بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به امام زمان (عج) و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان.
عرض هم تبریک و هم تسلیت ایام دارم. تبریک دارد این اوج معنویتی که مجاهدین فی سبیل الله و منتظرین فرج جهان بشریت، با عبودیت و بندگی به معنای صحیح آن، به اوج مقام عند ربهم واصل میشوند و شایستگی شهادت پیدا میکنند.
یاد و خاطره سید مقاومت و همراهشان و همچنین شهدای خدمت شایسته آیتالله رئیسی و کسانی که همراه ایشان بودند، تسلیت دارد، از جهت اینکه این نیروهای کارآمد از ما گرفته میشوند و جای آنها خالی است، اما میشود جای آنها را پر کرد؛ زیرا هم انسان ظرفیت دارد و هم اسلام ظرفیت دارد.
ما تقریباً در حد عمر اسلام، از بعد از رحلت رسول گرامی اسلام، در انزوا بودیم. مراد، خاندان اهل بیت است بنابر این بسیاری از امور بایسته را گذر زمان از ذهن ما زدوده. حالا باید به تعبیر، با ریسک، با جرئت، با تجربه، با ابتکار، آنها جایگزین شوند تا این توسعه و تعمیق پیدا کند.
حالا از آخر شروع میکنم.
این فرمایشاتی که الان بیان شد، نسبت به مسجد امیرآباد، صالحین امیرآباد، بسیج امیرآباد، این یک حسن ابتکار است ، از سالها قبل بوده و ما این توسعه را داشتیم. حوزه همواره جای مقدسی بوده و هست، اما همه مطهری نیستند. وقتی مطهری به وجود میآید، مهم تکثیر اوست. دانشگاه جای بسیار جای با عظمتی است، اما همه دکتر مصطفی چمران نیستند. وقتی او هست، باید این تفکر [را توسعه داد.] بازار جای مقدسی بوده و هست، زیرا آنها همواره همراه علما و بالاخره و دیانت بودند، اما همه مرحوم عراقی یا عسگراولادی نیستند. میشود این را توسعه داد و از این قبیل.
حالا بنده پیشنهاد میکنم که از ابتکاراتی که انجام میشود و الان به آن اشاره کردند، در ابتدا جمع محدودی که خود ایشان باشند، شما باشید، مسئول محترم امور مساجد باشد، مسئول محترم امر به معروف و نهی از منکر باشد، بنشینید و آنچه را که در این راه به نتیجه رسیدید، توسعه دهید، تعمیق دهید. آنچه هم که به عنوان طرح پیشنهادی است، راه را هموار کنید. این کار کاملاً قابل تکثیر است.
این یک مطلب ، چون میخواهم چند مطلب متفرقه عرض کنم و شما آنها را به هم وصل خواهید کرد. از این قاری محترم قرآن و برنامه بعدی که اجرا کردند، بسیار تشکر میکنم. بالاخره این جاذبه دارد. کاملاً می شود با زمینههای مساعد، این اندیشه و این فکر و این اخلاق را توسعه داد. آنچه هم که در شعری که ایشان میخواندند و احیاناً در جلسات در مبارزه با صهیونیستهای یهودی از شعار “یا حیدر” استفاده میشود. خب امیرالمؤمنین علیهالسلام اسما، القاب، کنیه و نامهای مختلفی دارند. در این “علی یا حیدر” استفاده میشود. شما که حتماً میدانید چرا؟ دلیل دارد ، دلیل تاریخی دارد و چیز جالبی است که شما بهتر از بنده میدانید. می دانید که مسئله فتح خیبر یک مسئله ویژه است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم چون این قلعه ها بسیار محکم بود و بسیار مستحکم بود و آنها هم افراد بسیار ورزیدهای بودند، روز اول ک پرچم را [به فردی] دادند، لشکر ناکام برگشت. روز دوم پرچم را به دیگری دادند، لشکر ناکام برگشت. کار سختی بود. بعد از چند نوبت که ناکام بودند، پیامبر اکرم فرمودند که فردا پرچم را به دست کسی میدهم که “کرار” است و غیر از “فرار” اسم آن شخص را نبرد. هر کسی در ذهن خود گفت شاید من باشم.
فردا رسول خدا فرمودند که علی بن ابیطالب بگویید بیاید. عرض کردند شدیداً دچار درد چشم است. فرمود بیاید. پیامبر از آب دهان مبارک به چشم امام علی علیهالسلام تبرک فرمودند و خوب شد ، سالم ، پرچم را به دست علی علیهالسلام دادند. [این] اینطرف قضیه هست آن طرف قضیه هم دارد که سردار یهودیهای خیبر، “مرحب” بود که بسیار انسان نترس و خطرناکی بود. آقایانی که دیروز رفته بودند، روز قبل رفته بودند، شکست خورده برگشته بودند. او از وقتی متولد شده بود، در دوران پیش از بعثت، کاهنها بازاری داشتند و خبرهایی از آینده میدادند. این خودش بحث جداگانهای است که اصطلاحاً بعد از بعثت پیغمبر آخرالزمان، رصد شد و راه کاهنها تا حدی بسته شد. کاهن به مرحب خبر داده بود که تو در هر جنگ پیروزی پیشبینی کرده بود ، الا در جنگ با شخصی به نام حیدر. آنجا مغلوب هستی و مستحضرید که وقتی قهرمانان در جنگ روبرو میشوند، خودشان را به صورت رجز معرفی میکنند. اینجا هم از برنامه های دیگر مستثنی نبود. مرحب به میدان آمد و گفت: “انا الَّذی سَمَّتنِی أمّی مرحبا ضِرغام آجامٍ ولیثُ قَسوره…” امام علی تشریف آورد ، اینها تاریخ است دیگر. رجز خواند: “أَنَا اَلَّذِي سَمَّتْنِي أُمِّي حَيْدَرَةٌ…” تا گفت، آن شخص فرار کرد. چرا؟ چون قبلاً کاهن گفته بود در هر جنگی تو پیروزی غیر از مبارزه با حیدر که کار تو را تمام میکند. این است که در شعارهای امروز “یا حیدر” گفته میشود. این ریشه تاریخی دارد و بسیار جالب است.
خوب این هم یکی ؛ بعد جملهای را نقل میکنم از مرحوم آیتالله شیرازی، امام جمعه معظم شیراز، در سالی که حالا دهه هفتاد بود. در همان تاریخ، خبرنگار اتریشی جملهای به ایشان گفت که احیاناً حالا چند نفری، به هر حال از قطار انقلاب پیاده شدند مثلا و میخواهد از ایشان همراهی بگیرد در هدفش که بالاخره بعضی دنبال انقلاب بودند، انقلاب را رها کردند. ایشان فرمودند: حرف مرا گوش کن. مردم دنیا ، بحث ایران [تنها] که نیست ، بحث دنیاست ، مردم دنیا دو نوعند. قبول است؟ گفت:بله ، چه نوع؟ گفت: بعضی هستند که دزدند، قانونشکنند، آدمکشند، خائنند، مال مردم میخورند، حیوان مجسمند. بعضی این طوری هستند، درست است؟ گفت: بله. بعضی هم هستند اهل ایمانند، اهل تعهدند، اهل بندگی خدا هستند، انسانهای صالح هستند، انسانهای شایسته هستند، خیانت نمیکنند، دروغ نمیگویند، [اهل] صدق و صفا هستند بعضی اینطوری هستند. خب بله. فرمود: بحث ایران و غیر ایران نیست. آینده ای میآید به زودی که در آن آینده این دو دسته از هم جدا میشوند. حالا چه در ایران باشد چه در غیر ایران. دزدها و آدمکشها و خائنها و انسانهای پست و لئیم و بالاخره خودپرست و مالپرست و شهوتپرست، اینها در سطح جهان یک طیفی میشوند و دنبال یک کسی راه میافتند. انسانهای صالح و با ایمان و خیرخواه و خدمتگزار، اینها هم… فرمود: من به تو میگویم ، آیتالله حائری شیرازی فرمود: من به تو میگویم که در آیندهای پیش میآید که در سطح ایران، آنهایی که طرفدار حقند، همه میآیند دنبال این انقلاب. آنهایی هم که طرفدار باطل و بالاخره خائن و آدمکش و… هستند، همه میروند در مقابل انقلاب. خدا روحش را شاد کند. البته او در آن عالم می بیند ، ولی کاش میبود و میدید که امروز آن فرمایش ایشان به عنوان بیداری جهانی به وجود آمده. مردم دنیا دو دسته شدهاند. بحث ایران نیست.وآنگهی اگر ایرانی هم منحرف باشد، مثل بقیه فرق نمیکند. بحث انسان است: انسان گمراه و انسان در راه. آن روز فرمود: روزی میآید که این انقلاب جهانی میشود. هر جا آدم صادق و صالح (حالا ممکن است مسلمان هم نباشد، انسان است) به دنبال انقلاب خواهد آمد و هر کس هم فاسد باشد و شرور باشد و گمراه باشد، در مقابل این قرار خواهد گرفت. و شما امروز مشاهده میکنید در کشورهای غربی هم فرق میکند. مثل ایران، ایران مثل آنجا فرقی نمیکند. یعنی امروز انقلاب شما شده به عنوان نجات نوع بشر در سطح کره زمین. اتفاقاً کار صالحان هم همین است. ” وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ [۱]” یعنی چه؟ این جزو آن کلامهایی است که هم کلام است هم دلیل. اینطوریست دیگر. یعنی در ضمن بیان کلام، دلیلش هم ذکر شده. دلیلش چیست؟ دلیلش صلاحیت است. درست است یا نه؟ یعنی چه؟ یعنی شما در هر کاری (فرق نمیکند کار دنیایی، کار آخرتی، نمیدانم ساختمانسازی، فرض کنید که مدیریت مدرسه، پزشکی، فرق نمیکند. حالا میخواهد این بیمار جراحی شود چه کسی باید جراحی کند؟) انسان صلاحیتدار درست است یا نه؟ مدیریت فلان اداره باید دست که باشد؟ دست آدم صلاحیتدار.
بنابر این در واژهای که این آیه کریمه استعمال کرده، واژهای است که هم بیان میکند هم دلیل میآورد. اینهایی که امروز بر دنیا مسلطند، بر همه، بر دوست و دشمن واضح شده، اینها صلاحیت این را ندارند. اینها انسانهای فاسدی هستند. اینها خودشان شریک دزدند. بنابر این دنیا باید تغییر کند.
بعد از این پیچ تاریخی باید صالحین بیایند. و اصولاً نیروی انسانی در هر کاری حرف اول و آخر را میزند. نیروی انسانی که باید صالح باشد. که چه کار؟ من عرض میکنم: نانوایی ، میخواهد این آرد ببرید نان کند. این نانپز باید صلاحیت داشته باشد. والا آرد را خراب میکند. نیروگاه برق ، که باید متصدی آن باشد؟ انسانی که صلاحیت دارد. مدیریت فلان اداره، کسی که صلاحیت دارد. گذاشتن کسی که صلاحیت ندارد، خیانت است. و اگر به من و شما گفته شود که این ظهور کی انجام خواهد شد؟ شما صالحین هستید. منتظر ظهور ، [ظهور]کی انجام خواهد شد؟ هر وقت نیروی انسانی آن بالفعل حاضر باشد، تمام است.
خب ما یک حرفی را میگوییم که از پیش خودمان نمیگوییم. بزرگان از علم کلام آمدند، جمعبندی کردند، همه اسناد و مدارک و نقل و عقل را در سه جمله خلاصهاش کردند. همان همین مطلب است: «وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا» سه جمله. به هر حال جان دار است . مسئله امامت و قاعده لطف و این که باید حجت تمام شود بر انسان. وجود لطف ؛ تصرفه لطف آخر، این دیگر برای هدایت کار را تمام میکند؛ مگر کسی شقی باشد. اما این لطف خدا، این ظهور، این مباشرت امام معصوم در تمدن اسلامی چرا نیست؟ به جهتی که ما صلاحیتش را نداریم. به جهتی اینکه خدا صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، حجت فرستاده برای همه، اوصیا فرستاده و پیغمبر آخرالزمان صلیاللهعلیهوآلهوسلم را مبعوث کرده ، و بر اساس اسناد فریقین ،نه تنها شیعه ، اسناد فریقین (یعنی آنچه را که به عنوان ادعای تشیع است). آیتالله ذوفنون، آیتالله حسنزاده آملی قدسسره شریف فرمود: من از صفر گرفتم این راه را آمدم، الان مدعی هستم اگر همه اسناد شیعه را بشویند، ببرند کنار آب بشویند، همه را به آب بدهند، شیعه نیازی به آنها ندارد. چرا؟ چون در اسناد برادران غیر شیعه همه اینها وجود دارد. اسناد فریقین. خب این اسناد موجود است. اما یازده امام را شهید کردند. یک علامت چیست؟ علامت این است که خدا کارش را انجام داده. انجام نداده این است که پیغمبر و اوصیای پیغمبر کارشان را انجام دادهاند. مشکل کجاست؟ مشکل همان جایی است که خدا حجتش را گرفته میگوید: هر وقت شما درست شوید، حجت را میفرستم. چرا؟ چون سابقه شما این است. همین است که میبینید ، بنابر این “إ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ [۲]“.
شما عزیزان، خدا شما را خیر دهد، بهترین راه را شما گرفتید. بسیار امیدوارم ادامه دهید ، حالا آن آقای رضازاده بود، چه مرد خوبی هم بود. وزنهبردار بود. من و آقا را از نزدیک هم دیده بودم. وزنهبردار بود، بالاخره حالا دویست و پنجاه و بیشتر را میزد بالا. خب چطور این کار را میکرد؟ تمرین میکرد. ریاضت ، یک کلمهای است که هم در ورزش به کار برده میشود، هم در تمرینهای روحی. رهبر فرزانه انقلاب یک نصابی را تعیین کردند که اگر در معادلات این جمعیت صالح، از نظر فکری، از نظر روحی، از نظر بدنی، از نظر اندیشه، از نظر به هر حال اخلاق، اگر در معادلات این تعداد انسانهای خودساخته باشد، این کارشناسی شده است که شما در صدد همان هستید. دنیا هم منتظر همان است. نیروی انسانی. نیروی انسانیای که به درد اداره جهان بخورد. خودتان را دست کم نگیرید. این کار کار شماست. این کار کار شماست. ما به هر حال به نحوی مقدماتش را و از افراد گوناگون، از صنفهای گوناگون مشاهده میکنیم. آدمهای به درد بخور هستند، کاملاً به درد بخورند. این همه پیروزیها، این همه افتخارات، این همه دستاوردها، اینها بوسیله آدمهای شایسته انجام شده. دیگر به تعبیر “حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد”. اگر این کار شدنی است، برای همسایه ات ، برای خودت هم شدنی است، برای دیگری هم شدنی است.
یک آقای سید حسن نصرالله قدسسره ، می شود هزار آقای سید حسن نصرالله ، نمیشود؟ چرا میشود. این کار شدنی است. اگر نمیشد که خدا ما را تکلیف نمیکرد. این که خدای حکیم تکلیف کرده، یعنی کار شدنی است. یک حاج قاسم سلیمانی میشود، میلیونها حاج قاسم سلیمانی میشود. اگر چنین شود، امام زمان یک لحظهاش هم معطل نمیکند. چرا؟ چون امام زمان منتظر است که این کارها شود. نه این که ما منتظر ظهوریم. ما اگر منتظر ظهور میبودیم، گفتم آن آقای رضازاده هر روز تمرین میکرد، بعد شد این وزنه را میزند. این وزنه جهانی را برای نجات بشر که باید بلند کند. شما عزیزان، این کار شدنی است. این کار ممکن است. تمرین میخواهد. وظیفهشناسی میخواهد. وظیفهدانی میخواهد. حالا از نظر فکری، از نظر اخلاقی، از نظر سیاسی، از نظر اقتصادی، از نظر مدیریت، از نظر نظامی، فرق نمیکند. همه برنامههای نمونهای که حالا در هر حدی الان نشان داد، این مقدمات همین کار است. همین را اگر بالاخره تکثیر شود، تعمیق شود و موج ایجاد کند، این مردم ما بحمدالله مشاهده میکنید چه مردمی هستند. خدا خیرشان بده. اگر این مردم کمک شوند، اینها آمادگی دارند. روایات هم همین را میگوید. آخر هم همین کار خواهد شد. دیر و زود بیش بستگی دارد. و لذاست که دشمن هم این را قبول دارد.
بنابر این یکی از طرحهای دشمن که استعمار از پانصد سال قبل تا حالا (و حالا بیشتر از هر زمانی) یکی از طرحهایش خیلی حساب شده این است که هر جا میرود، فساد تولید میکند. فساد را توسعه میدهد. فساد را تامین کند. روی فکر افراد، روی شبهات افراد، روی اعتیاد افراد، روی فحشا و منکرات افراد، روی بیحجابی افراد. ببین …! این یعنی چه؟ دقیقاً دشمن علمی کار میکند، منتها کارش منفی است. چرا میخواهد جوان ما فاسد شود ؟ به جهت اینکه به درد نخورد ، برای این است دیگر چرا همواره مطهریها را، چرا رجاییها را، چرا سید حسنها را، چرا سلیمانیها را ترور میکند؟ به جهتی اینکه آها، اینها هستند که جهان را تغییر میدهند.به این جهت است. اینکه او از جهت اقتصادی مردم را دزد بار میآورد، مردم را فاسد بار میآورد. از جهت اخلاقی مردم را فاسد بار میآورد. از جهت سیاسی مردم را فاسد بار می آورد. از نظر اعتقادی تو زهر میریزد. چرا؟ به جهتی که اینها در راستای این انقلاب که کار راستان است، کار صالحین است ، که گفتم دلیلش را در خود لفظ قرآن بیان کرده. شما مهمترین مسئله سرنوشت جهان را در دست دارید.
از زمانی که بنا به کارشناسی رهبر فرزانه انقلاب (که از آن طرف قضیه خبر دارد از این طرف قضیه هم خبر دارد) برای تعدیل معادلات، یک چنین تعدادی که بتواند محاسبات و معادلات را تغییر دهد، واجب است. همینکه شما کارتان را سرعت دهید، موج ایجاد کنید. جاذبهتان این نوجوانان عزیز را از بالاخره اسارت افکار استعمارگرها آزاد کند. این کار کاملاً شدنی است. زیرا شما مستدل حرف میزنید. آنها هر جا میروند با سلاح میروند، با شکنجه میروند، با کذب و دروغ و مکر و حیله و آدمکشی و ویرانی و قانونشکنی میروند. شما الحمدالله با دلیل میروید جلو. خیلی فرق است.
بنده هم دعاگوی همه شما هستم. خدا شماها را حفظ کند. “ثبتکم الله بالقول الثابت فی الحیات الدنیا و فی الاخره “. صلوات بفرستید.
[۱] سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵
[۲] همان
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی