بسم الله الرحمن الرحیم.
با سلام به امام زمان و با درود به روان مقدس رهبر فقید انقلاب و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، رهبر مسلمین جهان. و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه سنگرنشینان علم و ایمان. و عرض تسلیت ایام شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم، مخصوصاً فلسطین مظلوم، غزه مظلوم، لبنان مظلوم، اسلام مظلوم، انسان مظلوم بر گرگهای بینالمللی.
خیلی خوش آمدید. هم از دیدارتان بهرهمند شدم، هم از فرمایشاتتان. و آن بخشی که از فرمایشاتتان به نحوی نسبت به انجام آن از دست دفتر ما کاری ساخته است، آنها را لطفاً مکتوب کنید که شفاهی به دست فراموشی سپرده میشود و قابل پیگیری هم نیست. مکتوب کنید تا بتوانیم روی آن کار کنیم.
نسبت به تعهداتی که الحمدالله خدا به شما داده است و خدماتی که از انواع مختلف انجام میدهید، هم خوب راهی است که باید ادامه بدهید و به شما خدا قوت عرض میکنم.
اما آنچه که بنده در این جلسه میخواهم محضرتان عرض کنم، عنایت دارید؛ جهان دچار هرج و مرج و قانونشکنی و وحشیگری شده. اینها هم یک مسائلی است که مربوط به یک کشور و جمعیت و قوم خاصی نیست. میبینید چه میگذرد و هر چیزی راهی دارد. امروز باید این چراغ خطر وحشیگری و قانونشکنی را بیش از پیش به گوش مردم جهان رساند که یکی از عناصر بسیار مؤثر همواره بوده و هست و خواهد بود، دانشجو است. دانشجو موذن است.
بالاخره این فریاد تکبیرتان را باید در دانشگاهها و کشورهای مختلف بشنوند. اصلاً حرکت انقلاب ما از روز اول که احیاء اسلام است، در مقابل وحشیگری و قانونشکنی است. اولین فریادی که امام کشید و به آن جرم ۱۵ سال از ایران اخراج شد، چه بود؟ کاپیتولاسیون بود. یعنی چه؟ که این یک مقدار نیاز به شرح دارد، نه به شما، ولی برای عموم مردم شرح میخواهد دیگر.
استعمارگرانی که بر همه شئون این کشور مسلط بودند، درآمدهای کشور را میبردند، به مردم اهانت میکردند و بالاخره با همهی اموری که دست آنها بود، و تازه به نوکری هم اینها را قبول نداشتند، باز در عین حال یک رایگیری کردند و دقیقاً همان بردگی را با امضای یک عده که مدعی نیابت مردم بودند و هیچکاره بودند، در مجلس شورای ملی بالاخره رأی گرفتند که مستشاران خارجی در ایران هر کاری کنند، هیچ مقامی حق ندارد. این غیر از بردگی است؟ بردگی است! امام به آنها خطاب کرد و فرمود که شما کشور را فروختید، ما را فروختید. در واقع این بوده دیگر. روی این جهت، برنامه استعمار که دیگر حرکتی است از ۵۰۰ سال قبل شده و سلطه بر کل جهان است، یعنی بردگی. تنها با بردن درآمدشان قانع نیستند.
استاد برجستهای از یکی از دانشگاههای ایتالیا بود، به نظرم همین دوران جنگ ۱۲ روزه، یک تعبیر داشت که متناش هم هست، گفت که رهبر اسلامی ایران برای خودش مبارزه نمیکند، برای اینکه ۹۰ میلیون مردم ایران به بردگی گرفته نشوند، مبارزه میکند. خب، اقلاً ایرانی ما را در هر سمتی که هست، اندازه یک فکر آزادی که در یک کشور اروپایی است، نباید بفهمد؟ امروز دیگر در دنیا خبرها میرسد، منحصر به یک گوشهاش هم نیست. حالا دیگر فرق نمیکند، میخواهد میانمار باشد، میخواهد سودان باشد، میخواهد لبنان باشد، میخواهد یمن باشد، فرق نمیکند. هر جا برایشان شد، میخواهد خود ملتهای خودشان باشد. اینها حالت بردگی دارد دیگر. قانون از میان میرود.
و عجب اینجاست که بعضی از افرادی که هم به اصطلاح تحصیلکرده هستند و هم به اصطلاح مسئولیتهای رده بالا داشتند، هنوز در مسئله قانونشناسی متأسفانه خیلی کم میآورند. تصور میکند که هر چیزی که یک عده دور آن بنشینند و رأی بدهند، میشود قانون. قانون میشود. اصلاً فرق بین دموکراسی و مردمسالاری دینی، فرق آن چیست؟
آنجا بله، برنامه همین است که هر مسئله، هر موضوعی را که یک عده به هر حال به آن رأی بدهند، میشود قانون. حرف آنها این است دیگر. قانون کاپیتولاسیون بالاخره اسم آن هست، قانون است؟ خوب از سال ۴۲ تا امروز، حالا که در به اصطلاح مجلس صهیونیستها رأی آوردند، شیرینی هم تقسیم کردند. چه قانون …ها؟!!! قانون آن چیست؟ قانونش این است که میتوانند اسرا را اعدام کنند. این شد قانون ، قانون است؟!
خیلی عجیب است ها! دنیا به کجا میرود؟ در حالی که بدون چنین قانونی هم، آنچه توانستند به صورتهای مختلف در قالبهای گوناگون از تعدی و تجاوز، اشغال و ترور، کم نیاوردند. اما در عین حال مصوبه میگذرانند و الا این همه اجساد شهدای فلسطینی تحویل میدهند. همه زیر شکنجه بودن. بعد تصویب میکنند، این میشود قانون. دموکراسی یعنی همین ، چرا؟ به جهت این که دموکراسی میگوید به هر حال این مردم هستند که میتوانند قانون بسازند. اما نظام مقدس جمهوری اسلامی، مردمسالاری دینی، منطق آن این است که تمام این جهان قانون است، اعم از قانون تکوین ، که انواع رشتهها در هر رشتهای در بالاخره قانون.و ما باید آن قانون را کشف کنیم. چرا؟ چون جهان قانون است. علم یعنی همین. وقتی میگوید فوقتخصص، مثلاً فرض کنید که پزشکی، مثلاً شیمی، مثلاً فیزیک، یعنی چه؟ یعنی اطلاعات کافی در جهت راهبردی از قوانین این مسئله در طبیعت دارد. در تکوین ، معنی آن این است دیگر. از خودش که نمیتواند بسازد، باید آن را کشف کند. قانون تشریع هم عین همینطور است. یعنی مدیریت نظام اسلام. و علائم آن چیست؟ نشانی آن چیست؟ نشانه است که در نظام تکوین، در نظام تشریع، آن قانونی که عمل میشود، از مبدأ تا مقصد رو به رشد و کمال میرود. چون اصل نظام این است دیگر.
اما حالا یک عده دور هم جمع بشوند، به یک چیزی رای بدهند آن می شود کمال ؟ می شود رشد؟ ببین! قانون منبع میخواهد. منبع آن در تکوین است، منبع آن در طبیعت است، منبع آن در عقل است، در فطرت است و وجدان است. در قانون وحیانی الهی است. منبع میخواهد که بعد با تلاشی که میشود، از لای این منابع آن قانون مربوطه در میآید. و نشانه آن هم این است که موجب کمال و موجب رشد و موجب وصول به هدف و اینها میشود. نه این که بر خواسته یک عدهای یک رأی بدهند، بعد چنین بشود و با کمالرویی در دنیا ابلاغ میکنند که مجلس صهیونیستها رأی داد، شیرینی تقسیم کردند که آنها بر اساس خواستهشان. همان کاری که تا به حال بدون اسم و قانونی کردن، به اسم قانون انجام بدهند ! این قانون شد؟! و این خیلی چیز خطرناک است.
به هر حال، نظام جهان باید تغییر کند. آخه این که نمیشود. و آن که میتواند با منطق، با دانش، مطلباش را بگوید، « قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ [۱]». و به داد بشر برسد. به هر حال، دانشمندان هستند و این حرکت باید شروع بشود. ارتباط با دانشگاههای جهان، آنها به هر حال برای اتمام حجت بر بالاخره عقل بشری دعوت بشوند برای این حرکت عظیم. اینها به کجا میروند؟ آن وقتی که بالاخره این کشتی که ۸ میلیارد جمعیت، آن وقتی که تمام آن سقوط کند، که نمیشود نگهش داشت. امروز تا حد زیادی هم بالاخره گوش بشر برای شنیدن یک مقدار باز شده، یک مقدار گوش میدهد، میشود حرف زد. همراهند حتی در سطح جهان. ملاحظه میکنید بعضی از ما خیلی جلوتر هم هستند. بالاخره میشود با آنها حرف زد.
قانون که عرض کردم منبع دارد و در اسلام که هم مردمسالاری هست. چرا مردمسالاری هست؟ یک قانون فقهی است دیگر. بالاخره شما میخواهید کجا را اداره کنید؟ کشور را، همین مردم را. خوب، مردم، این اموال مال مردم است، این اختیارات مال مردم است، این حقوق مال مردم است. پس قانوناً، پس مردمسالاری است. اینطور نیست که حالا یک نفر به عنوان پادشاه، به عنوان به هر حال یک لیدر، یک رئیسجمهور، حالا هر کار بخواهد بکند. چنین چیزی نیست. بلکه نظام، نظام مردمی است. و اگر صداقت باشد، از لحظهای که قبول میکند و بعد از آن که قسم میخورد، باید پای قانون باشد، نه سلیقه. قانون مقدس است. هرچه داریم از قانون داریم. و به هر کمالی که بخواهد نائل بشویم، باید از راه قانونی آن برویم. این که میگوید آقا میفرماید که دانشبنیان باشد، یعنی چه؟ یعنی بر اساس قانون باشد دیگر. دانش مربوطه در هر جایی، یعنی قانون آن را دانستن.
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ [۲]» اگر شکر بشود، شکر یعنی چه؟ یعنی با تسبیح، بله، شکر لفظی است. اما شکر معنی آن که این نیست که اظهار الشی است، یعنی استنباط، یعنی استخراج، یعنی همه لوازم آن را که ناشناخته است، استخراج کردن و از آن بهره گرفتن. همه برکات مال قانون است. هنری که در این ۴۷ سال به هر حال جامعه جهانی میگویید، جامعه جهانی و سازمانهای عریض و طویلی که ملاحظه میکنید، هنری که داشتند این بوده که به هر بهانهای که شده، جلوی قانون اسلام را بگیرند. حالا با نفوذ باشد، با نمیدانم تصمیمسازی باشد، با تصمیمگیری باشد، با ناشایستگی افراد باشد در جهت اجرای قانون بالاخره. اما یک آزمایش خیلی فوری و آن این است که اگرچه در کار شخصی خودمان، خانواده خودمان، مدیریت کشور فرق نمیکند، شهر، روستا، بازار، اداره. اگر هرجا به قانون اسلامی فداکاری عمل کردن، قانون را اجرا کردن، حق را به حقدار دادن، دست ظالم. هرجا به اسلام عمل کردیم، به انقلاب عمل کردیم، مایه سرفرازی بوده و هست. هر جا هم به رسوایی ما کشیده شده، همان جایی بوده که قانون اسلام را ترک کردیم. چک کنید، ماشینحساب برداریم، ببینیم اینجا چه کار، آنجا چه کار کردیم. الان هم همان است.
قانون چیز مقدسی است. قانون حق از هستی بر میخیزد. چون آنی که همه قانون میداند، خداست. و خدا هم در نظام تکوین آفریده و هم در نظام تشریع تشریح فرموده. پس این راه کمال است برای همه انسانها. و این پیامی است که شما به عنوان موذن باید این فریاد را به دانشجوهای جهان برسانید و آنها را به این حق دعوت کنید. و هشدار این که ناسپاسی نسبت به مسئله مقدس قانون، یعنی از دست دادن همه چیز.
ملاحظه میکنید هرجا قانون از بین بردن، چه کردند؟ حتی با اسم و قانون که اشاره کردم نمونههایش را. و غالباً همان نعمتها که موجود است، انسان بیتوجه است. همانطور که به خودش بیتوجه. بزرگترین نعمت که خدا داده، هستی به ماست. بیتوجهی عمر ماست، بیتوجه هستیم. وقت ماست، بیتوجه هستیم. و از این قبیل. این هوایی که استشمام میکنیم، مگر یک وقتی کسی راه نفس ما را بگیره و آن وقت بگوییم هوا هم که هست. ببین چرا فراموش میکنیم؟ قانون یک چنین چیزی است.
الان از نوع مردم بپرسید در هر لحظه چقدر امتیاز قانونی دارید که یا استفاده میکنید یا بالاخره در خدمت شماست؟ استفاده نمیکنید ولی در دسترس شماست. مثلاً چند تا؟ ۱۰ تا هست، ۲۰ تا هست، ۱۰۰ تا هست. بنده میخواهم عرض کنم یک شمارهای که یک عددی که خیلی از دسترس ما دور است، چند میلیارد میشود. بنده نمیدانم، شما حسابش خواهید کرد. اینها به برکت قانون است. این را مردم باور میکنند که ما امتیازهای میلیاردی در خدمت ماست. از کجا شروع کنیم؟ از خانهمان بیرون میرویم، میبینیم که جلوی در خانه ما را جاروب کردند. بیرجند تمیزترین شهر ایران و اینجا را جارو کردند. خوب، میخواهم بروم به فلان کوچه، آنجا را هم جارو کردن. میخواهم برم آن سمت، آنجا کردن. هرگز من توجه میکنم این نعمت است. زبالهها را هم که جمع کردند از خانه. بریم، درخت هم که کاشتند برای من. به هر حال، میدانهای مختلف ، اسفالت هم که کردن. اول ساعت صبح که میشود، همه این مغازهها باز میشود. مودب در مغازه که اگر من نیاز داشته باشم بروم، میگوید بفرمایید. خوب، شیر آب هم که باز میکنم، آن گرمکن، آن سردکن. به هر حال، گاز هم که در دسترس من است. حالا اگر از اینجا بروم مشهد چطور؟ به تهران چطور؟ تمام راه را برای من آسفالت کردند. همه جا علائم گذاشتن که جلو خطر من را بگیرند. اگر وقت درماندم، بلافاصله. این لامپ برق در خانه من است، آن کوچیدگی هم هست. به هر کشوری هم بروم، این هست. برای من کردند. یعنی کاری که بله، این کار را در دسترس ۸ میلیارد مردم جهان قرار میدهند. اما وقتی منی که در هیچکدام اینها شریک نبودم، این فرش من باختم، این ساختمان من ساختم. هر لحظهای که میخواهم استراحت میکنم، میدانم که برای لحظهای که من استراحت میکنم، صدها هزار نیرو نگهبانی میکنند که من لحظه میخوابم. توجه دارم یا نه؟ الان توی سودان جنوبی میشود خوابید؟ چه میکنند! قانون شکسته. قریب ۸۰ سال است این مردم مظلوم فلسطین یک خواب استراحتی نداشتند. با چه شرایطی؟ هر وقت دشمن خواسته وارد شده، هر وقت داشته کشته، هر وقت شده ویران کرده، هر وقت محصولاتشان را از بین برده. و این شد زندگی؟ حالا اینها خدا خیرشان بده، صبرشان صبر ایوب هم بالاتر است. اما من توجه دارم که هر لحظهای میلیاردها امتیازات قانونی و تمام این ۸ میلیارد جمعیت مستقیم یا غیرمستقیم دارند به من خدمت میکنند. توجه دارم؟ لقمه نانی که برمیدارم، از آن پختی که شده، از آن نمکی شده، نمک از کجا آوردن، آتش از کجا آوردن، آرد آن از کجا. ببین چه کشته که جمع کرده. حالا این مردم نوکر من هستند؟ نوکر قانون اند. خب، منم باید نوکر قانون باشم. قانون مقدس است و در دین الهی قانون عدل است.
خوب، یک پیامی است باید به جهان داده بشود. بعد هم میبینید که تفکر انحرافی لیبرال دموکراسی سر از کجا در میآورد؟ جامعه را به کجا میبرد؟ همینطور از دور نگاه کنیم، تا وقتی ساقط بشود، وقتی ساقط بشود که نمیشود کاری کرد. بعد اسم آن را میگذارند جامعه جهانی، سازمان مللشان، شورای امنیتشان، آن حقوق بشرشان، حقوق کودکشان ، همه آن فریب.
اگر مردم قتلعام میکنند، به پشتوانه آنهاست. چطور شد که یک بام و ده هوا؟ در ایران جرمی که انجام نشده، مدعی پیدا میکند. دل هیچکس هم نمیسوزد. خب، طبق قانون قضایی، طبق قانون حقوقی، اگر کسی مدعی کاری شد به عنوان مدعی، باید یا ثابت کند و یا باید خودش به هر حال تنبیه بشود. آمدن گفتن مهسا امینی چنین و چنان. خوب، اینهایی که پیش از آنی که مهسا امینی بیهوش بشود، همراه آن بودند، فیلم میگرفتند. برای چی میگرفتند؟ برنامهای داشتند دیگر. برنامهای داشتند که اخیراً در همین سال گذشته بود که مستندات آن بعد از دو سال ارائه کردند. یعنی کاری بود ساختند، خودشان کردند، مدعی شدن و در مقابل قانون اسلام ایستادند. و متأسفانه، هیچکس هم آنها را تنبیه نکرد که شما مفتری هستید. مفتری اگر ثابت نکند، باید تنبیه بشود. او که ثابت نکرد و دل همه این جامعه جهانی و نوکرانشان، صهیونیستها و آمریکا سوخت. اما آن اغتشاشی کردند، ۱۰۰ نفر از بهترینهای این مردم را با تفکر بسیجی به بدترین وجه کشتند. هیچکس برای اینها آه ی نکشید، ولی برای او آه کشید.این یعنی چه؟ همانی که میبینید.
از کجا الهام بگیرم؟ از سازمان مللش ، از شورای امنیتش ، از حقوق بشرش، از جامعه جهانیاش. اینها نباید به دانشجوهای جهان منتقل بشود؟ اما به چه کیفیت؟ بدترین خیانتها را به انسان و به قانون انجام میدهند و برای جلوگیری از پیاده شدن اسلام که پیاده شدن اسلام یعنی رسوایی آنها، عمداً با هر کیفیتی است، مانع ایجاد میکنند. پیامها باید برسد. با چه شکلی؟ با چه کیفیتی؟ با چه هنری؟ با چه تماسهایی؟ به هر حال با چه ابزاری؟ اما او میبینید مدعی یک چیزهایی میشود، اصلاً قانون نیست. سه کشور شیطان اروپایی برای مسئله برجام،چه بازی در آوردند، یک چیزی که اصلاً قانون آن و مدت زمان آن گذشته، ببین چقدر تلاش میکنند. از راه دیگر وارد شدند. تمام اینها فریب است. اگر این کارهایی که اینها میکنند که اصلاً نمیشود با قلم و بیان نمیشود گفت که اینها فقط در غزه چه کردند؟، تا برسد جاهای دیگر. منحصر به یک جا دو جا نیست که هر جا قدمشان گذاشته میشود، از مواد مخدر بگیر، از ترور خوبان بگیر، از جنگ تحمیل جنگ بگیر، از ایجاد اختلاف، از دینتراشی، مذهبتراشی، به هر حال قتلعام، ویرانیعام. دیگر حد مرز باشد ، کودک باشد، بزرگ باشد، کوچک باشد، خبرنگار باشد، مسجد باشد، بیمارستان باشد، دانشگاه ، فرق نمیکند. ببین چطور روی آن سرپوش میگذارند به عنوان مدعیهای تمدن.
اگر همینطور باشیم، اینها مردم را همینطور در عالم گول و بالاخره در خواب غفلت، تا جایی که آسیبها جدی بشود، بعد کل جهان سقوط میکند. اینها اصلاً طرحشان برای به اصطلاح سلطه جهانی است. که اسم آن را گذاشتن پایان تاریخ. اینجاست که به هر حال ترکیب مبارک عنصر تفکر بسیجی و دانشجویی ، این دو با هم خیلی کارساز است، خیلی کارساز است.
بنده امیدوارم که شماها به نحو مؤثر آیندهساز باشید که هستید. اما برای حفظ خون و جان و حقوق انسانها هم شتاب بیشتری لازم است، هم توسعه بیشتری لازم است، هم تعمیقی که مردم عالمانه بروند جلو، دانشبنیان بروندن جلو. حرف برای گفتن دارند در مقابل این وحشیها که هیچی حالیشان نیست، هیچی.
بنده دعاگوی همه شما هستم.
وفقکم الله لما یحب و یرضی و ثبتکم الله بالقول الثابت فی الحیات الدنیا و فی الاخره
صلوات بفرستید
[۱] سوره مبارکه بقره آیه ۱۱۱
[۲] سوره مبارکه ابراهیم آیه ۷
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی