بسمالله الرحمن الرحیم
الحمدلله والصلاه و السلام علی رسولالله و علی آله آل الله و لعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله و سلام به امامزمان و با درود به روان مقدس امامین انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان و سلام مجدد محضر شما عزیزان و همه سنگرنشینان علم و ایمان، با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم غزه مظلوم لبنان مظلوم اسلام مظلوم انسان مظلوم بر گرگهای بینالمللی.
عرض تبریک و تهنیت ایام ولادت باسعادت عقیله بنیهاشم حضرت زینب کبری سلامالله علیها «فالناس موتی و أهل العلم أحیاءو الناس مرضی وهم فیهم اطباء[۱]». بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که جامعه جهانی مریض است؛ اما چرا مریض است؟ مثل هر مریضی معاینه میخواهد کارشناسی میخواهد و نتیجه میخواهد چه مرض دارد؟ مرض کمبود ویتامین دین، مشکل جامعه بشری بیدینی است و دین یک ضرورت اجتنابناپذیر بر اساس کارشناسی تحقیقی در شناخت انسان و جهان است.
آیتالله ذوفنون حسنزاده آملی علامه قدسسره الشریف نقل میفرمایند از استادشان علامه طباطبایی که فرمود مهمان دانشمندی برایمان آمده بود از خارج، از او پرسیدم که شما دینتان چیست؟ گفت من مسلمان شیعه اثناء عشری هستم گفتم خاندانتان مسلمان هستند؟ گفت نه آنها مسیحی هستند سؤال کردم که خوب چه انگیزه داشتید که به این نتیجه رسیدید؟ گفت، او این آن بود که همه موجودات دین دارند، دین یعنی چه؟ یعنی برنامه عملی در سیر از مبدأ نقص بهسوی مقصد کمال. به هر جای دنیا نگاه کنید جمادات نباتات حیوانات روی روال فرمول خاصی حرکت میکنند دینشان است حتی صنایع دین دارند اگر بخواهید از یک صنعتی بهرهبرداری صحیح کنید باید او را بر مدار قانون مربوطه حفظ کنید و الا ممکن نیست خراب میشود ضایع میشود و منبعد از آن زمانی که به این نتیجه رسیدم تنبلی نکردم تلاش کردم و آنچه که در دنیا بهعنوان دین مطرح است بررسی کردم اصلاً ربطی به دین ندارد. خوب پیغمبران همه میآیند مردم را به تکالیفی دعوت میکنند اینها میگویند حضرت عیسی آمده و پای دار رفته شما هر کاری میخواهید بکنید و عیسی فدای شما خواهد شد جبران خواهد کرد؛ یعنی بیدینی را در یک چنین قالبی به اسم دین که از آن هم منافع حزبی میشود. از یهودیها که دیگر اسمش را نبر تا دیگرانی که بت پرستند و گاو پرستند و میمون پرستند و فلان. گفت من روی آنها کار کردم کتابهایشان را دیدم تا اینکه رسیدم به اسلام و قرآن. قرآن را وقتی ملاحظه کردم دیدم این حقیقت دین است؛ اما در داخل مسلمانها اختلاف مذهبی هست و من بررسی کردم و به نتیجه رسیدم که آن دعوتی که صد و بیست و چهارهزار پیغمبر بر آن کردند آن را تنها در مکتب تشیع میشود یافت؛ بنابراین من دینم را اینطوری اختیار کردم. حالا جالب اینجاست که شخصی مثل علامه حسنزاده آملی قدسسره میفرمود حرف او در من تأثیر گذاشت که من راه او را طی کردم و به همان نتیجه هم رسیدم حتی یک تعبیری دارد که تشیع یک جایگاهی دارد که اگر تمام منابع تشیع را بشویند داخل آب بدهند نیازی به آنها نیست چرا؟ چون از طرق منابع دیگر این ثابت میشود؛ بنابراین جایگاه دین و شناخت دین و پای دین از نظر تعهد ایستادن این مهم است. اینها هم یک مطالبی است که آنجا که جایش است ببینید همان دشمن عنود اقرار میکند یک سخنرانی بود مال شاید دو سال قبل. استاد برجسته دانشگاه فلسطین اشغالی یک یهودی یک سخنرانی کرد همه آن هم پالکی هایش را غافلگیر کرد گفت ما یهودیها چه ادعا داریم؟ ما یک قوم هستیم و منافع قومی در آن مطرح است برای دنیا چه حرف داریم؟ هیچ حرفی نداریم برای دنیا اسلام حرف دارد. جالب اینجاست که همانجا به همان زبان عربی گفت «اَلْإِسْلاَمُ یعْلُو وَ لاَ یعْلَی عَلَیهِ[۲]». بازهم یکی دو سال شده شاید که در اخبار آمده بود حالا اسقف بود یا کشیش مسیحی از مصر سر آمده بود ایران یعنی از یک کشور بالاخره که کاملاً جنبه دینی دارد سوابق دینی دارد؛ یعنی این آقا آشنا بود بیگانه نبود از مصر آمده بود بعد رفت قم بالاخره از منابع و از تخصصها و از رشتهها و اینها یک سری زد با دید کارشناسی آنجا اظهارات عجیبی کرد اصلاً بهتش زده بود از جایگاه تشیع، گفت شما برای دنیا حرف دارید یک واقعیتی است. امروز هم که به برکت خون شهدا و رهبری رهبران الهی فرصتی پیشآمده که ملاحظه میکنید مردم از بیتفاوتی درآمدند و در میآیند و موج بیداری دنیا را میگیرد؛ بنابراین کار میخواهد متناسب با این هدف بزرگ. آن وقت حقیقت دین چیست؟ به تعبیری که ایمان را معنی میکنند «اقدم بالجنان وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکانِ . إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ هم هست اقدم بالجنان وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکانِ[۳]». خوب یک فردی با ادعای نبوت آمده و مطابق ادعایش آیات و معجزات ارائه کرده بالاخره هم عقل هم نقل هم عقلاً این را تأیید میکنند که اگر کسی مدعی نبوت شود و مطابق ادعایش بتواند مخاطبین را اقناع کند در ارائه آیات و معجزات، این میشود رسالت، نبوت یکی از اصولدین است. خوب با معاضدت عقل و فطرت و راههای دیگری که سیروسلوک اینهاست اما بالاتر از همه وحی. او مبدأ را بهعنوان توحید معرفی میکند میشود عقیده به توحید، اصل دین. خوب هدف کجاست؟ معاد است دین هم به معنی جزاست به معنی پاداش به معنی عکسالعمل به معنی واکنش یعنی انسان در این عالم هر کاری که بکند اینها منعکس میشود در مسئله معاد. خوب اینها اقدم جنان است عقیده به صدق رسالت میآورد عقیده به حقیقت توحید میآورد عقیده به معاد و سرنوشت آینده میآورد آن وقت باقی اصولدین چیست؟ عدل است اصلاً حقیقت دین عدل است پیام پیغمبر عدل است. یعنی با آن عقیده توحیدی و عقیده نهایی و رسالت رسول، پیامشان چیست؟ پیامشان عدل است. «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ * إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ[۴]» اصلاً حقیقت دین عدل است حالا معنی عدل هم که آنچه که در ذهن کوچک من و امثال من خوابیده که حالا روی چهارتا مسئله جزئی این عدل شد؟ این که نیست عدل قانونی است بر هستی حاکم است «بالعدل قامت السموات و الارض[۵]» اعم از آنچه که در تکوین است و از نوع سختافزار است یا در تکوین از نوع نرمافزار است و یا در تشریع است فرق نمیکند همه مسائل، زیرمجموعهاش میشود پیام دین عدل است؛ اما تحقق این مهم آن است که بشر را شفا میدهد گفتیم که کمبود دارد، کمبود ویتامین دین دارد. اگر یک مقدار انسان، بالفطره بالوجدان احساس مسئولیت کند و دنبال حق برود «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا[۶]» خدا او را کمک میکند هدایت میکند به مقصد میرسد و او مقصد عملاً دین است در قالبهای مختلف اما همهجا قانون عدل است، قانون عدل. حضرت امام علی علیهالسلام هم که بالاخره سمبل عدل در جهان است. نهتنها، بحث شیعه نیست بحث مسلمان شیعه یا سنی نیست می ببینید جرج جرداق مسیحی نویسنده مشهور صاحبقلم در عین حالی که او بهترین کتابش را بهعنوان صوت العداله الانسانیه اگر درباره حضرت مسیح مینوشت میگفتیم دستش درد نکند «لا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ[۷]» اما چه شده که او هم بهترین نوشتهاش را بهعنوان صوت العداله الانسانیه را به نام علی بن ابیطالب نوشته او که اصلاً مسلمان نیست. اینجاست که این مسائل را نمیشود، جز با عناد نمیشود انکار کرد. آن وقت در فرمایشات امام علی دارد این مضمون که بالاخره عدل یک راه گسترده ایست که تمام کاروان بشر میتواند بهسلامت از آن عبور کند؛ اما وقتی به سمت ظلم رفت همینی که میبینید راه به روی همه بسته است. اینجاست که عدل، پیادهکردن عدل که حلال همه مشکلات است یک شرط دارد شرطش چیست؟ شرطش امام عادل شرطش امام عادل است. بههرحال این عدل و امامت را ساده از کنارش رد نشوید این یعنی همه چیز و خیلی تعجب است از دنیا و از کسانی که خودشان را عاقل تصور میکنند مسائل دنیایی و پیشپاافتاده را خوب میفهمند مسائل دینی را اصلاً نمیفهمند با مدارک تحصیلات بالا، فارغالتحصیل چند رشته باشد. اگر برای شما یا برای هر کسی یا برای بنده خبر بیاورند که مثلاً یک آدمی که اصلاً در هیچ رشتهای کاری نکرده جاهل، جاهل، ایشان را گذاشتند متصدی نیروگاه برق، چه میکنید؟ داد همه در میآید داد عوامالناس هم در میآید مگر می شود کسی که الفبای قضیه را نمیداند رهبر آن جامعه باشد میشود؟ خیلی عجیب است جاهل، متصدی دین باشد یا ظالم. کسی که اصلاً برای اینکه خودش را غالب کند همه احکام عدل و دین و طهارت و پاکی را زیر پا گذاشته که خودش را غالب کند بر اساس منافع شخصی گروهی حزبی و غیره، قومی، به هر عنوانی به هر اسمی که به او میگویید ظالم آن را بگذارند تا عدالت انبیاء را پیاده کند میشود به این کار؟ هیچ عاقلی میپسندد؟ مثلاینکه برای درس فلان رشته دانشگاه یا حوزه یا فلسفه یا فقه از کوچه بیرون برود هر کس اول پیش آمد دستش را بگیرد بیاورد کرسی تدریس چه میگویند عقلاً؟ و حالآنکه آنها همه مسائل جزئی است و اگر فساد بشود فساد مربوط به یک نقطه خاص است حالا نیروگاه برق از کار خواهد افتاد خوب متخصص آمد بازسازی کند؛ اما وقتی دین را میدهید دست آدم بیدین دست آدم ظالم دست آدم جاهل بعد میگویید که اهداف صد و بیست و چهارهزار پیغمبر را او پیاده کند. اینجاست که این ترکیبی که در تعریف مکتب تشیع آمده و این پنج اصل، ببینید چقدر حساب شده است عدل مشروط است به وجود امام که او هم آگاه باشد و هم وجود او مجسمه تقوا و عصمت و عدالت باشد و خیانت در آنجا اصلاً قابلطرح نباشد و اگر جز این باشد هیچوقت دین درست نمیشود آن ویتامین اصلی اینجاست او کمبودش و در این مکتب اهلبیت علیهمالسلام که متعلق به همه مسلمانهاست مکتب اهلبیت متعلق به همه مسلمانهاست حالا ممکن است عدهای جاهل باشند ناصبی باشند وهابی باشند که خوب پیداست ارباب آنها بیگانه هستند؛ اما آن کسی که از دین بهره دارد که نمیتواند اهلبیت را انکار کند و لذاست که گذشته از آیات قرآن از احادیث در این باره علمای بزرگ و فقهای بههرحال از مذاهب دیگر نسبت به اهلبیت گفتههای واقعاً جالبی دارند الی ماشالله. «یا اهلبیت رسولالله حبکم *** فرض من الله فی القرآن انزله *کفاکم من عظیم القدر انکم *** من لم یصل علیکم لا صلاة له[۸]» این را یک فقیه میگوید که یکچهارم برادران اهلسنت مقلد او هستند میگوید آن نمازی که در آن اهلبیت بهعنوان آل ذکر نشود نماز باطل است، حکم فقهی میدهد و ازاینقبیل الیماشاءالله نه یک جا نه دو جا نه ده جا حالا بههرحال. آن وقت ما دعای ندبه را که از همهتان التماس دعا دارم بهعنوان یک دعا میبینیم؛ اما واقعش چیست؟ واقعش این است که نقشه راه دین خدا را، نه کم نه زیاد بر اساس قداستهایی که بههرحال جزء ضروریات عقل و ضروریات دین است و نتیجهاش همینی که اشاره کردم. دعای ندبه نقشه راه دین خداست از اول که شروع میشود تا آخر که ختم میشود هم درمانها را فرموده و همدردها را فرموده. ندبه هم بر همین جهت است که بشر درمانها را رها کرده با هر انگیزهای که هست آمده دردها را پذیرفته «فَلْیَبْک الْباکونَ، وَ إِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ[۹]» خیلی جای گریه دارد این کارها را بشر به دست خودش کرده کسی که مجبورش نکرده جز نفس. کار را به دست خودش کرده «وَمَا أَصَابَکمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیدِیکمْ وَیعْفُو عَنْ کثِیرٍ[۱۰]» ما مجرم هستیم. این جریاناتی که امروز مظلومین را میبینید چگونه له میکند و استعمار کثیف را بههرحال یا بیتفاوت میگذارد یا پشتیبانی، اینها همه محصول کار خود ماست تعجب نکنید من به گردن او بیندازم او به گردن دیگری او دیگری به گردن، مسئله این نیست که. شما انقلابتان را با برهان، آنچنان به دنیا ارائه دادید که کسانی مثل احسان طبری و مثل، آن دیگری، سران اول بههرحال مکتب کمونیستی کوچک شدند توبه کردند. خوب چرا آسیب میبیند؟ با این قدرت استدلال و با این حضور مردم؛ اما درعینحال آن مسائل وقتی که باید دقت شود دقت نمیشود.
پیش از انقلاب این کشور دست بیگانه بود و دشمن تازه به آن هم قانع نبود گذشته از این که همه چیز دستش بود امضای بردگی هم در قانون کاپیتولاسیون که به تصویب مجلس ضد مردم رسید در واقع بردگی بود مردم از خود هیچ اختیاری نداشتند انقلاب آمد چهکار کرد؟ آنها را بیرون کرد بعد نظامی آورد که دولت به معنی عامش که همه قوا را شامل میشود و همه سازمانها را شامل میشود در این نظام شد خدمتگزار، دولت خدمتگزار او چه بود؟ رضاشاه پلید انگلیسی بود میزد و میکشت اصلاً، اینجا دولت شد خدمتگزار یک بحث تشریفاتی نیست یک بحث قانونی است، کار دولت این است. خوب حالا در سالی میخواهد؛ مثلاً در چهار سال یک رأی بدهد چهار دقیقه، دقت لازم را میکند؟ نه. خوب سرنوشت که اینجا معین میشود انقلاب میگوید شما سرنوشت خودتان را به دست خدمتگزار خوب بدهید. حالا فلان روستا پانصد نفر جمعیت دارد با هم بزرگشدن نمیفهمد خوب کیست، بد کیست؟ پس چرا عوضی رأی میدهد؟ آنجای دیگر هم همینطور اینجا دیگر، کار را چه کسی میکند؟ خود ما. اینی که دشمن رخنه پیدا میکند ضعف پیدا میکند و به ما جرئت حمله میدهد جهتش این رخنههاست که خود ما باز کردیم حالا اگر خدا از ما بگذرد ما را با استعمارگران انسان کش محشور نکند؛ اما در واقع با آنها شریکیم به جهت اینکه اگر ما طبق فطرتمان عقلمان دینمان اگر مشورت میکردیم کارشناسی میکردیم تعقیب میکردیم بهترین را انتخاب میکردیم در طول این چهل و هفت سال یقین بدانید دشمن در مخیلهاش هم نمیآمد که بر ما حمله کند وقتی رخنهها را خود ما باز میکنیم دشمن به ما، بعد ما خودمان را هیچکاره میگیریم من به گردن او میاندازم او به گردن او میاندازد نعوذ باللّٰه من شرور أنفسنا و من سیئات أعمالنا صلوات بفرستد
Top of Form
Bottom of Form
Top of Form
Bottom of Form
Top of Form
Bottom of Form
Top of Form
Bottom of Form
[۱] نوادر الأخبار فیما یتعلق بأصول الدین , جلد۱ , صفحه۳۱۶
[۲] من لا يحضره الفقيه , جلد۴ , صفحه۳۳۴
[۳] اشاره اَلْإِيمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ . به حدیث صحيفة الإمام الرضا عليه السلام , جلد۱ , صفحه۴۰
[۴] حدید/۲۵
[۵] تفسیر صافی ، ذیل آیه فوق ( چاپ اسلامیه ، ج ۲ ص ۶۳۸ ) .
[۶] عنکبوت/۶۹
[۷] بقره/۲۸۵
[۸] الصواعق المحرقة : ۱۴۸ ، نور الأبصار : ۱۲۷ وفيه «الفخر» بدل «القدر
[۹] فرازی از دعای ندبه
[۱۰] شوری/۳۰
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی