بسمالله الرحمن الرحیم
با سلام به امامزمان و با درود به روان مقدس امامین انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان و سلام مجدد به محضر مبارک شما و همه سنگرنشینان علم و ایمان و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم غزه مظلوم لبنان مظلوم اسلام مظلوم انسان مظلوم بر گرگهای بینالمللی.
خیلی خوش آمدید خسته نباشید این چند برادر و خواهر عزیزی که در این باره فرمایشاتی فرمودند عمیق، حکیمانه که بنده احساس کوچکی میکنم. موضوع ولایت یک موضوع عمیق است، ریشه در نظام خلقت دارد ریشه در اصل شریعت دارد. جهانشناسی انسانشناسی راهشناسی شرط درک این مسئله مهم است از مبدأ تا معاد، به تعبیر دیگر میتوان ادعا کرد که همه محصولات خیر، اعم از آنهایی که میدانند یا بهصورت علمی نمیدانند؛ ولی در عمل آن راه را طی کردند همه امور خیر مبتنی بر اصل ولایت الله است و همه امور شرع محصول گسستن از این راه است. این موضوع و متعلقات به این بحث را فهمیدن، یعنی همه آنچه که مربوط به انسان است درککردن، دیگر باقی امورمی شود لوازم آن. اصل ولایت که از ماده ولی است به معنی اتصالی است که در میان دو نفر یا دوشی ء هیچ فاصلهای نباشد. در اینجا در نوع اتصال فاصله مکانی و زمانی فاصله نیست حالا از باب مثال این لامپ برقی که نور میدهد روشن است این چرا روشن است؟ چون به نیروگاه متصل است خوب فاصله مکانی دارد که باشد فاصله مکانی از اتصال مستقیم آن به نیروگاه مانع نمیشود، از نظر زمانی هم همینطور است. علامه مطهری قدسسره که وقتی انسان یک کم ذهنش متوجه میشود که چه شخصیتهایی و چه تفکرهایی در چه مقاماتی وسیله چه کسان پستی چراغشان خاموش میشود، قرنها باید بگذرد تا یک انسانی به درک مفاهیمی برسد که آن مفاهیم برای بشر از این هوایی که استنشاق میکند لازمتر است؛ اما دنیای پست اینجاست که غرب، صدام دیوانه را مثل ترامپ و مثل نتانیاهو را صدام را مسلط میکند که علامه صدر را زیر شکنجه از میان میگیرد علامه صدر مال کل بشر است بحث یک کشور که نیست که یعنی راههایی را برای بشر حل کرده از نظر اندیشه که همه بشر به آن نیاز دارد و ما در سایه ولایت و تعلیمات ائمه معصومین علیهمالسلام و شیعیان خالص این ذخایر را برای نوع بشر که انقلاب ما مبتنی بر آن است بحث یک کشور نیست بحث یک قوم نیست بحث جهان انسانیت است. ایشان یک کتاب جیبی نوشته که شما حتماً دارید خواندید حفظ هم خواهید داشت یک کتاب جیبی است. بعد از شهادت یک موردی بود که در یک رؤیای صادقه کسی در آن عالم محضر آیتالله مطهری قرار گرفته بود و از آن مقامی که این مرد بزرگ در آن عالم داشته خیلی تعجب کرده بود؛ چون خیلی فوقالعاده بود بعد از ایشان پرسیده بود که این را بهخاطر کثرت علم شما بهخاطر منبرهای شما بهخاطر، بالاخره چند سؤال کرده بود این مقام را از چه طریق حاصل کردید؟ فرموده بود همه آنچه را که میبینی اینها را بهخاطر کتاب ولاءها و ولایتها به من دادند؛ یعنی همین کتابچه جیبی، آن یعنی همه چیز، منتها خوب کسی که بخواهد عمق او را بفهمد باید همه چیز را بفهمد. انسان مطالعه میکند بالاخره استفاده میکند نوبت بعد که مطالعه میکند میبیند استفاده جدید میکند نوبت بعدش باز میبیند استفادههای تازهای از آن میکند بعد آن را انطباق میدهد با میدان چه در میدان تاریخ چه میدان معاصر. نتیجهاش این میشود که این بشری که امروز به این روز افتاده بهخاطر جدایی از آن مبناست و هر جا در هر بالاخره جامعهای رشدی به هر نسبتی پیشآمده بالاخره محصول همان مبانی است درست سر چهارراه زندگی است، هر کس آنها را درک کند همه چیز را درک کرده و کسی که از آنها فاصله بگیرد از هر خیری فاصله گرفت. حالا شما حفظ هستید بنده به همان اشاره میکنم. ولاء ها و ولایتها خوب این ولاء و اتصال این آثار را و خواص را بالاخره انتقال میدهد همانطوری که این لامپ نورش را از نیروگاه میگیرد از آنجا منتقل میشود به اینجا لحظهبهلحظه خوب، اول از آنها اول از آنها ولاء منفی است همانطوری که شما میگویید بهداشت بر درمان مقدم است ولاء منفی یعنی چه؟ یعنی بهداشت روح بهداشت فکر بهداشت اندیشه؛ بنابراین همانطوری که در متن قرآن هم توصیه شده در روایات توصیه شده است اینکه از فکر انحرافی باید فاصله گرفت ولاء منفی است. ولاء به معنی اتصال است این به معنی انفصال است. اینکه دشمن همواره در انواعواقسام فضای مجازی و حقیقی و بالاخره به صورتهای مختلف با فریب و دروغ و غیرذلک اینها، شبهات القا میکند برای چه میکند؟ همان ولاء منفی است. یعنی دشمن در کارشناسی کاملاً توجه دارد که سلطه بر انسانها اول باید از سلطه بر فکر و فرهنگ و اندیشه بههرحال. اینجاست که از طواغیت باید پرهیز کرد. شرط اولیه در کلمه طیبه توحید لاالهالاالله، اول چه میشود؟ اول نفی باید شود؛ یعنی باطل را باید نفی کرد تا به حق رسید طاغوت را باید نفی کرد تا به مقام ولایت خدایی رسید «فَمَنْ یکفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیؤْمِنْ بِاللَّهِ[۱]» ببینیددقیقا این به ترتیب لاالهالاالله است همانطوری که در لا اله الا الله اول نفی میشود بعد اثبات. «اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ[۲]» اینجاست که همانطور که در بهداشت، طبیب، پرهیز از بالاخره عوامل بیماری، نسخه میکند و بعد داروی بالاخره شفابخش را، این جا اینطوری است باید اول با عوامل مفسد فاصله گرفت که بهداشت روان حفظ شود آنگاه ولاء مثبت عام، ولاء مثبت عام یعنی چه؟ یعنی همه آنهایی که توحیدی هستند در هر مرحلهای که هستند در هر سطحی که هستند باید اینها در این وحدت حقیقی که آن اندیشه ناب توحید است و نفی طاغوت است باید همه موالی همدیگر باشند «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ[۳]». باید هم را دوست بدارند با هم مرتبط باشند یک نوع بیندیشند به آنچه که حق است بیندیشند و در انجام آنچه که خدا میخواهد؛ چون اصل ولایت، ولایت خداست دیگر. ولاء الله است که به پیامبران منتقل میشود «مَنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ۖ[۴]» آن کسی که میخواهد از خدا پیروی کند خوب باید از فرستاده خدا پیروی کند. پس ولاء عام این است که همه اهل توحید یک واحد هستند بافاصله از آنهایی که طاغوت هستند؛ یعنی انگیزه غیر خدایی دارند بعد ایشان قید میکند در اینجا که این فاصله معنیاش بالاخره بافاصله ذهنی ما متفاوت است و لذاست که میفرماید که این به معنی اینکه ما با غیر مؤمن محبتی نداشته باشیم با او همکاری نکنیم نه به آن معنی نیست «لـَّا ینۡهَیٰکمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِینَ» [۵] بله خداوند نهی نکرده شما را از آنهایی که با شما نمیجنگند و آنهایی که بههرحال با شما دشمنی نمیکنند «أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ[۶]» اینکه با آنها محبت کنید به آنها احسان کنید خدا نهی نکرده است انسان هستند انسان محترم است هر کسی باشد؛ اما تحتتأثیر آنها نباید قرار بگیرید. باید مستقل باشید در حق. بعد میشود ولاء مثبت خاص، ولاء مثبت خاص یعنی در ارتباطمان در پیرویمان در بههرحال اتصال اندیشه به نسبت به اولیاء خدا به نحو خاص یعنی تنها اینکه با هم مرتبط هستیم با هم دوست هستیم، محبت داریم تنها این نیست؛ بلکه ولاء امامت. انسانهای الگویی که خدا فرستاده برای بشر راهنما باشند باید ما در آنها خلاصه بشویم شرایطی که بالاخره از جهت ارشاد و هدایت در آنها، عالم به هر چه که برای بشر نیاز است و عامل به هر نسخه عدلی که خدا میپسندد بعد میشود اسوه، «لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[۷]» همه آنچه را که در دین خداست، در دین خدا چه هست؟ فقها میفرمایند شما نمیتوانید موضوعی را طرح کنید که در دین حکم نداشته باشد؛ بنابراین ولاء امامت تنها به کسانی برمیگردد که همه دین را در همه ابعادش میدانند. وانگهی از نظر طهارت نفس آنها به همه آنچه را که در دین آمده و متعلق به وظیفه آنهاست عمل میکنند که همان مقام عصمت است. این بهعنوان آن اسوه و الگویی است که تابلویی که آن سیر او باید برای همه ما راهنما باشد و ولاء مثبت خاص در بحث ولاء زعامت و حکومت. خوب بشر را خدا نیازمند به جامعه آفریده است بشر بهتنهایی هیچ هنری ندارد حرفزدن هم بلد نمیشود؛ بنابراین الا و لابد بشر باید جامعه باشد جامعه قانون میخواهد و الا بدون قانون هرجومرج است به هیچ کمالی نمیتواند برسد نمیرسد؛ بلکه از چنگ ستمگر هم نمیتواند فرار کند؛ بنابراین بشر نیاز به قانون دارد بشر نیاز به جامعه دارد جامعه نیاز به قانون دارد قانون نیاز به مجری دارد و مجری نیاز به ناظر دارد و همه اینها جهت پیادهکردن تمدنی خداپسند تمدنی که انبیاء آوردند و بهترین سفره گسترده است برای تکامل بشر. یعنی قبل از آنکه وارد هر کلاس بشود آداب و اخلاق و انسانیت و ایمان و اینها را از خود جامعه فرامیگیرد، جامعه اسلامی، انسانی و او تمدن محصول کار او میشود. خوب بعدازاین دیگر بستگی دارد به میزان مجاهدت در راه هدف بزرگی که خداستـ «انا لله و انا الیه راجعون[۸]» و مسئله ولایت تکوینی پیش میآید «عَبْدِی أَطِعْنِی أَجْعَلْک مِثْلِی[۹]» انسان میشود کامل و انسان کامل یعنی چه؟ شما هر کار خیری را انجام میدهید نماز میخوانید میگویید قربتا الی الله، قربتا الی الله یعنی چه؟ قرب زمانی است؟ نه، قرب مکانی است؟ نه، قرب یعنی چه؟ یعنی نزدیک میشوید مظهر صفات خدایی میشوید «عَبْدِی أَطِعْنِی أَجْعَلْک مِثْلِی[۱۰]» مثل خدا میشود مظهر خدا میشود؛ یعنی چه؟ یعنی مظهر صفات خدا میشود آن وقت فرق او باخدا چیست؟ فرق او این است که کاری که او انجام میدهد از نوع کار خدایی است؛ اما به اذن الله است، مستقل نیست انسان به هر جا که برسد و هر خیری که باشد از مبدأ میگیرد از خودش همیشه هیچ است؛ اما ظرفیتش تا قرب اله ظرفیت دارد. خدا خالق است انسان هم میتواند خالق باشد؟ بله میتواند باشد «أَنِّی أَخْلُقُ لَکمْ مِنَ الطِّینِ کهَیئَةِ الطَّیرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیکونُ طَیرًا بِإِذْنِ اللَّهِ[۱۱]» او مخلوق خداست اما انسان کامل است انسان کامل مظهر صفات خداست خدا خلق میکند آن هم خلق میکند. آیه قرآن است دیگر «أَنِّی أَخْلُقُ لَکمْ مِنَ الطِّینِ[۱۲]» خلق میکنم ضمیر اخلق انا است؛ یعنی من این کار را میکنم؛ اما من خودم هیچ هستم به اذن الله این کار را میکنم. کرامتهایی که از اولیاء خدا، نمیخواهد پیغمبر باشد حتماً یا امام معصوم باشد او بهجای خودش، معجزات آنها بر عالم و عامی حجتاند چه بوعلی سینا باشد و چه یک انسان کودن باشد بهترین وسیله راهنماست. اما کراماتی که به برکت پیروی از آنها به اولیاء الهی میرسد اینها دیگر نه پیغمبر هستند نه امام هستند. انسانهای خودساختهای هستند که در پای ولایت، تزکیه نفس کردند و بالاخره کارهایشان به نوع، کار خدا میماند که در این باب کتابها نوشته شده موارد حضوریاش الیماشاءالله و اینها همه غنای دست شماست چون بسیاری از اینهایی که بههرحال در این راه به این کمالات رسیدند و حتی در زمان معاصر خودمان اینها در پیروی از ائمه هدی علیهمالسلام به این کرامات رسیدند حالا این اجمالی بود که بنده اشاره کردم و شما هم مسلم حفظ دارید اینها را، ولی تفصیلش بالاخره مرحلهبهمرحله چه از نظر عقلی چه از نظر تزکیه نفس و ریاضتهای نفسانی و چه دستورات شریعتی الی ماشاءلله از اینجا شروع میشود؛ اما انتهایش را دیگر بنده نمیدانم. «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّیٰ* فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنَیٰ[۱۳]» آن وجود مقدس عقل کل و هادی سبل و خاتم الرسل صلی الله علیه و آله و سلم است که وقتی این معراج را تمام میکند جبرائیل امین از راه باز میماند خوب چرا جلو نمیآید؟ میگوید «لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقْتُ[۱۴]» اگر اندازه بندانگشتی جلوتر بیایم میسوزم؛ اما پیغمبر راه معراج را میرود تا کجا «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّیٰ* فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنَیٰ[۱۵]»، کمانها، کمانها که دیدید اگر خودش را ندیدید شکلش را دیدید که منحنی است این دو منحنی را که در مقابل هم قرار میگیرند یک خلا ای دارد او چیست؟ آنجایی است که دیگرمحال عقلی است. محال عقلی است که ممکن محاذی واجب قرار بگیرد ممکن هر کسی هست پیغمبر آخرالزمان هم هست باشد ممکن است، از خود هیچی ندارد آن طرف وجود مقدس ربوبی است واجبالوجود است این قرب این مقام قرب، به جایی میرسد که بیش از آن محال عقلی است «نَزلُونا عَنِ الربُوبِیةِ وَ قُولُوا فِینا ما شِئْتُمْ[۱۶]» از آنجا پایین بیاور بعد هرچه گفتی کم گفتی چرا؟ به جهتی که خدا نامتناهی است انسان هم نامتناهی است منتها از خود هیچی ندارد.
امیدوارم که خداوند شما جوانهای عزیز را حفظ کند و با این شرایطی که پیش میآید و انشاءالله پیروزیهای حالا نظامی فرهنگی، در دنیا تحول ایجاد کند و شما انشاءالله راهنمای نسلهای آینده در سطح جهان باشید ما انتظار این را داریم.« إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ وَنَرَاهُ قَرِيبًا[۱۷]»امیدواریم که چنان روزی شما با چشمتان ببینید و تمدن اسلامی و نتیجتاً با تلاش و زحماتی که و حسننیت و قرب الهی که مطرح میشود ما که وجود ما مانع از حضور حضرت مهدی علیهالسلام است انشاءالله وجود شماها اقتضا کند و صاحب اصلی، مهدی علیهالسلام در رهبری تمدن حقیقی اسلامی و ولایی ظهور بفرمایند از همهتان التماس دعا داریم صلوات بفرستید
[۱] بقره/۲۵۶
[۲] بقره/۲۵۷
[۳] توبه/۷۱
[۴] نساء/۸۰
[۵] ممتحنه/۸
[۶] همان
[۷] احزاب/۲۱
[۸] بقره/۱۵۶
[۹] کلیات حدیث قدسی , جلد۱ , صفحه۷۰۹
[۱۰] همان
[۱۱] آل عمران/۴۹
[۱۲] همان
[۱۳] نجم/ ۸و۹
[۱۴] «مرصاد العباد» طبع بنگاه ترجمه و نشر كتاب، شمارۀ ۳۸۹، صفحات ۱۲۰ و ۱۲۱، ۱۸۴، ۳۷۸، ۳۸۱
[۱۵] نجم/۸و۹
[۱۶] احتجاج، ج۲، ص۴۳۸
[۱۷] معارج/۶و۷
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی