میکردند. میگفتند که ما – یعنی استعمارگرها – میگفتند که ما برای تسلط بر هر کشوری به دو عنصر نیاز داریم. بفرمایید ، گفت: یک، یک اقلیت خائن. در هر کشوری فرق میکند. با یک اقلیت خائن نفوذ میکنیم، در آنها ، مزدور خودمان میکنیم. آنها در داخل خیانت میکنند و به هر حال زیرساختی برای فعالیت ما انجام میدهند. اقلیت خائن که با کشور خودشان خیانت میکنند. دوم، اکثریتی احمق. احمقها که هستند؟ احمقها همانهایی هستند که در کشور خودشان اما بر اساس تز دشمن عمل میکنند. ممکن است به ظاهر علیه دشمن شعار هم بدهند، ممکن است نماز بخوانند، اما در عین حال دیگر فرقی نمیکند. قانون کشور خودش را میشکند و اطاعت از دشمن میکند. بسیار عجیب است! و اتفاقاً اصلاً برنامه استعمار برای اینکه استحکام کشورها را از بین ببرند… بفرمایید چرا هر جا می روند، مواد مخدر میآورند؟ استعمارگران هر جا میروند مواد مخدر میآورند. برای چه؟ برای اینکه اینها بعد می شوند، مطیعشان – غیرمستقیم – او دیگر غیرت ندارد. چرا بیحجابی و بدحجابی را؟ چرا شرابخواری را؟ چرا موسیقیهای حرام را؟ اینها هر یک از اینها اراده جامعه را از بین میبرد. آنها کاملاً کارشناسی کردند. اراده که از بین برد، چون جنگ جنگ اراده هاست ، اراده که از بین برد ، آنها را به اطاعتشان… احمقهایی که اطاعت میکنند از دشمن.
آقا فرمودند که اگر بعضی از این بدحجابها و بیحجابها بدانند که پشت سر قضیه کیست، هرگز چنین کاری نمیکنند. نتانیاهو – با آن کارنامهاش – لعنت الله علیه – و قتل زن و بچه و نوزاد و بزرگ و کوچک و ویرانی خانهها و به هر حال و مدرسه و خبرنگار و پزشک و پرستار – او دیکته معین میکند به فارسی. آه، به فارسی میگویند “زن، زندگی، آزادی”. پشت بیحجابی کیست؟ نتانیاهو. این احمقی که از او اطاعت میکند که همین است که در مجلس روزه هم ممکن است برود، در مسجد هم برود نماز بخواند، اما در عین حال مطیع نتانیاهو و ترامپ و فرانسه و اینهاست. مطیع استعمارگر است. آن کسانی هم که کمفروشی میکنند همینطور. دشمن این کار را کرده. مسلمان که امین است، مسلمان که دزد نیست. چرا دزد شده؟ برای ایجاد دزدی طرح دارند. بنابر این، دزدی یاد میدهد، مواد مخدر یاد میدهد، بیناموسی یاد میدهد، بیغیرتی یاد میدهد، خیانت یاد میدهد. وقتی اراده جامعه شکسته شد، بعداً این خونهایی که میریزد، وسیلهای که میریزد؟ وسیله من و تو ، چرا؟ چون اگر قرآن دستور داده “ولا تطع الکافرین[۶]“، از اینها اطاعت نکن. تو که داری عملاً دنبال آنها هستی، اسماً هم که مسلمان هستی ، چه کارت میشود کرد؟ این خونهایی که ریخته میشود، از این جهت است و الا اگر به ” ولا تطع الکافرین “. اگر تنها به همین یک آیه عمل بشود، بنده قول میدهم، بیست و چهار ساعته دشمن زمینگیر میشود. هیچ کار نتواند بکند. قرآن که محتوایش این است، محتواش معجزه است، محتواش درد همه را دوا میکند. اما وقتی خود ما برخلاف عمل میکنیم ، قانون کشورش را میشکند، در جهت رهنمودهای دشمن، با او چکارش میکنیم؟ بعد یک افسانهای میسازد به نام “مهسای امینی” که چندی قبل تهتوش را این روزنامه کیهان. خدا خیرش بدهد. کارشناس ، باایمان، شجاع، مؤمن. من بارها گفتم: این روزنامه کیهان مثل رساله عملیه است. عجب! یعنی آن مرجع تقلید نه – موراد من مرجع تقلید از جهت استنباط احکام نیست – ولی این است که مصادیق را مشخص میکند. حکم دادگاه هم که داده میشود، کارشناس مشخص میکند و الا جلاد میشود جای شهید گذاشت، شهید جای جلاد. کارشناس جلوش را میگیرد. والا ممکن است حکم صادر بشود، اما مصداق جلاد بگذارم جای شهید بنابر این کارشناس میخواهد. این کارشناس امین و شجاع ، که در همه جا اینطوریست… اگر مردم ما فقط به یک نکته توجه کنند، این نعمت خدا را بگیرند و آن چیست؟ و او این است که هر روز صبح، پیر و جوان ما موبایلش را دربیاورد، تیترهای روزنامه کیهان را ببیند، همین کافیست. اما توی هر دکهای میروی، هر ورق پاره گمراهکنندهای هست، اما کیهان نیست. آن هم که آبونمان است، میبینید که کیهان را بعد از یک هفته به دستش میرساند. چرا؟ نفوذ ، نفوذ ، آن آقای که بود… غرقی بود به نظرم – بنده کمحافظه هستم – از آن به هر حال خبرنگارهای خیلی قهار، خیلی قوی. بعد در رسانه هم نوشتند. گفت: در آمریکا بودم – حالا بنده الان باز هم کمحافظه هستم که وزیر خارجه بود یا کس دیگری بود، از آمریکا – بعد صحبت ما این شد که چطور است که به هر حال چهل سال – چهل و پنج سال – آمریکا با همه یال و کوپالش آمده به جنگ ایران و در همه هم شکست خورده. گفت: این، رمزش چیست؟ بعد آن مسئول آمریکایی پاسخ داد گفت: سه مسئله است که ما شکست میخوریم. چیست؟ گفت: یکی رهبر هوشیار ایران. ما هر برنامهای میریزیم، ایشان با یک دخالت نابودش میکند. دومش گفت: یادداشتهای حسین شریعتمداری. مدیر کیهان ، که ما یک مقدماتی را جور می کنیم ، یک یادداشت میدهد، به هر حال این سحر ما را باطل میکند. و سوم گفت: تفکر بسیج. بسیجی وظیفهاش را انجام میدهد و کسی که تابع وظیفه است، نتیجه را به خدا واگذار میکند. هیچ وقت دلسرد نمیشود، چون پیش خدا چیزی گم نمیشود.
حالا به هر حال این است که ما هر سال به هر حال برای سیزده آبان جمع می شویم ، برنامهریزی میکنم فلان و به هر حال که بسیار کار خوبی هم هست. اما مشکل وقتی حل میشود که به هر حال مسئله استعمار و مسئله دشمنشناسی را به بچههایمان طوری بفهمانیم که از کوچک تا بزرگ، حواسشان جمع باشد. و الا خود ما در خون بسیاری از مظلومین – اگر بیتفاوت باشیم – شریکیم. تمام برنامه آنها و سحر آنها را میشود یک شبه باطل کرد. اما به شرطی که کار فنی بشود. حالا ما یک کار احساسی میکنیم و جمع میشویم، شعار میدهیم و خوب است. اما اگر بعد از چهل و هفت سال هنوز نتوانستهایم به بچههایمان بفهمانیم که استعمار یعنی چه… صحنه میدانی این همه قتل و جنایت و دزدی و خیانت و اینها را میبینند و هنوز نمیفهمند. خب، ما مقصریم دیگر. ما مقصریم.
آن بعد از جریان سال چهارصد و یک و آن شگردی که آشوب مهسا امینی شد، چقدرها آسیب وارد شد. صد نفر از بهترینهای ما را شهید کردند به بدترین وجه. چه رسوایی دیدید، همه اینها بود دیگر. جوانهای ما گول خوردند. به هر حال، خیلیها زندان رفتند. بعد عفو عمومی همه را آزاد کردند. بعد حالا گویا از دانشجوهای خود بیرجند ما هم بوده. بعداً که دیگر این قضیه روشن شده برای راهیان نور، خب عده زیادی ، بعضی از جوانهای ما، دانشجوهای ما رفتند. بعد آنجا در اهواز، روایتگر تشریف آورد. بخشی از مطالبی که داشت، روایتگری کرد که جریان این بوده، ما این کار کردیم، دشمن این کار کرده و تا آخر گفت. بعد صحبتش – روایتش – که تمام شد، رفت. حالا مثلاً بیست قدمی، چند تا سردار محترم نشسته و ایشان رفت آنجا. این جوان از تو جمعیت حرکت کرد در حالی که هق هق میگریست – گریه میکرد، دلپر درد – رفت، رفت، رفت. به ده قدمی این سرداران عزیز که رسید، به اینا خطاب گفت: “خیلی نامردید!” – این چه حرفیست؟ چی میگوید؟ – “خیلی نامردید!” برای چی؟ گفت “به خاطر اینکه شما این حرفها را میدانستید، به ما جوان ها نگفتید. ما گول خوردیم.” چرا ما گول بخوریم؟ چون شما مطالب لازم را به ما منتقل نکردید. دیگر فرقی نمیکند. خانه مقصر است، آموزش و پرورش مقصر است، حوزه مقصر است، دانشگاه مقصر است، نهادهای فرهنگی ، تبلیغی و هر فرد فرد، مقصریم. دشمن ما را احاطه کرده، ما همش دنبال مسائلی هستیم که رفاه شخصی خودمان… مقصر نیستیم؟ و خدا نکند که در قیامت، آن کتاب عمل ما را که نشان دهند، نگاه کنیم ببینیم[چقدرها] خونهای مظلومین[برای ما نوشته شده]: “این کتاب اشتباه است، این پرونده من نیست. من یک مورچه را نکشتم عمداً.” میگوید: بله، نکشتی، اما او موضع شما، او کارهای شما و او کمک به دشمن شما و او بیتفاوتی شما، دشمن را بر شما مسلط کرد. این همه خونها ریخته شد، این سهم شماست ، بعد چه می گویم؟: این هست دیگر
لذاست که ضمن اینکه این برنامه را به صورت یک برنامه اجرایی و عملی و میدانی و حماسی هر چه بیشتر انجام بدهید، یک فکری هم برای کارهای ریشهای بکنید.
بنده هم دعاگوی همه شما هستم.
صلوات بفرستید
[۱] سوره مبارکه حدید آیه ۲۵
[۲] همان
[۳] سوره مبارکه حج آیه ۴۰
[۴] اشاره به این فرمایش امیرالمومنین دارد «إنّ الجهاد بابٌ فتحه اللّه لخاصّة أوليائه و سوّغهم كرامةً منه لهم و نعمةٌ ذخرها و الجهاد لباس التّقوى و درع اللّه الحصينة و حصنه الوثيقة فمن تركه رغبةً عنه ألبسه اللّه ثوب المذلّة و شملة البلاء و فارق الرّخاء و ضرب على قلبه بالأشباه و ديّث بالصّغار و القماء و سيم الخسف و منع النّصف و أديل الحقّ منه بتضييعه الجهاد و غضب اللّه عليه بتركه نصرته و قد قال اللّه عزّ و جلّ في محكم كتابه «إن تنصروا اللّٰه ينصركم و يثبّت أقدٰامكم»».
تهذيب الأحکام، الجزء۶، الصفحة۱۲۳
[۵] سوره مبارکه فرقان آیه ۵۲
[۶] همان
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی