بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به امام زمان، و با درود به روانِ مقدّسِ رهبر فقید انقلاب، و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام به محضرِ شما عزیزان و همۀ سنگرنشینان علم و ایمان؛ با عرض تسلیت ایّام مصائب اهل بیت (علیهمالسلام)، با آرزوی پیروزی مظلومین عالم، مخصوصاً فلسطینِمظلوم،غزۀ مظلوم،لبنانِمظلوم،اسلامِمظلوم و انسانِ مظلوم به محضر شما؛خیلی خوش آمدید،چند لحظهای مصدع وقت شما میشوم، امیدوارم آنچه خیر باشد خداوند به زبانم جاری فرماید.
منظور از آمدن انسان بنی عالم به این عالم آزمایش است،همانطوری که در برنامههای تحصیلیتان، در برنامههای نظامیتان، در برنامههای علمیتان ،آزمایش بشوید نمره میگیرید،اینجا هم همانطوری است آنچه درعالم بعد به آن میرسیم نتیجۀ کار خود ماست که به ما برمیگردد و طرح و برنامه و نقشه، اینها را خدای عادل ثبت فرموده،«مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا»[۱]،حوادثی که ما مواجه میشویم اینها ثبت شده است و برای ما تازگی دارد، اما در نزد آنهایی که اهلش هستند اینها خواندنی است،آنها این کتاب را، یعنی این علم را بهدست میآورند پیش از آنکه آن حادثه به وجود بیاید،شما قرآن مجید را ملاحظه میکنید در جای جای آن مکرر نسبت به پیغمبر آخرالزمان(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و آگاهیهایی که از قبل مستند داده شده،در نزد اهل کتاب بهطوریکه آنها از علائم موجود در مدینه منتظر بودند و حتی پیش از آمدن پیامبر به آن ایمان داشتند،اینها تأثیراتی که در خود قرآن است،در بعضی هم قرآن میفرمایید که«يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ»[۲]،آن پیغمبر را یا نشانههای پیغمبر آخرالزمان را آنقدر اینها میشناسند که گویی مثل فرزندش که میشناسند که خوب این یک فصل جداگانهای در قرآن مربوط به این اخبار است،این منحصر به آن نیست، برای آخرالزمان هم در اخبار مختلف آمده است،این اخبارهم تنها منحصر به دوران اسلام نیست، نشانههای پیغمبر آخرالزمان در کتب عتیق هم وجود دارد،و علائمی که برای آخر الزمان ذکر شده فتنههایی که برای آخرالزمان هشدارهایی که برای آخر الزمان ذکر شده، اینها ثبت شده است.
ما امروز در یک مرحله حساسی هستیم و همینطور که میبینید آنچه هم که دربارۀ حضرت صاحبالزمان(علیه السلام) دارد که«فَيَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»[۳]،دنیا پیش از آن همینکه میبینید پُر از ظلم و جور شده است، اصلاً قابل تحمل نیست،اینها در اخبار آمده، نه تنها نسبت به ظهور آن حضرت، نخیر، نسبت به جریاناتی که قبل از آن باشد از جمله اشغال فلسطین بوسیله یهود، در اخبار و احادیث هست، و انواع جریاناتی که هر روز یک چیز تازهای میآید،اینها برای من و شما تازه هست اما اینها ثبت شده است؛هست دیگر، یکی از آن مسائل که همۀ ما روی آن آزمایش میشویم همین انقلاب اسلامی ایران است که یک معجزه بود، چطور معجزه بود؟خوب ما آن زمان را بخاطر داریم، کرۀ زمین به دو نیم کرۀ شرقی و غربی و تحت سلطۀ دو قدرت دیوانه مسلط تبدیل شده بود،کشور مستقلی وجود نداشت،یا باید این طرف میرفتند یا باید آنطرف میرفتند،هیچ کدام حق عرض اندام نداشتند،کدام کشور حق عرض اندام داشت،در کشورهای مختلف هم به اصطلاح جنبشهای یا انقلابها پیش آمد مگر گذاشتند که اینها به جایی برسند، اما چطور شد ایران که درآن تاریخ از خیلیهای دیگر بیشتر نوکر غرب بود، اصلاً مجری برنامههای غربی بود،بعد در این کشور همه چیز دست آنها بود چطور شد انقلابی به وجود آمد،انقلاب پیروز شد،نظام به وجود آمد،دولتی به وجود آمد که آن پنج موضعاش را حالا آقا یا دیگران در فرمایشاتشان میفرمایند،قدم اول نهضت بود و با اینکه غرب و شرق به تعبیر علامه مطهری به ظاهر در مقابل هم بود اما در مقابل هم نبودند، هر دو یک هدف را تعقیب میکردند، آن هدف چه بود؟علامه مطهری میفرماید شرق و غرب مثل دو بال مقراض اسلام را قیچی میکردند، یک واقعیتی بود، آنوقت قدم اول نهضت و پیروزی نهضت مگر اینها اجازه میدادند،اما اینجا از آنها کاری ساخته نبود، قدم دومش نظام قانون اساسی که بهترین قانون اساسی جهان است تنظیم شد و بر اساس آن قوای سه گانه و دولت و اجرایی و قضائیه و مقننه به وجود آمدند، اول پیروزی انقلاب، دوم نظام اسلامی، سوم دولت اسلامی، دولتی که موفق شود دقیقاً قانون اساسی را پیاده کند که همواره به انواع و اقسام موانع نگذاشتند بعد جامعه اسلامی تا وصول به تمدن اسلامی.
خوب، اینها به صورتهای مختلف در نزد اهلش روشن بود، از جمله آیتالله آقا سیدعلی قاضی، آن عارفِ عالمِ واصلِ فقیه بزرگوار، خوب بارها شاید این را شنیدهاید آیتالله قوچانی شاگرد ایشان و وصی ایشان هم هست، آنوقت ایشان نقل میفرماید میگویند در درس آیتالله قاضی نشسته بودیم و ایشان درس معارف میگفت،هفتاد و هشتاد نفر در پای درسش نشسته بودند، بعد دیدیم یک سید جوان زیبایی وارد درس شد،معمولاً اینطوری است استادی که درس میدهد حالا شاگردی بنشیند، برود، کاری داشته باشد توجه نمیکنند،کارش را میکند و درسش را میدهد،بر خلاف این قضیه آن آقا که آمد آیتالله قاضی از سر درس حرکت کرد و از او استقبال کرد، تعجب کردم این آقا کیست، بعد از چندی هم آن آقا حرکت کرد که برود آیتالله قاضی بدرقه کرد، احترام کردند، وقتی برگشت همۀ ما شگفتزده بودیم آقا ایشان چه کسی بود که شما بر خلاف عُرف این تجلیل را قائل شدید،چه فرمود؟فرمود ایشان را حاجآقا روحالله میگویند،از علمای قم است،خوب، این احترامات ویژه برای چیست؟ گفت ایشان حکومت اسلامی ایجاد میکند،چه کسی این را گفته است، این صحبت را وقتی فرمودند که امام مثلاً حالا بیست سال، سی سال عمرشان بود،فرمود ایشان به مقام نیابت حضرت مهدی(علیه السلام) میرسد،تشکیل حکومت میدهد، ببینید، این قضایا در نظر اهلش روشن است؛ این ما هستیم که روی اینها آزمایش میشویم،دنبال حق یا دنبال باطل، دنبال عقل یا دنبال صلح، دنبال اسلام یا دنبال کفر، دیگر فرق نمیکند با زبانمان، با سکوتمان، با اخممان،با لبخندمان،با مسئولیت پذیرفتنمان، بالاخره در همه جا آزمایش میشویم؛ حالا یکی از همان اولیاءالله اتفاقاً استاد خودِ امام(رحمت الله علیه) بود، آیت الله شاهآبادی، حالا از کجا میگویم ایشان مطلع بوده، محضر شما عرض شود که امام(رحمت الله علیه) وقتی به اصطلاح به مصوبه کاپیتالسیون اعتراض کرد و امام(رحمت الله علیه) را از ایران خارج کردند،تبعید کردند ترکیه از ترکیه به عراق، پانزده سال امام در تبعید بود،یک روزی پسر استادشان یعنی پسر آیتالله شاهآبادی که آن هم ازعلما بود،پسر استادشان در عراق بود،خدمت ایشان رسید،گفت آقا خوابی دیدم، برای من تعریف کنید،بفرمائید،عرض کرد در خواب دیدم که در اهواز هستم،در خوزستان هستم، درختهای خرما سوخته این تعبیرش چیست؟امام(رحمتاللهعلیه) تعبیر کرد؟ نه، تکمیل کرد نه تعبیر، چطور؟ فرمود بله آقای شما یعنی آیت الله شاهآبادی یک وقتی به من فرمود، چه فرمود، فرمود انقلابی صورت خواهد گرفت و بعد از آن انقلاب جنگی تحمیل خواهد شد و در غرب،مثلاً شمال غرب خواهد بود و در آن جنگ درختهای خرمای اهواز آتش خواهد گرفت و خواهد سوخت، این تعبیر خواب نبود خبر بود، فرمود آقای شما از این جریان من را با خبر کرده، چه زمانی، یک چیزی هم امام(رحمت الله علیه) اضافه کرد چه فرمود؟ فرمود آقای شما یک مطلب دیگر هم به من گفت، چه گفت؟ گفت که یکی از فرزندان من هم در آن جریان شهید خواهد شد، امام(رحمت اللهعلیه) در تبعیدگاه عراق گفت، بعدها که به ایران آمدند و بعد از تشکیل دادن حکومت و دولت و مجلس و قوه قضاییه جنگ هشت ساله تحمیل شد، پسرایشان که آن برادر ایشان برادر آقازاده شاهآبادی به نام آقاشیخ مهدی شاهآبادی در انتخابات مجلس به نمایندگی رسید و در مجلس که بود برای سرکشی از جبهه رفت خوزستان آنجا شهید شد،این حرف ها رو کی گفته امام ()و بعد استاد که به ایشون گفته ببینید، ماص من مصیبت من فی الارض و لا انفسم الا فی کتاب من مناق النها پیش از آنکه این قضایا به وجود بیاد در نزد اهلش روشن است حالا یک بخش مکتوبی رو خدمتتون ده اینا البته این جریان آیت الله قوچانی رو توی اینترنت هم هست می تونید پیدا کنید اما این مکتوبش را عرض می کنم یه مجله ای بود در دوران های قبل از اسلام شاید از بعد از هزار و سیصد و بیست نوشته می شد من شماره هایی مثلا سال بیست و پنج بیست و شش رو دارم مجله نور دانش مجله نور دانش در مجله نور دانش یه مقاله ای هست نوشته ایران محبوب خداست خب مقاله چی می نویسد مقاله می نویسد که در حدیث است که بعد از آن که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به سران قبائل و پادشاهان نامه نوشتند و اون ها رو دعوت به اسلام کردند و بر اون ها اتمام حجت کردند بعد حکم جهاد آمد که برای نجات انسان ها از دست فراعنه زمان باید جهاد کرد مردم را آزاد کرد وقتی این حکم آمد بعضیها پیش پیغمبر عرض کردند یا رسول الله خوب است جهاد را از ایران شروع کنید، به چه دلیل؟ به دلیل اینکه شما نامه هایی که نوشتید اونا هم که جمع بندیشون به عنوان ماکاتی ورسولان به عنوان یک کتاب مستقلی هست به جهت اینکه هیچ جا نامه شما رو کسی پاره نکرد اما پادشاه ایران نامتون رو پاره کرد جهاد رو از اینجا شروع کنید پیامبر فرمود که نه من جهاد را از ایران شروع نمی کنم چرا چون ایران محبوب است و اون کاری که پادشاه کرده به مردم ربطی نداره این کار مردم نیست این آدم این کار رو کرده است ایران محبوب خداست بعد از آنی که در اون مقاله این حدیث نقل می کند و این و اشارهای به خدمات ایران به اسلام که همواره دانشمندانش مشهور بودند و هستند و خواهند بود که اتفاقا علامه مطهری هم در این باره خدمات متقابل ایران و اسلام رو نوشته که اون هم بعد نوشته شده و شاهد بر جریان است فرمود من از ایران شروع نمی کنم ایران محبوب و خداست یعنی خود این مردم اسلام رو انتخاب خواهند کرد اینا، بعد صاحب مقاله شرح می دهد از خدمات مردم ایران به اسلام و جایگاه مردم ایران، بعد اظهار تاسف می کند می گه بله با همه اینکه در تاریخ این مردم ایران چه زحماتی برای اسلام کشیدند چه دیانتی داشتن چه ایمانی داشتند اما متاسفانه این مقاله مال هزار و سیصد و بیست و شش بیست و پنج است می گه اما متاسفانه با اون همه خدمات و اون همه ارزش هایی که مردم ایران داشتند در این قرن اخیر سیصد سال گذشته متاسفانه مردم ایران را به گناه کشاندند به شرب خمر کشوندند به اعتیاد کشوندند به تریاک کشیدن به بی تعهدی کشوندند و به فساد کشیدن می گوید بله تاریخ واقعا اینطوری بود اما حکومت تحمیلی انگلیس رضاخان پالانی و پسرش اینا این کار راکردند خب تا اینجا روشنه اونی که من می خوام انگشت رو بگذارم این بخش اخیره با قاطعیت می من اما نباشه اما غافل از اینکه به زودی انقلابی در مال سال بیست و پنجاه است تا پنجاه و هفت چقدر راه است، اما به زودی در ایران انقلاب حاصل خواهد شد و بالاخره عرصه برنامه ها پهن خواهد کرد با قاطعیت حالا این مقاله رو که در اون تاریخ نوشته مجله نور دانش تو فهرست نویسنده اش مشخص است پایان مقاله هم نویسنده مشخص نیست تصور می کنم بنده کشف کردم که نویسنده اش کیست؟ کیست؟ خود امام، از کجا کشف کردم خب می دونید امام فکر می کنم بیست بیست و یک سال که بوده او کتاب کشف اسرار را نوشته، خوب اما در کتاب کشف اسرار همین مطلبی که در سال بیست و پنج در مقاله نور دانش نوشته شده با تغییر عبارت همان مطلب هست که امام در اون تکیه می کنم که به زودی انقلابی خواهد شد و غیره، خب کاملا پیداست نویسنده این دو یکی است او کتاب کشف اسرار هم اونقدر مهم بوده و هست ان موقع امام شاید بیست و یک سال سنشون بوده وقتی می آد مشهد به زیارت امام رضا آیت الله حکیم امیرمهدی اصفهانی استاد بزرگ و کل خراسان پیرمردی بالاخره دارای مبنای خاصی وقتی در حرم مطهر او پیرمرد و استاد امام رو یک جوان بیست و یک ساله رو می بیند چیکار می کند خم می شه دست امام رو می بوسه پیرمرد و استاد دست این جوان بی سی ساله و می بوسند می گه اون دستی که کشف اسرار نوشته باید بوسید، بنانعلیه همون طور که بارها آقا فرمودند هر بار به مناسبتی آقا می آید آینده ها روشن است این ها آزمایش است این ها آزمایش است آینده ها روشن است در سخت ترین بن عبد شاید که جریاناتی که پیش می آد اما والله غالب علی اه کسی که نمی تونه بر خدا پیروز بشه این طرح نقشه ای است که خدا ریخته هر چه هم مشکلات سخت تر باشد بر اهل یقین لذتش بیشتره بگه همون طوری که در کربلا اینطوری بود دیگه سخت ترین بحران ها بحران ها اما اون گونه که حضرت زینب سلام الله علیها فرمود که چقدر این صحنه کربلا زیبا بود چون در سخت ترین شرایط بر اساس یقین و توکل به خدا نقش پیروزیش رو می بیند در عین حالی که ظاهر بین ها صد و هشتاد درجه عکسشون رو می بینن امروز بعد از هزار و چهارصد سال مشاهده می کنید نقش کربلا به عنوان یه نقش تعیین کننده در احقاق این حق مثل نورافکنی که می درخشد و مردم را راهنمایی میکند اربعین حسینی حرکت جهانی است یعنی چه؟ یعنی کل یومل عاشورا یعنی کل ارن کربلا کربلا یه نقطه جغرافیایی نیست عاشورای سال شصت و یک یک نقطه تاریخی نیست اینا جریان است شما جوانهای عزیز امروز همون راهی می روید که وقتی امام حسین وارد کربلا شد کلمه استرجاع بر زبان جاری کرد اناالله و انا الیه راجعون علی اکبر آمد گفت چه قضیه ای است که شما کلمه استعاره فرمود قضیه ای نسل خبر داد علی اکبری عرض کرد عرض کرد اثنا علی الحق خب مگه ما بر حق نیستیم فرمود ما با حق و حق با ماست تردید نیست در این عرض کرد آقاجون و اذم لاوبالی بالموت بعد از آن که احراز کردیم که ما دنبال حق و عدل و دنبال خدا هستیم هر حادثه ای که پیش بیاد ما پیروزیم و لذاست که در قرآن کریم هم اینجا هیچ مورد رو اون شکست مطرح نکرده فرموده احد الحسینینن یا این یا اون هر دو طرفش ایده آل است بنده هم دعاگوی شما جوان های عزیز هستم که علی اکبرهای این زمان هستید امیدوارم که به همت شما بیداری جهانی تمدن اسلامی و ظهور مهدی علیه السلام را با چشمتان ببینید صلوات بفرستید
[۱] -سوره حدید،آیۀ ۲۲٫
[۲] -سورۀ بقره،آیۀ ۱۴۶ .
[۳] – الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، سید بن طاووس، ج۱ ، ص ۱۷۷ .
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی