بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعَلَى آلِهِ آلِ اللَّهِ وَلَعْنَةُ الدَّائِمِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ.
با سلام به امام زمان، و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب، و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما و همه سنگرنشینان علم و ایمان، و با عرض تسلیت ایام مصائب اهل بیت علیهم السلام، و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم، مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم ، از گرگهای بین المللی.
برای بنده امروز بسیار صبح مبارکی است که در محضر شما هستم. در قدم اول، حُسن انتخاب شما را در رشته حق شناسی، حقیقت شناسی، جهان شناسی، مبدأ شناسی، معاد شناسی، خود شناسی، راه شناسی، راهبر شناسی ــ رشته ای که انتخاب کردید، اینهاست ــ این قدم اول شما را تبریک عرض میکنم. امیدوارم که در قدمهای بعدی هم خداوند شما را یاری کند و در انتخاب این راه موفق باشید.
هر جنسی، هر کالایی به تناسب یک قیمتی دارد؛ حالا کم یا زیاد، نقص یا افزایش قیمت در هر کالایی فرق میکند. به چه ملاک؟ بعضی کالاها وزنی است: وزنش گران باشد، قیمتش هم گران است؛ وزنش کم باشد، قیمتش کم. بعضی ها ممکن است به رنگ باشد؛ یک نقاشی، نرخ را رنگ تعیین میکند. بعضی کالاها ممکن است که همراه با یک هنر باشد. بعضی با متراژ است؛ این فرشی که رویش مینشینید، معمولاً اینها را با متراژ میفروشند، قیمتهایش کم و زیاد میشود. خب، یکی از کالاها در این جهان، خود انسان است. قیمتش چه اندازه است؟ و آیا قیمت بر اساس طول است؟ بر اساس عرض است؟ بر اساس وزن است؟ بر اساس رنگ است؟ قیمت انسان به چه چیز اضافی میشود؟ به چه چیز کم میشود؟
آیت الله شهید علامه مطهری قدس سره کتابی دارد که دیدید: «انسان در قرآن». آنجا میشود به نرخ انسان توجه کرد. خیلی متفاوت است؛ هیچ کالایی این اندازه تفاوت قیمت ندارد. در یک جا می بینید که: «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ[۱]» و آنگاه خدا به فرشته ها میگوید: بر انسان سجده کنید. در جای دیگر میفرماید: «قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ[۲]». مرگ بر انسان! آن قیمتش چیست؟ این قیمتش چیست؟
خب، در این باره کسانی هستند که سرمایه را از دست دادند، از قبیل بنده. سرمایه را از دست دادم؛ آنچه که باقی میماند، حسرت است. اما شما درست سر چهارراه زندگی هستید که میخواهید راه انتخاب کنید. آن راه، قیمت شما را مشخص میکند. حالا اگر همینطور از کسی بپرسیم: آقای فلان! شما عمرت را به چند میدهی؟ یک نگاه تعجب آمیز میکند که این چه سوالیست؟ آدم هوشیار که چنین سوالی نمیکند! عمر من را میگویی؟ به همه عالم نمی دهم! این چه حرفی است شما میگویید؟ این سوال، این هم پاسخ. خب، بعداً مشخص میشود که به چند فروختی؟ خیلی هم کار پرزحمتی نیست؛ قلم و کاغذ برمیدارد و از امروز که میخواهد ببیند که قیمتش چند میشود، یادداشت میکند: دنبال چه هست؟
هر موجودی، گفتم، ملاکی دارد که بر چه اساس قیمتش بالاست یا پایین است: وزن است، رنگ است، طول است، عرض است، حجم است. اما قیمت انسان را در همت و هدفش باید نرخ گذاری کرد: دنبال چه هست؟
حالا آنچه که رایج در میان بشر است، صبح حرکت میکند دنبال یک به اصطلاح منافعی است که بعداً حالا یک ماشین، یک موبایل، یک منزلی، یک وسایل رفاهی فراهم کند و برای تأمین انرژی خود هم خورد و خوراک و اینها. خب، اینها را که روی قلم و کاغذ میتوانید ثبت کنید. همان موقع نرخش را تعیین کنید. اگر صد سال زندگی کند و بالاخره نتیجه کارش یک خانه، یک ماشین و یک موبایل باشد و اینقدر گندم مصرف کرده، اینقدر پنبه مصرف کرده، اینقدر پلاستیک مصرف کرده، بعد قیمتش مساوی با آن است. اینکه وقتی ازش پرسیدیم که عمرت به چند؟ اصلاً سوال ما را مثل سوال آدم دیوانه فرض کرد: من عمر خودم را به عالم نمیدهم! چه سوالی است میکنید؟ خب، معلوم میشود: نه! این کف [قضیه] است. با چند لحظه با ماشین حساب مشخص میشود که مجموع عمرش این است. البته این کف [قضیه] است. به چه جهت؟ به جهت اینکه اگر چنانچه به این اهداف سبک ، اگر به اینها رسید از راه مشروع، این میشود قیمت او . اما اگر از راه نامشروع باشد، که اصلاً به ضرر است؛ اصلاً کلش به ضرر است. نه تنها قیمت روی آن نیامده، به عنوان یک خائن، به عنوان یک دزد، به عنوان یک جنایتکار، نه تنها نفعی نکرده، هیچی به دست نیاورده؛ کاش هیچی می بود! این تمامش وزر و وبال است. «وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ[۳]». انسان ــ هم که عنایت دارید ــ انسان یک موجودی است که همه چیزخواه است. شما نیازهای روزمره بشر را حساب کنید، الی ماشاءالله! خب، این موجودی که همه چیزخواه است، اما در وقت انتخاب از همه چیز میتواند چندتا را انتخاب کند؟ یکی ، عمر را ریز کنید: ثانیه ثانیه. در هر ثانیه میتواند یک تصمیمی بگیرد و از همه جریانات بیشمار و ناشمار میتواند به یکی دست بیابد، نه بیشتر. خب، اینها را بعد جمع بندی میکند: چه از توی آن درمی آید؟
بنابراین، آنطوری که وقتی سوال میشود که عمرت به چند؟ و گلایه آمیز پاسخ میدهد: نه! آنطوری نیست. اتفاقاً کسی که بخواهد سرمایه اش را حفظ کند، همان روز اول باید حواسش جمع باشد: چه معامله ای میکند؟ در معامله هدف چیست؟ قیمت انسان مساوی است با هدفش: دنبالش هست.
شما در زیارت حضرت اباعبدالله علیه السلام عرض میکنید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَابْنَ ثَارِهِ[۴]». یعنی چه؟ حالا یک ترجمه دارد، یک معنی دارد. ترجمه اش یعنی: سلام بر تو ای خون خدا! خدا که خون ندارد که! نه، اینها کلمات مجازی است؛ استعمال میشود در نهایت بلاغت: ای کسی که خونبهای تو، خدا فقط میتواند باشد! عجب! چطور میشود خدا خونبهایش باشد؟ خیلی هم روشن است. چرا؟ به جهت اینکه تمام زندگی، همه لحظات، هر تصمیمی که می خواسته بگیرد، هر فکری می خواسته بکند، وارد هر کاری که می خواسته بشود، برای چه؟ خدای من! چه میخواهد؟ رضای خدا در چیست؟ دنبال این بوده. هدف از این کار، هدف از این تصمیم، هدف از این سکوت، هدف از این فریاد، هدف از این جهاد، فقط یک هدف: آن چیست؟ خداست.
بنابراین، از هر نرخی که پایین تر بیاوریم، اشتباه کردیم. بگوییم بهشت؟ نه! بهشت چیزی نیست. در تقسیم نوع عبادت، خود امیرالمؤمنین و نتیجه همه ائمه علیهم السلام این را میفرمایند. میفرمایند که بعضی هستند خدا را عبادت میکنند، اما «رَغْبَةً[۵]»: خدا را عبادت میکند که دست پیدا کند به نعمتهای آخرتی. همه هم درست است، بسیار هم خوب است: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا». بله، هم عبادتش درست است، هم نیتش. بالاخره: «جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ[۶]». اما این میشود «عِبَادَةُ التُّجَّار[۷]». بسیار خب! این تجارتش، این هم سودش. اما عدهای خدا را عبادت میکنند «رَهْبَةً[۸]»: از عذاب خدا میترسد. بنابراین بندگی میکند. خب، بسیار خوب! خوب است. اما این نمره خودش را دارد، آن نمره خودش را دارد. و عده ای هم عبادت میکنند خدا را نه برای ترس از آتش، نه برای شوق به بهشت؛ خدا را عبادت میکنند به خاطر خود خدا که شایسته عبادت است. بنابراین، این انسانی که خدا را برای خدا و وصل به کمالات الهی عبادت میکند، یعنی هدفش فقط خداست و لاغیر، نرخش میشود «ثَارَ اللَّهِ»؛ یعنی خونبهای او خداست. کمتر از آن کم است. و «تِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ[۹]»؛ اینها آزادمردانی هستند که از قید کسب لذت و رفع الم آزادند.
بنابراین، این راهی که شما انتخاب کردید، آن راه است. منتها مهم این است که از خود خدا کمک بگیرید که شما را به آن هدف برسانید. راه انبیاست: «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ[۱۰]». انبیا و اوصیا و ائمه هدی علیهم السلام هدفشان فقط خداست و برای کسب رضای خدا خدمت به بندگان. هیچ نعمتی برای انسان بهتر از هدایت نیست و هیچ نقمت و بدبختی بدتر از ضلالت و گمراهی نیست. پیغمبران و اوصیا و ائمه هدی و علمای راستین برای خدا و در جهت هدایت انسانها دامن همت به کمر زدند و رضای خدا را تعقیب میکنند.
شما این راه را انتخاب کردید. خیلی سعی کنید. این سرمایه بزرگ: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ[۱۱]». آنکه خریده جان شما را و به آن قیمت میدهد، خود خداست: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ»
بسیار انتخابی شایستهای کردید. آن هم که امروز در جامعه بشر کمبود است، کمبود هدایت است. ببینید بشر سر از کجا درآورده؟ سر از جایی درآورده که حیوانات ننگ دارند! چون حیوانات قانون دارند. اینها حتی قانون حیوانات هم ندارند. حالا گرفتیم سگ هاری، گرگ هاری که دیگر مریض است و قانون رعایت نمیکند، اما از او این کارها ساخته نیست که مردم را به آتش بکشد، مردم را در محاصره آب و نان و غذا و دارو نگه دارد، بچه های شیرخوار… اینها علامت گمراهیهاست.
امروز بیداری جهانی حاصل شده و در کشورهای مختلف، حتی خود کشورهای غربی، مردمش بر آنها… این صحنه مبارزه اسلام با کفر، عدالت با ظلم، اسلام و عدالت به رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی که وسیله وراثت الانبیا اداره میشود، آنها هم ترامپ و نتانیاهو و دیگران… امروز دنیا پی برده: این تنها شما نیستید. جوانهای اروپا هم امروز عدالت میخواهند. و آن کالایی است که تنها در اسلام میشود به دست آورد که همه انبیا برای این آمدند و اهل بیت علیهم السلام بر مبنای جایگاه همه انبیا تنها مکتبی است که به عدالت دعوت میکند. و این مسئله، مسلمان غیرمسلمان معترف است. و امام علی علیه السلام سمبل عدالت در جهان است.
جرج جرداق مسیحی، نویسنده توانای لبنانی: «علی ابن ابیطالب صوت العدالة الانسانیة». خب، این مسیحی است، اصلاً مسلمان نیست، اما عدالت را ــ با اینکه حضرت عیسی پیغمبر خداست: «لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ[۱۲]» ــ اما این آقای مسیحی، علی را بالاتر از حضرت عیسی، اولای به این مسئله میدانند.
در آستانه اربعین حسینی هستید. از همه دنیا، خود کشورهای اروپایی، حتی اسقف و کشیش فلان کشور مسیحی می آید کربلا، بر خاک امام حسین سجده میکند و میگوید که این ذبیح فرات در کتب ما ذکر شده و حسین سمبل عدالت است. و جهان که امروز دنبال منجی میگردد، فرزند حسین، فرزند نهمین حسین، حضرت حجت است. و شما سربازان امام زمان هستید.
بنده هم دعا میکنم انشاءالله که موفق باشید.
صَلَوَات بفرستید.
[۱] سوره مبارکه بقره آیه۳۱
[۲] سوره مبارکه عبس آیه ۱۷
[۳] سوره مبارکه عصر آیه ۱و ۲
[۴] فرازی از زیارت عاشورا
[۵] وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اَللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلتُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اَللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اَللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةِ. تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام , جلد۱ , صفحه۲۴۶
[۶] سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۳۳
[۷] تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام , جلد۱ , صفحه۲۴۶
[۸] همان
[۹] همان
[۱۰] (إنَّ) العُلَماءَ وَرَثَةُ الأنبِياءِ و ذلكَ أنَّ الأنبِياءَ لَم يُوَرِّثوا دِرهَمَا و لا دينارا ، و إنَّما أورَثوا أحاديثَ مِن أحاديثِهِم ، فمَن أخَذَ بِشَيءٍ مِنها فقَد أخَذَ حَظّا وافِرا ، فَانظُروا عِلمَكُم عَمَّن تَأخُذونَهُ
الدعوات : ۶۳/۱۵۷.
[۱۱] سوره مبارکه توبه آیه ۱۱۱
[۱۲] سوره مبارکه بقره آیه ۲۸۵
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی