خانه / متن بیانات / متن بیانات در دیدار با جمعی از پرستاران

متن بیانات در دیدار با جمعی از پرستاران

بسم‌الله الرحمن الرحیم

با سلام به امام‌زمان و با درود به روان مقدس امامین انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه خدمتگزاران به‌نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم غزه مظلوم لبنان مظلوم اسلام مظلوم انسان مظلوم بر گرگ‌های بین‌المللی. خیلی خوش آمدید برای بنده صبح بسیار مبارکی است که چند لحظه محضر شما باشم. روز بزرگداشت مقام پرستار را و توفیق شما که در بهترین نوع خدمت به بندگان خدا عمل می‌کنید تبریک عرض می‌کنم. این عرض من هم دلیل دارد شما باید خیلی خدا را شاکر باشید که ولی توفیق خداست و برای شما این پست را تقدیر فرموده.

انسان، نیازهای مختلف دارد و مطابق آن نیازها، احساس‌های مختلف دارد. نظیر آمپرهایی که در صنعت به کار گرفته می‌شود که این باک بنزینش چقدر است این روغنش چطور است؟ آمپرهایی هست از نوع احساسات که آن نیاز را نشان می‌دهد. نیازهای مادی را هم همه می‌دانند هم همه می‌فهمند که مثلاً وقتی گرسنگی آمد یک آمپر است دیگر نشان می‌دهد نیاز انسان را به غذا. خوب طبعاً این نیاز، آن هم علامت، بنابراین دنبال غذا می‌رود آب هم همین‌طور است چیزهای دیگر هم همین‌طور است؛ اما نیازهای معنوی را همه دقت ندارند شما مسلم دقت دارید. ببینید خدای متعال انسان‌ها را نیازمند به هم قرار داده هر فردی به یک نحوی به دیگری نیاز دارد. در عالم حیوانات معمولاً این نیست اگر هست هم نوع دیگری است. خوب آن کسی که نیاز دارد فقیری که دستش خالی است نیازمند است آن وقت بالاخره دستش دراز است از آن سو، انسان در بعد معنوی عاطفه دارد؛ یعنی آن‌هم آمپر یک نیاز است یک نیاز معنوی است خوب خدا می‌توانست انسان را مستقل به گونه ای که به همدیگر نیاز نداشته باشند مواد خوراکی و پوشاکی‌اش، فلان هم مثل بسیاری از موجودات دیگر به‌صورت خام قرار می‌داد به هم نیازی هم نداشتند؛ اما مسئله آن نیست مسئله این است که خدا اشخاص آفریده که انسان‌ها هستند و اشیاء آفریده که چیزهای مختلف هستند این زمینه توفیق ما انسان است که چه کنیم؟ که از اشیاء به‌صورت ابزار استفاده کنیم و به اشخاص کمک بدهیم و از لبخندی که بر لب غمگین او نشاندیم کیف کنیم عاطفه این است دیگر. لذاست که اگر یک کارگری بالاخره از صبح تا شب کارکرده اجرتش را گرفته به سمت خانه می‌رود به یک فقیری برخورد می‌کند و بخشی از درآمد کارگری‌اش را تو کف دست نیازمند می‌گذارد اینجا دو کار شد یک کار شد اینکه نیاز آن فقیر از جهت مثلاً مواد غذایی برآورده شد این نصف قضیه است نصف قضیه دیگر چیست؟ نصف قضیه دیگر این است که او انسان بود و یکی از نیازهای او از جهت عاطفی انفاق بود این انفاق که کرد کیف کرد. گذشته از آثار وضعی که در دنیا دارد و در آخرت دارد بالفعل لذت برد.

خوب باتوجه‌به این اصل شما ببینید که چه توفیقی دارید. بالاخره آن برادر کارگری که زیر زمین دارد ته معدن همکار می‌کند آن هم یک شغل است؛ اما شغلش با جماد است ولو طلا استخراج کند ارزشی ندارد جماد است؛ اما کار شما آن نیست یک کار زنده است؛ یعنی وقتی وارد اتاق این بیمار می‌شوید که نیازمند است او خوشحال می‌شود از قدم شما از دیدن شما بنابراین یک نیاز از او برداشته می‌شود که به‌وسیله کمکی که شما می‌کنید همان‌گونه که پدر مادر مهربان نسبت به فرزندش چه می‌کند؟ این فرزند این کودک نصف شب داد می‌کشد فریاد می‌کشد او را از عمق خواب بیدار می‌کند خوابش را به هم می‌زند؛ اما مسئله این نیست مسئله این است که او از خواب که پا می‌شود و وقتی نیاز فرزند را برمی‌آورد شیرش می‌دهد آرامش می‌کند او کیف می‌کند. مسئله خوابش به‌هم‌خورده نیست او اصلاً به خوابش اعتنا ندارد به فرزندش اعتنا دارد و چقدرها رشد معنوی دارد چقدرها در نزد خدای متعال اجر و ثواب دارد تا برسد به کار پرستاری که وقتی او انسان نیازمند او انسان دردمند به‌هرحال شما ورود پیدا می‌کنید و در خدمت او بالاخره او غمش را برطرف می‌کنید دردش را برطرف می‌کنید نیازش را برآورده می‌کنید این از

بهترین قربات الی الله است. انسان هر کار خیری که می‌کند قربتا الی الله می‌کند به خدا نزدیک می‌شود خدا از او راضی باشد.

خوب نماز می‌خواند روضه می‌گیرد نماز شب می‌خواند دعا می‌کند آنها بله به‌جای خودش همه‌اش درست است؛ اما این با همه فرق می‌کند عرض بنده نیست. آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی مرجع تقلید که چند سال قبل به رحمت خدا رفت و خدا بر درجاتشان بیفزاید یک مطلبی دارد که آن مکتوب هم هست می‌فرماید که من پنجاه سال به‌عنوان کارشناس دین کار کردم حالا غیر از دوران تحصیلش، بالاخره صاحب‌نظر دینی است می‌گوید کار کردم و همه کارهای خیر، شما در نظر بگیرید همه سر جایش خوب است حالا یک قسمت فرائض است که حالا هر کس هر شرایطی دارد بالاخره فرائض را انجام می‌دهد؛ اما از فرائض که گذشت از واجباتی که گذشت انواع‌واقسام کارهای خیر و استحبابی است. شما مفاتیح‌الجنان آقا شیخ عباس قمی قدس‌سره را بردارید این از اول تا آخرش درست است که این عالم بزرگوار و پرهیزگار آن را نوشته خدا بردرجاتش بیفزاید انواع‌واقسام ادعیه و زیارات و مستحبات و دعا و غیره همه‌اش درست است. حرف آقای فاضل لنکرانی مرجع تقلید این است که اگر حالا خوش به حال آنهایی که توفیق پیدا می‌کنند «هنیئا لأرباب النعیم نعیمُهم[۱]» ما اگر توفیق آن را نداشتید بعد از فرائض، افضل قربات الی الله خدمت به انسان هاست انسان دوستی. این اشرف مخلوقات است؛ بنابراین این هم نظر مبارک آن مرد بزرگ می‌گوید برو مشکل انسان را حل کن حالا از هر نوعی باشد یک نوعش این است. اینجاست که شما به توفیق بزرگی دست یافتید گرچه حالا به‌عنوان شغل گفته می‌شود اینها هیچ منافاتی ندارد در عین حالی که شغل، کار و مسئولیت اداری است این است که آن هدف نهایی خداست بنابراین قصد قربت الی الله. آنچه که در فقه اسلام است که کسانی که کارشان خدمت به جامعه هست بله اداره زندگی‌شان باید از بیت‌المال باشد این، این است دیگر اما این جدای از مسئله قربتا الی الله است این کار برای خدا. آنچه که به آن قیمت می‌دهد آن جهت هست؛ بنابراین شما خیلی موفق هستید قدر خودتان را بدانید و از لحظاتی که دارید به افراد ناتوان به هر کیفیتی خدمت می‌کنید از بهترین لحظات عمر شماست. بنده هم دعاگوی همه‌تان هستم ان شاءالله که در دنیا و آخرت سربلند و روسپید و پیروز باشید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد

 

[۱] برشی از کتاب نامه ها برنامه ها؛ ص ۱-۳ (بخشی از نامه استاد به دوست خود)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *