بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام به امام زمان و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه سنگرنشینان علم ایمان ، بزرگ گذاشت نه دی و هفته بصیرت ؛ با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم بر گرگهای بینالمللی .
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ « كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّة وَحِدَة فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ »[۱] این جهان ممکنات ، این عالم در یک حرکت عمومی، و هر موجودی به اقتضاء شرایط و امکانات خودش از یک مبدای حرکت می کند به سمت یک مقصدی، که هرچه اطلاعات شما در امور طبیعی بیشتر باشد ، نسبت به این موضوع وصول بهتری خواهید داشت ؛ این حرکت یک حرکت هدفمند است ، همچنان که این حرکت یک حرکت قانونمند است ، بنابر این ، تمام این جهان علم است ، تمام این جهان قانون است ، حالا چه از نوع طبیعت ، چه از نوع غریزت ، چه انواع هدایت های خاص دیگر ، که از جمله آن ها هدایت قانون شریعت است و این یک امر واضح و روشن است ، جمالت را ملاحظه می فرمایید از الکترون های داخل اتم ، چه برنامه ای دارند ! چه حرکت ویژه ای دارند ! تا حرکت منظومه شمسی ، تا کیهان ، تا کهکشان ، تمامش قانون است ؛ منجمی که پنجاه سال قبل از دنیا رفته چه از جهت پیش بینی هاش ، چه از جهت محاسبه های دیگر می بینید برای صد سال بعدش تقویم نوشته ، غیب می داند ؟ نه غیب نمی داند ، قانون می داند ؛ طبق قانون این است ، نباتات دیگر در انواعش از وقتی که شروع به حرکت می کند تا به مقصدش می رسد ، حالا ما درباره اش چی می توانیم بگوییم که متأسفانه اطلاعات نداریم ؛ اما برگ درختان سبز در نظر هوشیار ، هر ورقش دفتری است .
ما تعبیر می کنیم بعد از اطلاعات عمومی به رشته ، رشته در فلان موضوع ؛ یک گیاه شناس ، یک زمین شناس ، یک ستاره شناس بالاخره می گوییم رشته ، بعد می گوییم تخصصی ، بعد می گوییم فوق تخصص ، بعد هم تعبیرهای به هر حال علامه و نمی دانم از این عناوین با زبان های مختلف می کنیم ؛ یعنی چه ؟ یعنی یک انسانی که عمرش را گذاشته و به قانون هر یک از بالاخره در جای خودش از جمادات ، یا نباتات و حیوانات پی برده ؛ معنیش این هست دیگر یک عمری را زحمت کشیده که از قوانین حرکت آن ها اطلاعاتی به دست آورده ، اما خدا چه می فرماید ؟ خدا می فرماید : « وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »[۲] اینکه شما عناوین این طوری را ؛ یک الفبا بیشتر نفهمیده ؛ تمام این جهان علم است ، تمام این جهان قانون است ، حالا می خواهد جماداتش باشد، می خواهد نباتاتش باشدعالم حیوانات ببینید ، همه این ها در چهارچوب قانون حرکت می کنند، یک قانون هدفمند ، هدایت عامه الهی ؛ « قَالَ فَمَنْ رَبُّكُمَا يَا مُوسَى قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى »[۳] فرعون از حضرت موسی و هارون پرسید که : خب ، خدا را معرفی کنید ، فرمود خدا همانی است که به هر موجودی هر چی لازمه خلقتش بوده داده ، این یک بخش ، بعد چی کار کرده : ثُمَّ هَدَى بعد آن را به بهره برداری از آن ابزار آگاه کرده ، زنبور عسل با آن عمر کوتاهش درس می خواند یا تجربه یاد می گیرد « وَأَوحَى رَبُّكَ إِلَى ٱلنَّحلِ أَنِ ٱتَّخِذِي مِنَ ٱلجِبَالِ بُيُوتا وَمِنَ ٱلشَّجَرِ وَمِمَّا يَعرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَتِ فَٱسلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ »[۴] فَٱسلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ یعنی چه ؟ یعنی این حشره راه هایی که خدا به او عنایت کرده برود ، خدا به او امر کرده که این راه برود این منحصر به او نیست « فَقَالَ لَهَا وَلِلأَرضِ ٱئتِيَا طَوعًا أَو كَرها قَالَتَا أَتَينَا طَائِعِينَ »[۵] خدای متعال به این زمین ، به این آسمان ، به کره هات فرمود که کارتان را شروع کنید ، چه بخواهید ، چه نخواهید ، « قَالَتَا أَتَينَا طَائِعِينَ »[۶] آن ها در عالم جمادی خودشان گفتند خدایا مابا شما ورغبت این راهرو می رویم، این ها همه در راه می روند همه آنها در راه هستند، أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى این جوابی را که حضرت موسی داده که می تواند بفهمد ؟ این وسعتش را جز خدا هیچ کس نمی تواند بفهمد چرا ؟ کٌلَّ صور قضیه است أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ یعنی همه چیز ، آن کدام انسان است که بگوید من از همه چیز مطلعم ؛ نخیر از یک چیز هم یک بخشی مطلع است آن هم کم ، بنابر این ؛ این جهان هستی تمامش قانون است ، تمامش علم است .
خب اگر هر موجودی قانون دارد و طبق قانون حرکت می کند ، بفرمایید که اشرف مخلوقات چطور ؟ رهاست ؟! انسان ، رهاست یا قانون دارد ؟! انسان یک موجودی است که در جمادات شریک است ، در نباتات شریک است ، در حیوانات شریک است و با آن ها مشترک است و قانون انسانیتش باز فوق آن هاست ، در آن ها که شریک مشمول همان قوانین ، با همه شریک است ؛ این بدن که ساخته می شود ، بدن انسان همین آهن ، ید ، کلسیم و بالاخره دیگر همین هاست ، قانون خودش را دارد و انسان با آن شریک است ، اعضای بدن که می رویند تمامش روییدن است ، جنین می روید ، استخوان می روید ، گوشت می روید ، مو می روید ، ناخن می روید ، این نباتات است ؛ اما انسان جماد نیست در جمادات شریک است اما جماد نیست ، انسان با نباتات شریک اما نبات نیست ، انسان با حیوانات شریک اما حیوان نیست انسان است ، آن بخش انسانیش قانون دارد قانون شریعت ؛ آنجا طبیعت ، غریزت و در نهایت انسان شریعت ، قانون شرع ؛ این به صورت کلی باید هر انسانی به آن توجه داشته باشد چون سرمایه انسان همین است ، اگر این را از دست بدهد بدترین مخلوق روی زمین است ، این سرمایه است ، خب این یک لوازمی هم دارد ، توجه به این قضیه هم لوازم دارد لوازم آن چیست ؟ لوازم آن این است که پی می برد به این که ، عیناً مثل ریل راه آهن ، عیناً مثل جاده بالاخره زمینی از این شهر به آن شهر ، عیناً مثل خط کشی های داخل شهر ؛ بالاخره باید در ریل حرکت کند ، انسان قانون دارد و باید در ریل خودش حرکت کند اگر حرکت نکند چه کار می شود ؟ شما بگو که اگر آن ماشین بزند به جدول خارج بشود چی کار می شود ؟ هواپیما از مسیرش منحرف بشود چیکار می شود ؟ اگر راه آهن به هر حال از ریل خارج شود چه می شود ؟ این می شود و بدتر از همه می شود ؛ خب ما باید توجه داشته باشیم که هر چی پیش می آید از ناملایمات ، از سختی ها ، از مشکلات ، از غم ها ، از غصه ها ، البته کلی استثناء دارد اما عمده اش این است ، آن چیست ؟ این است که اینها محصول کار خود ماست ، همین مسائل روزمره ای که به هر حال از انواع مشکلات همه می نالند از کی می نالند ؟ باید از خود بنالند ، باید برگردند عاقلانه ، با محاسبات ، به پشت سر نگاه کنند ببینند چه کار کردند که محصول و نتیجه چه کار شده ، مثل آن راننده ای که رعایت نکرده ، ماشینش تصادف کرده حالا پایه جنازه های عزیزانش گریه می کنه ، این کار را که کرد خودش کرد ، این ها هم همون طور ، این را باید توجه داشته باشید همه مشکلاتی که پیش می آید محصول کار خود ماست همه کارهای ما از نظر انسانی قانون دارد و من نه دنبال شناخت خودم رفتم ، نه دنبال شناخت راه خودم رفتم ، نه دنبال شناخت هدف خودم رفتم و نه هم قانون رعایت کردم ، دیگر قانون فراگیر است ؛ خوردن قانون داره یا ندارد ؟ از من بپرس ، خوردن قانون ندارد ؟ چرا ما هر روز پیش پزشکی هستیم ؟ چون قانون خوردن را رعایت نمی کنیم ، انواع و اقسام مشکلات در بحث طب و بهداشت اینها کاری کی ؟ کار خود ماست ، کار خود من است ، گفتن چطور ؟ گفتن قانون داره یا نه ؟ خب معمولا می گویند بچه دو ساله ، دو سال و نیم حالا سه ساله حرف زدن یاد گرفته، به به الحمدالله بچه حرف گو شده ، حالا امثال بنده بعد از یک عمر باید خیلی از خودم خجالت بکشم چون حرف زدن یاد نگرفتم ؛ حرف زدن قانون دارد ، اگر دل فلانی رنجید چرا من قانون را رعایت نکردم ، اگر حق فلانی ضایع شد چرا من قانون حرف زدن را رعایت نکردم ، اگر بین دو نفر جنگ ایجاد کردم چرا قانون رعایت نکردم ، اگر دروغ گفتم ، اگر تهمت زدم وغیره این گناهان کبیره ای که از زبان می جوشد این ها قانون ندارد ؟ این خون هایی که می ریزد این ها برگشت می کند به یک دستور ، یک دستور ظالمانه ، یک دستور آدم قانون شکن ، یک حیوان دو پا یک استعمارگر ، ببینید: آن بایدن با آن قیافه خل منشش ، عرض باشد که آتش بس بر مظلومین ، زن ، بچه ، کودک ، بیمارستان ، خبرنگار ، مدرسه و دانشگاه وقتی همه رأی می دهند که آتش بس بشود او قانون را وتو می کند ، این خون ها را که می ریزد آن حرف زدن ، نکنه فردای قیامت که در فردای قیامت یک مسائلی به ما را می شود که اصلاً ربط آن ها با خود ما اصلاً نمی دونم چیست ، این چه ربطی دارد به من ؛ بله این خون ها را می آورند، من؟ ، بله شما ؛ « وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ »[۷] یه قضایایی را مطرح می کند که اصلا حساب نمی کرده که دستش کجا بند است ، چرا ؟ چون حرف زدن یاد نگرفته است ، نگاه کردن یاد داریم ،گوش دادن یاد داریم ، ببین، من که هیچ کدام را نمی دانیم ، اینها همه قانون دارد، قانونش یاد نگرفتم اگر یاد گرفتم بی توجهی کردم
خب، اگر پیکره جامعه بشریت را به یک انسان تشبیه کنیم ، حالا چه در تاریخ چه در همین وضع معاصر که بدتر از هر زمان دیگر هست، پیکر مریض است، انسانیت امروز مریض است، و وقتی معاینه می کنید، می بینید که همه این بیماری ها محصول کار خودش است ، بعد فرافکنی می کند،این به گردن او می اندازد این به گردن او می اندازد، از این کار هم که مشکلی حل نمی شود ، همه به گردن من ، مشکل حل شد ؟ مشکل وقتی حل می شود که ما قانون مند بشویم ، دین همان حرکت هدفمند قانون مند است و تمدن و مدینه فاضله همان دین است، منتها دین شناسش کجاست ؟ اگر بدانند دین شناسانه فلان شخص است بلافاصله ترورش می کنند، مطهری را چرا ترور کردند؟ بهشتی را چرا ترور کردند؟ علامه صدر را چرا زیر شکنجه کشتند؟ استعمار است هر جا آدم فهمیده باشد ، مدیری باشد، مدبری باشد، کارسازی باشد ، همان طور که هر جا زیرساختی باشد در اولین لحظه آنها را از بین می برند اما به هر حال حقیقت تمدن ، حقیقت مدینه فاصله ، دین است
این مطالبی که بنده این جا مطرح می کنم ،عنایت دارید! این نیست که بنده مطلبی نوبر آوردم برای شما ، شما خیلی از بنده بیشتر احاطه دارید به این مسائل ، برای چه به صورت جمعی مطرح کردیم؟ برای این مطرح می کنیم که حالا بنده ولو در طرحش اشتباه بکنم ، اما اهمیت اصل مسئله سر جای خودش هست، اینکه وقت عزیز شما را بالاخره دارم می گیرم، این است که بنده این مسئله را القا می کنم ، هم معیوب ، هم ناقص ، اما شما و بقیه صاحب نظر ها مسئله ، مسئله مهمی است و مهم ترین مسئله انسان است در هر زمانی و مخصوص این زمان « كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً »[۸] معنیش همین است معنیش این است که انسان به دلیل اینکه به هر حال حکم المثال است، واحد است ، قانونش یکی است و اگر انسان انسان باشد همه تابع قانون باشند ، آنجا دیگر مشکل معنی ندارد، اختلاف معنی ندارد ، امام (قدس سره) فرمود که اگر صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را در یک جا جمع کنند بخواند باهم زندگی کنند در آنجا هیچ مشکلی پیش نمی آید چرا مشکل پیش نمی آید ؟ چون زندگی قانونمند دارند ، قانون الهی؛
خب این منحصر به آنها که نیست ، اگر ما بالاخره از این اسلام غنی و سرشار آن گونه که باید بهره برداری کنیم و اسلام را پیاده کنیم، بشر زندگیش مثل بهشت میشود، حالا فعلا در تتمیم این برنامه یک سوال دیگر مطرح است، آن سوال دیگر این است که خب این قانون که این همه بحثش را می کنید و این همه ضرورتش را تاکید می کنید و این همه داد سخن می دهید بفرمایید اصلاً قانون چیست ؟ قانون چیست ؟ بردارد یک کتاب قانون بنویسد، قانون نویسی یعنی چه ؟ قانون یعنی لوازم ضروری واقعیات ، برای ادامه حرکت صحیح به سمت مقصد ، از باب مثال یک دستگاه را ، یک دستگاه را ، یه صنعت را ، آن کارخونه برق را ، این خودرویی که زیر پای شماست ، آن دستگاه چرخ خیاطی که گرفته می خواهد بهره برداری کند ، این یک الزاماتی دارد، الزاماتش این است که شیوه بهره برداری باید این باشد ، به این گونه باشد وغیره و همه خصوصیاتش، خب این کار کیست؟ این کار همانی است که آن را ساخته ، چرا ؟ چون آن واقعیات اینکه ساخته این دستگاه را « أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ »[۹] کسی که چیزی را ایجاد کرده ، خلق کرده ، آفریده ، نمی داند چه کار کرده ؟! چه آفریده؟! خب لوازمش چیست؟ الزاماتش چیست؟ قانونش چیست؟ شیوه بهره برداری از آن چیست ؟ او باید قانون بنویسد ، حالا بنده بردارم برای چرخ خیاطی یه چیزی بنویسم که این طوری عمل کنید ، این میشود قانون آن ؟ این یک اصل است، کسی می تواند برای هر شیئی قانون تنظیم کند، که به همه زیر و بمش آشنایی کافی داشته باشد و الا آن اعتبار ندارد، چیز الکی نوشته ، بنده برای مدیریت مثلاً نیروگاه برق یک چیزی بنویسم ، مضحک نیست ؟ خب برای انسان قانون می نویسند ، می بینید که یک بازاری به عنوان ایست و ایسم و اینها ، کارشان تولید قانون برای انسان است ، از خودش می پرسند انسان چیست ؟ می گوید انسان موجود ناشناخته ، شما برای موجود ناشناخته چطور قانون می نویسید؟ خیلی عجیب است بنابر این قانون آن چیزی است که بر اساس واقعیات ، الزاماتی است بر اساس واقعیات باید تنظیم بشود ، نه که حالا بردارد یک چیزی نوشت ، اسم آن را هم گذاشت قانون ، مثلاً قانون کاپیتولاسیون ، به چه دلیل ؟ دیگر دلیلی ندارد ! زور است و استعمار ، ملت های ضعیف را باید کوبید باید بر آنها اختیارات تام داشت، هر جنایتی کنیم مشکلی ندارد ، مصونیت قانونی داری ، قانون کاپیتولاسیون ، این شد قانون؟! این قانون است ؟ منبع قانون چیست؟
خب یکی این است، یکی اش این است که ، گذشته از این که باید بداند ، باید حق داشته باشد برای انسانی که تو مدعی هستید که این مکتب فلان و ایست و ایسم فلان و غیرذلک این ها ، مردم را دعوت می کنی ،خب بگو تو چیکاره هستی ، بالاخره هر انسانی یک خلقت مستقل است ، هیچ انسانی بر هیچ انسانی حق حکومت ندارد ، چون دلیل ندارد ، به چه دلیل؟ یه شرط هم دارد ، شرطش این است که قانون گذار در قانونی که برای جامعه وضع می کند، برای انسان وضع می کند، خود شریک منافع نباشد والا اگر شریک منافع باشد چه کار می شود، همه جا قانون را به نفع خودش توجیه می کند ،همین که در استعمارگر و تفکر لیبرال دموکراسی منحرف ، استانداردش فرق می کند ، تروریست ها پرورش میدهد، به جان ملت ها ، می زنند ، می کشند ، نابود می کنند ، امنیت جهانی را مخدوش می کنند ، داعش آن چنانی راه می اندازند ، زن و بچه بزرگ و کوچک و مسلمان و غیرمسلمان فرق نمی کند ، همه رو سر می برند ، بعد وقتی می خواهند مثلا کشوری را مثل سوریه بر او تسلط پیدا کنند ، یکی از همان ها می آیند ، بالاخره او را به کار می گیرند بعد آن کسی که در لیست آنها به عنوان یک تروریست که برای دستگیری این [شخص] خطرناک ، جایزه عظیمی تعیین کرده بودند ، اما او را از لیست سیاه خود در می آورد ، به عنوان سرکرده می گذرارد ، همه باید از او اطاعت کنند ، خب این چند استاندارد است ؟ چرا این طوری ؟ چون منافع ، در منافع شریک است ، حالا ، اگر بخواد پاسخ همه این ها در آن داده بشود ؛ یک ، که آن کسی که عالم به خلقت انسان است و بر اساس این ، تنها او می تواند ،حقایق نیاز انسان را به قانون بداند ، خدای متعال است و بس ، فقط خدای متعال ، هیچ کس جز او نمی تواند قانون برای انسان وضع کند، مسئله دیگر اینکه او مالک و خالق انسان است بنابر این حق اوست ، مالک حقیقی است و بنابر این قانون را او بر اساس اینکه مال اوست ، مسئله سومش و آن اینکه او غنی بالذات است و غنی بالذات منافع لازم ندارد که ، او که بشر را خلق نکرده است که از بشر سودی کند ، بلکه افاضه فیض می فرماید نسبت به بشر، همه این امکانات را خدا ، « سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ »[۱۰] همه اینها را خدا برای شما داده است ، ابر و باد و مه و خورشید و فلک ، خب اینها را داده ، اینها سخت افزار است ، به این قناعت نکرده است ، نرم افزارش هدایت است ، دیانت است ، قانون است ، آن را هم خدا که داده است به نفع شما داده است ، نه اینکه او نیاز دارد، جمله کائنات کافر گردند ، به خدا ضرر می رسد؟ نه ، اما خدا آنقدر مهربان است نسبت به بندگانش ، نه تنها بنده مومن ، ببین در این آیه کریمه « وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ»[۱۱] آدم می خواند توجه کند خجالت می کشد ، آخه این کافر که دیگر هیچ آبروی نگذاشته است دیگر ، هم به نعمت های الهی نسبت به حقوق انسانی، دیگر چیزی نگذاشته دیگر ، درسته ؟ اما در عین حال خدا می فرماید « وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ» به خودش اضافه می کند او را ، یعنی آنچه که در توی بنده من نمی خواهم ، کفر هست ، نه خودت ، تو را دوست دارم ، آنچه که خدا از تو نمی خواهد ظلمت هست نه خودت، خدا تو را دوست دارد ، هر که باشد خدا دوستش دارد، آن همه پیغمبر خدا را اذیت می کردند ، باز می دیدید پیغمبر خدا همان ها را دعا می کرد«اَللَّهُمَّ اِهْدِ قَوْمِي فَإِنَّهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ»[۱۲] این بنده خدا اینطوری است دیگر ، وقتی خدا همه را دوست دارد، این محبت مادر که می گویید ، این امانت الهی است ، اما او یک در یک عدد ناشمار شمرده می شود ، چیزی نیست ، اما می بینی خدا چیکار کرده است ؟ خدا بندگانش را دوست دارد .
بنابر این قانون را او باید [وضع کند]، او پیغمبران خودش را برای خدمت به مردم مبعوث می فرماید ، آشنایی با قانونِ حق در مقابل باطل حق در مقابل باطل ، عدل در مقابل ظلم ، حالا اینها را که تغییر میدهد ؟ خود من و شما ، عه من و شما هم ؟! یا نه ، تنها [ایست و ایسم] نه خیر من و شما هم !!! حالا همه اش که آن گناه های عظیم نیست که ، حالا اگر مثلاً پنج میلیون ، ده میلیون پرونده تو دادگاه داریم ، منتظریم که فلان تاریخ برسد، نوبت ما بشود و بریم ببینیم قاضی می گوید حق با کیست! درسته ؟ از شما سوال می کنم ، قبل از قاضی که می داند حق با کیست ؟ همان کسی که دزدیده ، همان کسی که کم فروشی کرده همان کسی که تقلب کرده همان کسی که آدم کشی کرده ، نمی فهمد حق با کیست ؟ پیش از قاضی خود مجرم می داند حق با کیست ! اما ادعا شرف هم می کنند مگوید شما آبرو ما را بردید ، چیزی هم طلبکار است!! همین حرف هایی که روزمره می زنیم همه اش حرف حساب است؟ همه اش حرف حق است ؟ تصدیق هایی که می کنیم ، گوشی که می دهیم ، این زبان که حرف می زند ، آن نگاهی که می کنیم ، همه اش حق است ؟ به یاد خدا، به ذکر خدا ،همه، همه خوب است ، اما از همه لازم تر ، استغفر الله است ، خدا ما را بیامرز ، ما خیلی خلاف رفتیم ، « مِنْ جَمِيعِ ظُلْمِي وَجُرْمِي وَ إِسْرافِي عَلَىٰ نَفْسِي »[۱۳] ما غرق گناهیم ، این دلها هم که قسی شده و دیگه اشک نمیاد به خاطر اعتیاد به گناه است ، اعتیاد به مواد مخدر چطوری است ؟ مواد مخدر صنعتی چطوری است؟ شیشه و نمی دونم فلان ، این بدتر از اوست .
به هر حال منتظر نظرات مبارک شما برای تکمیل و رفع معایب و جبران نقائص در این بحث هستیم و اگر تمایل داشته یاشید یه جلسه دیگر هم خدمت شما هستیم این تکمیل بشود ، اما به هر حال این یه بحث میدانی است ، یه بحث کاربردی است ، برای اهمیت مسئله قانون که گفتم ، بنده ناقص و معیوب القا می کنم ، شمایید که باید برید تکمیلش کنید واقعا به صورت صاحب نظر این رو قابل ارائه کنید ، چه در رسانه های مکتوب، چه در رسانه های منطوق و غیره ، امروز بیش از هر زمانی جامعه بشری به قانون نیاز دارد و تمام مشکلات ما از قانون شکنی است ، بنابر این باید از خدای متعال عذر بخواهیم و برگردیم به جایگاه اصلی خود مان ، شاید توبه ما قبول شود و خداوند شما ها را حفظ کند ثبتکم الله بالقول ثابت فی الحیات الدنیا و فی الآخره
صلوات بفرستیم
[۱] – سوره بقره ، آیه ۲۱۳
[۲] – سوره اسراء ، آیه ۸۵
[۳] – سوره طه ، آیه ۴۹ و ۵۰
[۴] – سوره نحل ، آیه ۶۸ و ۶۹
[۵] – سوره فصلت ، آیه ۱۱
[۶] – همان .
[۷] – سوره زمر ، آیه ۴۷
[۸] – سوره بقره آیه ۲۱۳
[۹]– سوره ملک آیه ۱۴
[۱۰] – سوره جاثیه آیه ۱۳
[۱۱] – سوره زمر آیه ۷
[۱۲] شهاب الأخبار ج۱ ص۱۳۷
[۱۳] – المصباح (للکفعمی) ج۱ ص۶۳
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی