خانه / متن بیانات / متن کامل بیانات در دیدار فرمانده و کارکنان یگان ویژه فراجا خراسان جنوبی

متن کامل بیانات در دیدار فرمانده و کارکنان یگان ویژه فراجا خراسان جنوبی

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
با سلام به امام زمان و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران،فرمانده کل قوا و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه‌ی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم و مخصوصاً فلسطین مظلوم،غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم بر گرگ‌های بین‌المللی؛عرض تبریک و تهنیت ایام، دهه‌ی مبارکه امامت و ولایت؛ خیلی خوش آمدید.
برای بنده خیلی صبح مبارکی است که محضر شما هستم، چند دقیقه‌ای مصدع وقت شما می‌شوم و امیدوارم آن‌چه خیر باشد خداوند به زبانم جاری فرماید.
شما با شرایط دنیای معاصر خوب آشنا هستید و ملاحظه می‌فرمائید که هر جریانی، هر طیفی متصل می‌شود به تفکری که با آن سنخیت دارد.
«ذره ذره کاندرین ارض و سماست ** جنس خود را هر یکی چون کهرباست
ناریان مر ناریان را جاذب‌اند ** نوریان مر نوریان را طالب‌اند»
جریان‌ها برگشت می‌کند به تفکرهای ویژه‌ای که همدیگر را جذب می‌کنند،«لِكُلِّ مَأمومٍ إماما» ،بالاخره هر دسته‌ای،هر گروهی از یک نوع پیشوایی پیروی می‌کنند، حالا پیشوای حق باشد یا پیشوای باطل باشد،بستگی دارد به جنسش که چه سنخ است، ملاحظه می‌کنید که امروز در دنیا کار دنیا به جایی کشیده شده است که به عنوان سنخیت یک عده اشخاصی که حالا اسمشان را چه باید گفت، برای آن‌ها اسم جدیدی را باید انتخاب کرد، یعنی در قالب هیچ لفظی نمی‌گنجد که سرنوشت هشت میلیارد جمعیت دنیا را یک آدم خُل مثل ترامپ رقم می‌زند و مجری برنامه‌های آن‌ها در جهان که فراوان است حالا یک گوشه‌اش هم جنایت‌کاری مثل نتانیاهو هست، ببینید، بعد بر مردم چه می‌گذرد؟همین که می‌بینید، این در حالیست که همواره دلدادگان راه حق، چه در تاریخ و چه در زمان معاصر که وجود پاک دارند، سنخیت‌شان با حق است و همواره دنبال پیشوای حق هستند، نعمت‌های خدا زیاد است،«وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا» ، اما این بالاترین نعمت است که خداوند ما را هدایت کند،«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَٰذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ» ، خدایی که ما را هدایت کرده است به پیروی وجود مقدس انبیأ و اوصیأ و سمبل آن‌ها حضرت امیرالمؤمنین‌علی‌ابن‌ابیطالب‌ علیه‌السلام، این بالاترین نعمت است، چون نعمت هدایت است، هیچ نعمتی بالاتر ازهدایت نیست وهیچ نغمتی بدتر از ضلالت و گمراهی نیست، بناءعلیه امامت در دین خدا برای هدایت انسان‌ها یک اصل مسلم است و مسئله‌ی ائمه دوازده گانه برای پیغمبر آخرالزمان صلی الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم این‌ها جزو مسائلی است که حتی امت‌های قبل و پیغمبران قبل می‌دانستند و می‌گفتند، سند است،علمای برادران اهل تسنن‌مان، علمای بزرگشان در کتاب‌هایشان این‌ها را ذکر کرده‌اند که حالا از جمله‌ی آن‌ها شیخ سلیمان قندوزی که اصلاً اهل قندوز افغانستان هستند کتاب مشهوری به نام «ينابيع المودّة» دارند،این عالم بزرگواراهل تسنن نویسنده‌ی کتاب، آن‌وقت این عالم بزرگ اهل تسنن حدیث نقل می‌کند، از چه کسی؟ از نعثل، نعثل یک عالم یهودی در زمان پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم بود، می‌فرماید نعثل آمد پیش پیغمبراسلام و آن‌چه که از آثار دینی می‌دانست می‌خواست پیغمبر را آزمایش کند که این اخباری که آمده ایشان همان پیغمبر آخرالزمان هستند یا خیر، به عنوان کارشناسی آمد، از نزدیک پیغمبر را دید، با پیغمبر صحبت کرد و چون اطلاع داشت از وجود پیغمبر آخرالزمان و خصوصیات پیغمبر آخرالزمان آمد آزمایش کند، خوب بسیار کار خوبی است، چه سوال کرد؟ از پیغمبر پرسید که اگر شما پیغمبر آخرالزمان هستید به من پاسخ بدهید که جانشینان شما چند نفر هستند؟ ائمه بعد از شما چند نفرهستند؟ پیامبر فرمود که دوازده نفر، سؤالش را ادامه داد گفت خوب نام آن‌ها چیست؟ چه کسانی هستند؟پیامبر فرمود بعد از من علی‌بن‌ابیطالب امام به حق است، بعد از او حسن فرزندم امام به حق است، بعد از او حسین فرزندم امام به حق است، و بعد از حسین نُه نفر از فرزندان حسین ائمه خواهند بود، عجب، عالم یهودی بوده قانع نشد، گفت آن‌ها را هم نام ببرید، یعنی آن نُه نفر هم که از اولاد امام حسین هستند را نام ببرید و پیامبر نام همه‌ی آن‌ها را آورد، نام همه‌ی آن‌ها را برد تا وجود منجی عالم حضرت مهدی سلام الله علیه؛ حالا این‌ها را چه کسی نقل می‌کند، یک عالم بزرگوار از اهل تسنن نقل می‌کند و از این قبیل؛ از قولی چه کسی نقل می‌کند، حدیث در زمان پیغمبر از قول یک عالم یهودی نقل می‌کند که او به خاطر اطلاعاتی که در دین به پیامبر آینده داده شده، پیامبران آینده شده او مطلع است که خود این هم یک بحث جداگانه و مستقلی است، همان‌طوری که در زمان شما مردم منتظرند، بحث ایران تنها که نیست که حتی این‌هایی که علیه اسلام می‌جنگند کاملاً به وجود منجی عالم توجه دارند و با او در واقع می‌جنگند، خوب آن‌وقت همان‌طوری که الان منتظر هستند و جبهه حق یا باطل را تشکیل می‌دهند پیش از بعثت رسول خدا هم آن‌هایی که از ادیان قبل آگاه بودند از جمله یهود و نصارا، این‌ها منتظر بعثت پیغمبر آخرالزمان بودند، نعثل هم به همین جهت پیش پیغمبر آمد، منتظر بعثت بودند و در خود قرآن هم به این کاملاً تصریح دارد،«يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا» ، یعنی چه؟ یعنی اهل کتاب که آمدند در مدینه به انتظار ظهور پیغمبر آخرالزمان که علائم او این بوده که از مکه و مدینه هجرت خواهد کرد و مدینه مرکز بعثت پیغمبر خواهد بود، ،«يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا» ، اهل کتاب این‌ها با مشرکین بت‌پرست که با همدیگر بحث می‌کردند این‌ دیگر آیه قرآن است،«يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا» ،می‌گفتند که پیروزیِ آینده مال ماست،يَسْتَفْتِحُونَ یعنی فتحِ آینده، پیروزیِ آینده، مال ما خواهد بود که ما آمده‌ایم منتظر بعثت پیغمبر آخرالزمان هستیم، بناءعلیه شما بت‌پرست‌ها رسوا خواهید شد، دراین بعثت ببینید نظیر همین حالا آن موقع هم اهل کتاب منتظر خود پیغمبر بودند که در این باب چه از ناحیه‌ی ادیان،چه از ناحیه‌ی حکمایی که به نشانی‌های بعثت پیغمبر آخرالزمان و مهدی آخرالزمان دارای دانش ویژه بودند که از جمله‌ی آن‌ها جاماسب حکیم ایرانی است جزو حکمای ایرانی است کتابی به نام جاماسب‌نامه دارد که الان هم هست و در آن‌جا او به وجود پیغمبرآخرالزمان خبر داده بعد نسبت به مهدی آخرالزمان هم چه می گوید می گوید و مهدی آخرالزمان از اولاد پیغمبر آخر زمان خواهد بود خب بنا علیه روایت و حدیث که این عالم بزرگوار شیخ سلیمان قندوزی رو ملاحظه فرمودید که کاملاً خبر می ده از آینده اون وقت عالم بزرگواری داریم که از خود خراسان جنوبی ماست به نام آقای رفیعی حالا شاید صد و پنجاه سال قبل مثلا یا بیشتر و کمتر ایشان در قید حیات بودند هم عالم اهل سنت بوده در منطقه درمیان و هم شاعر زبردست بوده شاعر زبردست بوده خدا رحمتش کند فرزندان او الان هستند و دیوان شعری دارد که بعد از انقلاب فرزندان ایشون که در تهران بودند اون کتاب رو چاپ کردند یکی هم برای مرحوم پدر من فرستادند از اون کتاب ها بسیار کتاب جالبی است از کاری که این بزرگوار کرده خدا رحمتش کند چیکار کرده آمده از مدح پیغمبر اکرم شروع کرده بعد آمده تا حضرت مهدی همه این ها را ذکر کرده و برای همشان شعر ناب سروده و بعد به حضرت مهدی علیه که می رسد دو قطعه دارد یه قطعه همین که از زمان از پیغمبر اکرم شروع کرده تا حضرت مهدی خب یه شعر برای ایشون گفته بعد یه شعر دیگه هم برای ایشون گفته که از مدد مهدی گرفته و سلسله اجداد طیبین ایشون تا پیغمبر اکرم ببینید بناءعلیه این ها مسائلی است که به تعبیر آیت الله العظمی حسن زاده آملی که به تعبیر عالم ذوفنون یعنی یک عالمی است که تنها در فقه و اصول نیست علوم مختلف دارد خدا رحمتشان کند این عالم بزرگوار چند سال قبل به رحمت خدا رفته خدا باید درجاتشان بیفزاید اون وقت ایشون می فرماید آیت الله حسن زاده آملی می فرماید که اگر همه ی این بحث ها امامت دیگه بحث امامت و مسئله امامت و اینه که دوازده امام هستند از بحث های کلامی است که بین علمای شیعه و علمای غیر شیعه کاملا مطرح و منفقا علیه است بعد رو مصادیقش برن که حالا اظهار نظرهای ویژه و خاص خودش رو دارد آیت الله حسن زاده آملی می فرمایند که برای حقانیت عقاید شیعه امامیه ببینید این عالم ذوالفنون می فرمایید می فرماید اگر همه اسناد شیعه رو همه کتاب های به اصطلاح کلامی شیعه رو بردارن تو آب بشویند همش رو از بین ببرند گفت هیچ خللی در اسناد شیعه پیدا نمی شود چرا می گه به جهتی که همه آنچه را که شیعه می گوید در متون کتاب اهل سنت وجود دارد اسنادش هیچ لزوم ندارد که اسناد شیعه به عنوان شیعه باشد نخیر اسناد برادران اهل سنت کاملا گویاست که این رو من مستند نشینددم ولی در اون تاریخ در دوران شاید که آیت الله امینی صاحب الغدیر شنیدم که ایشون الغدیر و کتاب الغدیر وقتی می خواست در مصر چاپ کند حالا بعضی بودن کسانی دو بصورت دستوری گفتن این رو چاپ نکنید نگذارید چاپ کنن ایشون متکی به قانون متکی به قانون گفت من می ایستم باید چاپ بشه چرا به جهت این کتابی که من نوشتم اینکه متن کتب اهل سنت است من نوشتم از خودم که ننوشتم کجای قانون آمده که متن کتب علمای بزرگوار اهل سنت را مانع بشوند چاپ کردند من اصلا از خودم چیزی نیاوردم هر چه هست متن کتب آنهاست بناعلیه باید چاپ بشود طبق قانون کدام متن قانونی آمده که مانع بشود ببینید مسئله این است یه مسئله ی تمام شده است و شما ملاحظه می کنید که علمای بزرگ از اهل تسنن هم واقعا سنگ تمام گذاشتند انسان حق را که نباید انکار کند چهار پیشوای بزرگوار دارند برادران اهل سنت ما که حالا یکیشون جناب ابون فرض جناب شافعی هست جناب مالکی هست جناب همبل است احمد حنبل است خب حالا همه این ها ارادتمندان به اهل بیت علیهم السلام هستند ولی من یک نمونه را ذکر کنم اصلا بالاتر از نمی شه حرف زد من چطور حرف بزنیم جناب شافعی که بیشتر علما مردم عزیز طرف های کردستان و اینا شافعی مذهب اند این عالم بزرگوار امام شافعی نسبت به امیرالمومنین علیه السلام یک شعری دارد این شعری که بنده نسرودم امام شافعی سروده است شعرش چیست، می فرماید که لوعبد المرتضی لناس وجهه لخرناس تن له و مشفی و یدی علیون ربه عن ربه له، می فرماید که حضرت مرتضی یعنی علی ابن ابی طالب خب یه چهره ی ظاهری دارد که حالا همه مردم دنیا نگاه می کنند امام علی را می شناسن اما می گه امام علی یه چهره باطنی و حقیقی دارد می گه اگر اون چهره واقعی علی بن ابی طالب ظاهر بشه بدع چه می شود لعب المرتضی الناس بعد چه می شود، خرناس تن سجد له مگه همه مردم جهان هر دینی دارد هر مذهبی داره هر مسلکی که داره می گه همه مردم جهان در مقابل علی به سجده می افتند بعد راجع به خودش می گه امام شافعی می فرماید و مات الشافعی و لیس مگه عمرم تمام شد عمرم تمام شد من که عالم بودم من که فقیه بودم مگه عمرم تمام شد اما نتونستم بفهمم که مربی من خداست یا علی که ایشون بگه حرف بنده مشافه و لیدی علییون ربه ارب.
جناب مولوی صاحب مثنوی که خب هم عالم از علمای اهل سنت است و هم بیش از آن شهرت عرفان و شعر دارد و آدم اینطوریست یه آدم استثنائی است ایشون می فرماید که تو یعنی انسان تو تو به تاریکی علی را دیده‌ای یعنی چه، یعنی نسبت به شناخت علی تو جهلی تو تاریکی هستی، مگوید تو به تاریکی علی را دیده ای زان سبب غیری بر او بگزیده‌ای چون حقیقت علی رو نشناختی دیگری رو انتخاب کردید این را چه کسی می گوید مولوی می گوید من که نمی گویم که تو کتابش هم هستی تو به تاریکی علی را دیده ای زان سبب غیر بر او بوکسید و از این قبیل که اگر به صورت بحث های تحقیقی پژوهشی اینا رو ببرن جمعش کنن واقعا قابل استفاده برای همه هست واقعا قابل استفاده است خوب خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که مسئله این است اما انسان آزاد است ما که مفتش عقیده مردم نباید باشیم هر کسی اختیار خودش رو دارد مردم آزادند هرچی انتقاد می کنند آزادند اما همه هم باید بدونن که در جهان بعد باید پاسخگو باشند نه پاسخگو من و تو من و تو هم باید پاسخگو باشیم بله یکی از مشهورترین علما ابن الحدید ابن ابی الحدید خدا رحمتش کند یک شرحی بر کتاب نهج البلاغه نوشته الحق سنگ تمام گذاشته یه دایره المارفی است این چه آدمی بوده چه شخصیتی بوده عالم سنی معتزلی است و کتاب هم اونقدر مشهوره که خودشون هم به کتابش میشناسن بله اگر اشتباه نکنم من کم حافظه هستم جالبه کتابش که شروع می کند مگه الحمدالله التی قد المفضول علی الفاضل دیگه اهل ادبیات می دونن که چه می گوید می گوید اونه که فاضله که همه چیز دان است علی بن ابی طالب به تأخیر انداختند و دیگرانی که مفضول بودند جلو انداختند بعد این رو به خدا نسبت می دهد که با تفکر معتزلی بودن هم خیلی نمی سازد چون خودش معتزلی است اما این کلام بوی اشعری می داد دیگر بوی تفکر اشعری می دهد الحمدالله قد مفضول علی الفاضل یا وقتی آدم تو تنگنای قافیه گیر می کند بالاخره یه حرفی رو می پراند دیگه حالا به هر حال چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ اید به هر حال این جمله ایشون هم خیلی قابل عنان است و الحق عالم بزرگواری است و شرح نهج البلاغه ابن الحدید هم تو دنیا شهرت کافی دارد خداوند رحمتشون کند خدا همه ما رو خودش در راه حق مستدام بدارد هم باید هم به خدا به جا بیاریم الحمد الله اله حدان الهذا ماکن الجی لولا هدان الله و هم باید لحظه به لحظه از خدا بخواهیم این حدیثی است که می گویند پیغمبر اکرم با اون نفس نفیس و شخص شخیص اما دعا می کند می فرماید که الله ملاتیکلنی الی نفسی خدایا مرا یک لحظه که می گوید پیغمبر اکرم خدایا مرا یک لحظه کمتر از یک لحظه بیشتر از یک لحظه به خودم وامگذار خدایا خودت دستم بگیر حالا وقتی پیغمبر ناله می کند زاری می کند اشک می ریزه از خدا این رو می خواد که خدایا مرا به خودم وانگذاری که در حدیث دارد که ام سلمه منم حافظ از رو نقل می کنم که ام سلمه زوجه رسول اکرم نصف شب دید پیغمبر در محراب عبادت مار گزیده به خود می پیچد گریه می کند آه می زند و چه بسا همین دعا را می خواند که خدایا یک لحظه کمتر از یک لحظه بیشتر از یک لحظه مرا به خودم وانگذار، خب این زن هم حوصله بر نمی آرید و داد می زند به گریه وقتی گریه های هر دو تمام می شه از پیغمبر می پرسد آیا رسول الله شما پیغمبر آخرالزمان هستید شما چرا از چی می ترسید پیغمبر فرمود که برادرم یونس یک لحظه البته گناه نیست ترک اولاست اما یک لحظه به خودش واگذار شد بر سرش چه آمد و ذنون عذه مغاز من فن الق علیه فی السلم الا اله الا سبحان من العالمین پس جب له الجناح من الغم و ذال المومنین رفت تو شکم ماهی و بالاخره از اونجا داد زد خدایا مرا به غیر خدا واگذار من ظلم کردم پیغمبر نمود برادرم یونس یه لحظه یه لحظه کمتر از یک لحظه بر سرش آمد آنچه که آمد بنابراین ما باید از خدا بخواهیم عاقبتمان ختم به خیر کند ان شاالله موید باشد صلوات

QR Code

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *