بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله وعلی آله آل الله ولعن دائم علی اعدائهم أعداء الله. با سلام به امام زمان (عج) و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان، و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه اهل ایمان. با آرزوی پیروزی مظلومان عالم، مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم ، انسان مظلوم.
چند لحظه ای مصدع وقت شما می شوم. امیدوارم آنچه خیر است، خداوند به زبانم جاری فرماید. قبلاً هم گفتم که در بحث «ولاءها و ولایتها» که علامه مطهری (قدس سره) جزوه ای نوشتهاند، آن قدر عمیق است و آن قدر ابعاد دارد که بنده مسلماً از عهده بیان آن برنمیآیم. بقیهاش را به درایت مخاطب واگذار میکنم.
این بحث از سویی یک بحث اعتقادی شمرده میشود و مربوط به مباحث کلامی است. از سوی دیگر، یک بحث فقهی است و جنبههای عملی آن. در تعریف هویت انسان ، نقش لازم را دارد، همچنین یک بحث سیاسی است به لوازم آن و بحثهای نظامی است ، و از شاهکلیدهای مباحث عرفانی است که در اینجا خلاصه نمیشود. در صحنه عملی نیز یک مسئله اجتماعی است.
آنچه در «ولاء منفی» گفته میشود و «تبری» است، با آنچه در «ولای اثباتی خاص » گفته میشود که از محبت اهل بیت (علیهمالسلام) و خلاصه مسئله «حب و بغض»، وقتی از امام معصوم (علیه السلام) میپرسند که آیا حب و بغض نیز از مسائل دینی به شمار میآید، حالا این پاسخ را ببین ، میفرمایند: «هل الدین الا الحب و البغض؟[۱]» اصلا حقیقت دین این است و لا غیر
بنده که از عهده بیان این مطلب برنمیآیم، اما امیدوارم آنچه خیر است، خداوند به زبانم جاری فرماید.
« قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ ۗ [۲]». در آیات کریمه قرآن – که در ابعادی ، از جمله فصاحت و بلاغت ، قرآن با اعجاز سخن میگوید– چقدر زیباست!!. شما در آیات مربوطه، از قول انبیای مختلف که مبعوث شدهاند، میبینیم که مسئله بعثت و رهبری جامعه، کاری بسیار سخت است. این همه پیامبران که به شهادت رسیدند و در انواع مسائل مورد هجوم قرار گرفتند – که حالا وجود مقدس عقل کل و هادی سبل، خاتمالرسل (صل الله علیه و اله وسلم) – سیزده سال در مکه اقامت کردند، [در شرایطی] که اصلاً زندگی ممکن نبود. دلیلش این است که مسلمانان به حبشه هجرت کردند؛ در مکه نمیشد زندگی کرد. آنانی که ماندند چه؟ حتی آب و نان بر آنان بسته شد. امروز در غزه چه میکنند؟بنابر این برای حفظ حداقل امنیت جانی، به شعب ابیطالب پناه بردند، [جایی] که سهمیه خوراک یک نفر، گاه ممکن بود در شبانهروز یک خرما نمی شد و[آن خرما را] نصف می کرد حالا ما یک حرفی می شنویم !
بعد از هجرت به مدینه، آنجا چه شد؟ در ده سال، هشتاد جنگ و سریه علیه پیغمبر اکرم (صل الله علیه و اله وسلم) صورت گرفت؛ به طور متوسط در هر سال هشت جنگ. کار سختی است. اما در این کار سخت، آیات متعددی از قول پیغمبران ملاحظه میکنید ،می فرماید: « قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا [۳]»؛ ما از شما در این موارد مزدی طلب نمیکنیم. ما همه سرمایهمان را گذاشتیم، ولی رسالت ، رهبری ، هدایت ، به این صورت نیست که بگوییم ما به شما خدمت کردیم، شما هم [ متقابلاً ] این کار را برای ما بکنید. اینطوری است دیگر
این که می گویم کلام قرآن که اعجاز است و در فصاحت و بلاغت غوغا میکند، اینجاست. سپس میبینیم پیغمبر آخرالزمان (ص) به امر خدا میفرماید:”قل” یعنی بگو پیغمبر، این را به مخاطبین خودت بگو« قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا [۴]»؛ بگو من بر این مسئولیتی که دارم، بر این تلاشی که میکنم ، شما را از جاهلیت نجات می دهم ووو… راه کمال را برایتان باز کنم،من از شما اجر نمیخواهم. این با گفته باقی پیامبران فرق دارد: « قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ[۵] ». “الا” دارد و استثنا دارد و ان چیست ؟ و آن، ولایت اهل بیت (علیهمالسلام) است.
اولین سوالی که پیش میآید این است: چطور است که پیامبران دیگر اجر نخواستند، ولی اینجا استثناء [وجود] دارد؟ استثنا چیست؟ استثناء این است: «إلا المودة فی القربی». این ظاهر لفظ است، باطنی چیست؟. باطنش چیز دیگری است. زیرا استثناء از نظری ادبی دو نوع است: گاه مستثنی جنسش غیر از مستثنیمنه است ، گاه جدا از مستثنیمنه نیست. پس در واقع استثناء نیست؛ اینطوری است ، دیگررمزی دارد. این استثناء نیست، چون مستثنی از مستثنیمنه جدا نیست. خداوند رمز آن را در آیه دیگری بیان کرده، چیست ؟ « قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ ۖ [۶]» یک وقتی تصور نشودکه این با قول پیامبران دیگر فرق میکند، نه این رمزش چیز دیگری است. رمزش این است که: تکمیل خدمت به شما به این است که مودت اهل بیت، سودش شماست، نه سود پیامبر. بگو: آنچه که از أجر در این مطلب طبق حکم خدا و امر خدا به شما گفتم، سودش مال شماست، مال پیامبر نیست. «قل ما سألتکم من أجر فهو لکم»
در آیه دیگر هم به نحو زیباتری آمده: « قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا[۷] » یعنی این، مکمل راه خداست تا شما بتوانید به آن برسید به هدفی که قرب الی الله است بناء علیه در این رمزی که خوابیده این است که ولایت اهل بیت (علیهمالسلام) رهبری آنان برای شماست. نظر به اینکه همه اوصیای پیامبران دیگر هم ، که همه پیامبران اوصیایی داشتند برای حفظ دین مردم است.
درصحنه میدانی و در عین حال در مباحث علمی و تجربی مشاهده میفرمایید که این یک امر اجتنابناپذیر است. بیش از همه،آن بُعدی که همه لمس میکنند ولی توجه ندارند، مشکلات دنیا را می ببینید. بالاخره آن کلید رمزش چیست ؟ برای هشت میلیارد مردم دنیا چند نفر دیوانه زور میگویند ، این رمزی دارد ، چرا چنین است ؟ رمز آن در مسئله ولایتها وجود دارد. «ما سألتکم من أجر فهو لکم» و «قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا »
شما در هر رشته ای همه این مسئله را می فهمند نوبت به مسائل دینی که می رسد نمی فهمند، رمزش چیست؟ رمزش، محاسبات غلطی است که از نظر نفسانی، توجه به منافع به اصطلاح زودگذرشان دارند و در عین حال، عین ضررشان هست. نفعی نیست که نیست، همه ضررها در اینجا است همه متوجه اند در امور روزمره خود ، که اگر بخواهد مدیریت هر مسئلهای را از هر نوع، پزشکی، مهندسی، کشاورزی، ساختمانی،فرق نمی کند ، مدیریت اداری باشد همه می فهمند که این وقتی موفق است، که دو امر در آن تضمین شده باشد: یکی تخصص در حد کافی، و دیگری تعهد به اندازه لازم،لازم است دیگر و الا آن امر فاسد میشود به یک انسان جاهلی را مثلا بگذارید در رأس مدیریت امور پزشکی بگذارید، اصلاً سرش درنمی آید یه کسی که هیچی آگاهی ندارد بگذارید ناظر نیروگاه برق ، چکارش می کند ؟ هیچی نمی داند ، یا اصلا می داند ولی خائن است چه اندازه می توانید این کار را بکنید [چقدر می توانید] سرمایه گذاری بکنید؟ می توانید؟
خب چطور شد که همین مطلب را در دین متوجه نمیشوند؟ این عرائضی که می کنم مربوط به همین جاست. یعنی چه ؟ یعنی خدای عالم که دین، ناموس اوست و برنامه تربیتی بندگان است و همه سرنوشت بشر در آن است، آن وقت خدای متعال چطور قرار داده ؟ این را به افراد خاصی از پیامبران و رسل که انها را به نحو زیبا در دعای شریف ندبه تعریف کرده است که با چه کیفیتی دین سامان پیدا میکند و پیامبران با چه شیوهای از طرف خدا شناخته و مبعوث میشوند؟ و آن گهی وقتی پیامبران از دنیا رفتند، اوصیای آنان که از نظر دانش دینی، همه آنچه لازم است را میدانند و از جهت تعهد نسبت به آن، دارای مقام عصمت هستند ، در امام اصل و مقام عدالت در پیشوایی که از طرف آنان انجام میشود، حال چه امام غائب باشد، چه ظاهر، فرق نمیکند.
امام علی (علیه السلام) وقتی در کوفه حکومت می کند، در بافی مکانها چه؟ در باقی مکان ها نیز کسانی از طرف امام بودند. یا در زمان غیبت باشد ، که آن فرقش در نیابت خاص و نیابت عام است باید عدالت در حدی باشد که احتمال رها کردن چیزی از دین در او نباشد.
خب پس چه شد که یزید بن معاویه بن ابوسفیان حاکم مسلمین شد؟ این است که این مسائل را همه جا میفهمیم، اما به اینجا که میرسد، نمیفهمیم. شما در انتخاباتها، در حرکتهای سیاسی، در نوع تبلیغات ملاحظه کنید الی ماشاءالله چه در ایران و چه در باقی جاهای دیگر وقتی به اینجا میرسد، همه گوشهای خود را می گیرند و حرف به گوششان فرو نمیرود. و سرنوشت بشر را بر خلاف آنچه در دین تعبیه شده و خدا تعیین فرموده، ملاحظه میکنید که چه میشود بر دین.
بناء علیه، این زوایایی که از مسئله «ولاءها و ولایتها» عرض کردم، بخش مهم آن در صحنه عملی است. در میدان، در میدان چه میکنیم؟ با این که نسخه جامع و کامل نوشته شده، هیچ جای آن نقصی ندارد اما وقتی به مرحله عمل میرسد، همین است که میبینید. چرا خون دل میخورید؟ برای چه؟ بالاخره مجموعهای که بر اساس مکتب انبیا این انقلاب را انجام دادند و با خون شهدا این انقلاب سرپا گرفت، خیلی فداکاری شد، خیلی فداکاری میشود، خیلی فداکاری خواهد شد.
شرط اولیه برای بقا، این است که یک صدا باشد و آن صدای «توحید» است. «الاسلام کلمة التوحید والتوحید الکلمه» اگر ما برای خدا آمدیم، همه باید حرف خدایی بزنیم. چرا حرف نفسانی میزنیم؟ از کشور باید یک صدا [بلند شود] بعد چند صدا بلند میشود؟ تمام آسیبهایی که میبینیم، به خود ما برمیگردد. این کار را که کرد؟ من و تو میکنیم. پس که میکند. تمام مصیبتهایی که میبینیم، خودمان این کار را میکنیم. اگر یک صدا وآن صدای توحید و همه یک حرف بزنیم، اصلاً هیچ کشوری، هیچ قدرتی نمیتواند عرض اندام کند. می تواند؟ ابداً… اما وقتی هر کسی به هدفی، به دنبال سلیقهای، باهدف نفسی و بسیاری هم در واقع انعکاس دشمنان بیرونی را صورت میدهند ، اصلاً دارد برای آنان حرف میزند.
در همان زمان امام (قدس سره)، امام ،دوست و دشمن، از جهت اسلامشناسی و از جهت تعهد، ایشان را قبول داشتند و دارند. صحبتهای امام هم طوری بود که با این که هم فقیه بود، هم فیلسوف بود، هم عارف بود ، اما سطح صحبتی که ایشان می کرد به گونهای بود که هیچ مخاطبی در آن ابهام نمیکرد یعنی اصطلاحات علمی در آن نبود ، خیلی عادی صحبت میکرد که این خودش هنر است ، اما فردا که میشد، میدیدید ده تا بیست روزنامه، صحبتهای دیروز امام را منعکس کردهاند و هر کسی چیزی نوشته.چرا؟ آسیب ما از اینجا می خوریم.
یعنی آن آمریکا نیست، آن انگلیس نیست، آن فرانسه نیست که عرضه داشته باشد به ما هجوم بیاورد، مگر وقتی که صداهایی به نفع آنان از داخل بلند شود. که باید به این زبان ها پارس گفت
دیروزیک نوشتهای بود در واقع همان طرح تجزیه ایران ، که ناسیونالیستی، یک کسی به زبان اش و به قوم اش و رنگ اش، که متلاشی کردن طرح بیگانه است « إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا [۸]» طرح آن هاست یه ورقی دیدم نوشته است«من ایرانی نیستم، پارسیام». پارسی به معنی فارسی؟ نه. ولی پارسی به معنی «پارس»؟ بله. پارس میکند. از طرف نتانیاهو. به این معنی پارسی. چه، میگوید؟ «من ایرانیام، پارسیام». نه، هیچی نیستی. پارسی هستی، یعنی پارس میکنی برای بیرونیها. اولین پیام برای تجزیه، همین حرفهاست. به این بگو: فارسی، به آن بگو: ترک، به آن بگو: عرب. بعد این میشود عین آنچه انگلیس خواسته، عین آنچه آمریکا خواسته. هر کسی یک صدایی. این چندصدایی بودن مال ما نیست. « الاسلام کلمة التوحید والتوحید الکلمه » این صداهای اضافی مال ما نیست. و آن کسی که صدای بیگانه درمیآورد، خودش بیگانه است بدتر از بیگانه ، چون کاری که این میتواند بکند، بیگانه نمیتواند بکند.
و اگر ما در هر زمانی و در همین زمان یا در زمان امام اگرما فقط تابع یک سخن باشیم، و آن سخن توحیدی رهبر دین است، اصلاً آمریکا جرئت نمیکند جلو بیاید ، چطور جرئت می کند؟! در جنگ تحمیلی دوازده روزه ملاحظه کردید به طور وضوح این طوری بود ، اصلاً تمام محاسبات ما این بود که طرفدارانی در ایران دارند و آنان از بیرون حمله میکنند و از داخل کمک میکنند. که عدهای هم در این حال بودند. اما مسلماً آنان اقلیتند. کاره ای نیستند، سر و صدایشان زیاد است از جهت اینکه افکار را تشویش کنند، اما خودشان کسی نیستند، چیزی نیستند. اما موضعشان، موضع دشمن است. که خیلیهاشان با رسوایی کشیده شدند و شناسایی شدند، خیلیها هم شناسایی نشدند.
تمام اینها همه به مسئله ولایت برمیگردد چه در بعد منفی که بغض و تبری است، و چه در بعد اثباتی اعم از این که اثباتی عام باشد یا خاص باشد، یا عناوینی که اگر صحبت شود در خدمتتان خواهم بود. اما اجمالش این است که این کتاب جیبی که علامه مطهری نوشته، آنقدر عمق دارد، زوایا دارد، و آنقدر رمز و راز دارد که همان[کتاب جیبی] به تنهایی به عنوان یک نسخه برای کل جامعه هشت میلیاردی کافی است. نسخهای است.بنده مدعی هستم
و یک وقتی در نوشتهای بود، دیدم چیزی در ذهن من هست که باشد. بعد از رحلت استاد مطهری (قدس سره)، یک نفر یک بزرگوار ایشان را در خواب دیده بود. رویای صادقه ، رویای صادقه با بقیه خوابها فرق میکند. رویای صادقه، یک نوع از « وحی» است که در وحی هم آمده: لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ ۖ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ [۹]» این رویاست، اما وحی است. و کسی ایشان را در خواب دید از بزرگان ، دید مقام آیت الله علامه مطهری، خیلی فوق تصور است. تعجب کرد. از خود ایشان در آن عالم رویا پرسید که این مقام ویژهای که خدا به شما عنایت کرده بالاخره شما به اسلام خدمت کردید، به علم و دانش خدمت کردید، به جوانها خدمت کردید و به شهروندان خدمت کردید، بالاخره در مقابل خدمات شماست فرمودند: «همه این مقام که شما میبینی، برای نوشتن کتاب «ولاءها و ولایتها» به من عنایت شده.» تو خود، حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
که بهترین مصداقی که میتوان در جهت عملی آن را به جامعه نشان بدهد و خودش در زندگی پیاده کرد، تفکر بسیجی است. و از مجموعه بسیجی هم، اولویت با جمع صالحینی است که ما حرفش را میزنیم، شما الحمدالله عملش را انجام میدهید. و دعاگو هستیم که بتوانید به عنوان اسوه، این صراط مستقیم را با زبان و عمل ترویج کنید.
رمز نجات بشر، همین نسخه کتاب «ولاءها و ولایتها»ست. خداوند ان شاءالله به شماها توفیق دهد که به آن آرمان بزرگ که بر اساس همین نسخه، شرایطی در جهان پیدا شود که ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که متولی اصلی این قضیه نجات بشر است ان شاءالله با چشمتان ببینید.
صلوات بفرستید
[۱] ۱ ) الكافی ،ثقة الاسلام كلینی ج ۲ ص ۱۲۵ ؛ المحاسن ،احمد بن ابى عبد اللّه برقى،ج ۱،ص۲۶۲ ؛ تفسيرفراتالكوفی، فرات بن ابراهيم كوفى،ص ۴۲۸ ؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی ج ۶۵ ص ۶۳ ؛
[۲] سوره مبارکه شوری آیه ۲۳
[۳] سوره مبارکه شوری آیه ۲۳
[۴] همان
[۵] همان
[۶] سوره مبارکه سبا آیه ۴۷
[۷] سوره مبارکه فرقان آیه ۵۷
[۸] سوره مبارکه قصص آیه ۴
[۹] سوره مبارکه فتح آیه۲۷
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی