خانه / تاپ خبر / متن کامل بیانات نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی، در دیدار اعضای انجمن مستقل دانشجویان دانشگاه بیرجند

متن کامل بیانات نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی، در دیدار اعضای انجمن مستقل دانشجویان دانشگاه بیرجند

بسم‌الله الرحمن الرحیم

با سلام به امام‌زمان و با درود به روان مقدس امامین انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه سنگرنشینان علم و ایمان، تسلیت ایام شهادت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام‌الله علی‌ها و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم غزه مظلوم لبنان مظلوم اسلام مظلوم انسان مظلوم بر گرگ‌های بین‌المللی.

خیلی خوش آمدید. تشکر که چه عرض کنم؛ ولی دعا می‌کنم که شما بیش‌ازپیش موفق باشید و این هدف مقدس توسعه پیدا کند در همه جوان‌های عزیز ما. مواردی که از فرمایشات قائد عظیم الشان شهید اشاره فرمودید الحق حکیمانه است؛ اما در جوانب آن حالا چه دانشگاه پزشکی چه باقی دانشگاه‌ها چه حوزه فرق نمی‌کند یک مسئله‌ای برای عده‌ای فراموش شده هست و آن اینکه صاحب اصلی دانشگاه‌ها این مردم‌اند. این ساختمان‌هایی که ساخته می‌شود و بعد همه ابزار لازمی که تجهیز می‌شود و بودجه‌های جاری که مصرف می‌شود اینها را مردم می‌دهند صاحب اصلی مردم‌اند. بسیارند کسانی که این قضیه را اشتباه می‌گیرند و نتایجش هم نتایج خوبی نیست. حالا از کلاس آمادگی تا فارغ‌التحصیل از یک‌رشته یا چند رشته فوق‌تخصص این برای مردم برای یک فرد چقدر هزینه مصرف می‌شود بعد می‌بینید که کشورش را رها می‌کند می‌رود جای دیگر به دلیل اینکه درآمد بیشتری دارد اصلاً توجه ندارد که این مجموعه‌ای که او را پرورش داده این مردم‌اند. حالا فرقی نمی‌کند ما در حوزه باشیم یا شما در دانشگاه بالاخره کار مردم است که این کار را می‌کنند، این را همواره باید در نظر داشت. که خوب بالاتر از آن اینها نعمت‌های خدا هستند و باید از نعمت پروردگار به نحو صحیح جهت وصول به حق باید استفاده کرد «خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی[۱]»؛ همه اینها ابزارند برای شما انسان، «سَخَّرَ لَکمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ[۲]» بعد خدا می‌فرماید شما را برای خودم آفریدم هر کس همتش از خدا کمتر باشد باخته تو قرآن هم در آیه کریمه می‌فرماید خطاب به حضرت موسی است به نظرم که «وَاصْطَنَعْتُک لِنَفْسِی[۳]» آهان! یک نظر کرد خدا دید ملک عشق نداشت خیمه در مزرعه آب و گل آدم زد خدا را آدم این‌طوری خلق کرده پس هدف مشخص است. صد و بیست و چهارهزار انبیاء هم که آمدند علیهم صلوات الله همه برای همین آمدند این کاری که شما شروع کردید از نوع مقدمه برای این حرکت است؛ چون همه چیز ابزارند حتی نتایجی که ما از علممان می‌گیریم حالا یک مریض شفاء پیدا کند او هدف نهایی نیست هدف میانی است، سالم باشد تا بتواند راهش را طی کند «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ[۴]». خوب این مقدمه را لازم دانستم که عرض کنم. خوب یکی از مسائل که روی آن دارید کار می‌کنید و بسیار هم به جاست عبارت از رشد علمی است. انسان طوری آفریده شده، این دیگر به اختیار نیست‌ها! اضطرار است. انسان طوری آفریده شده که تنها راهی که می‌تواند این‌همه استعدادها را که تا حد خداگونه شدن می‌تواند برود جلو، این باید با تعلیم‌وتعلم و با علم انجام بشود هر چیز که دانش‌بنیان نباشد. محکوم به نابودی است به جایی نمی‌رسد چرا؟ چون تمام این جهان بر علم ساخته شده تمامش قانون است ریز و درشتش. خوب خارج از آنها هر کس کار کند تو بن‌بست می‌افتد؛ بنابراین مسئله اول علم است چرا که جهان بر علم ساخته شده جهان بر قانون ساخته شده. «اَلْعِلْمِ فَرِیضَةٌ[۵]» علم یک واجب است در دین. خوب گفته‌های افراط و تفریطی روی این قضایا هست بعضی از چارچوب علم خارج می‌شوند که گفتم بن‌بست است بعضی هم سخنان جاهلانه را در قالب مدرن حرف می‌زنند؛ چون سرشان هم در نمی‌آید و لذاست که مقام علم را، مقام علم و کسب علم را دانش را بلوغ انسان تعبیر می‌کند. شهرت دارد این گفته دیگر که، یک چیز ذهنی خیالی ساخته سه مرحله، مرحله نهاییش جهان علم است و جهان علم مستغنی از عقل و فلسفه و دین‌وایمان است. اصلاً آن کسی که این حرف گفته نه علم را شناخته نه دین را شناخته نه عقل و فلسفه را شناخته. جاهلی اما در قالب مدرن این چه حرفی‌ست. مقام صقر و کودکانه همان مقام علم است چطور؟ خوب علم را معنی کند علم یعنی چه؟ علم یعنی تسلط بر طبیعت، این است دیگر. همه رمزهای طبیعت را بدانید می‌شوید دانشمند بی‌نظیر نه! چند تا فرمولش اصلاً آنها که قابل شماره نیست که. چند تا اصطلاح ما داخل حوزه یاد می‌گیریم چند فرمول شما داخل دانشگاه یاد می‌گیرید سینه‌مان را وجب می‌کنیم که این‌همه علم تو سینه چطور جا شده. حالا ما فرض می‌کنیم بر همه علوم که دست یابد بد می‌شود مثل یک کودک یعنی چه؟ یعنی بر طبیعت مسلط شده اما مثل یک کودک که یک کاردی دستش می‌دهید یک کارد تیز، دست کودک می‌دهید می‌زند چشمش را کور می‌کند. خوب کارآمدی کارد که روشن است کارآمد است جزء زندگی است؛ اما کودک چون سرش در نمی‌آید چه‌کار می‌کند؟ چشمش را کور می‌کند. غیر از این است؟ خوب این مدعی‌ها که می‌گفتند مقام علم مقام نهایی بالاخره که بشر راه می‌افتد اینها که علم‌ها را به دست آوردند بعد چه‌کار کردند؟ همین کاری که می‌کنند می‌بینید. در یک‌گوشه قریب بیست و دو هزار طفل را با تکنیک هواپیما بمباران می‌کنند می‌کشند این غیر از کودک است؟ علم که «اَلعِلمُ سُلطان[۶]» هر کاری که بخواهید تسلط پیدا کنید علم لازم است و الا حرف‌زدن هم یاد نمی‌گیرید باید یاد بگیرید؛ بنابراین علم با همه یال و کوپالش مثل زهر می‌ماند، زهر روتیل زهر افعی خیلی چیز خطرناکی است مگر، چه‌کار کند؟ مگر آن را ترکیب کند. الان دیگر می‌دانید از زهر روتیل شما که دیگر رشته‌تان است چه داروهای مفیدی می‌سازند از زهر افعی چه داروهای مفیدی می‌سازند علم یک چنین چیزی است علم تسلط بر طبیعت می‌آورد و اگر چنانچه ترکیب نشود و بالاخره خودش سالم‌سازی نشود بدترین بلای جان بشر، کدام افعی می‌تواند کار نتانیاهو کثیف را انجام بدهد کدام رتیل می‌تواند کار ترامپ دیوانه را انجام بدهد؟ هیچ زهری مثل این زهر نیست. «العلم و الدین توامان، اذا افترقا احترقا[۷]». دین با دانش، باید با هم باشند؛ یعنی باید علم را باایمان ترکیب کنید. بعد بهترین دارو ساخته می‌شود از آن. اما اگر جدا باشد دین بدون علم باشد می‌شود خرافات. علم بدون دین باشد همینی که تمام دنیا را دارد ویران می‌کند و چه بلایی علم بر سر مردم درآورده. آن وقتی که جهل بود به همان نسبت جهل، مردم مصونیت داشتند؛ یعنی چنگیزخان آن زمان که آمد حالا چقدر باید زحمت بکشند که با کلنگ یک شهری مثل نیشابور را خراب کنند؛ اما الان که نیست الان با علم کار می‌کنند با تکنیک کار می‌کنند؛ بنابراین ویران می‌کند. چنگیز او زمان خیلی بهتر ازچنگیز این زمان است؛ چون او علم نداشت این علم دارد پس بنابراین دوران علم دوران کودکی است؛ اما علم را چگونه باید به کار برد؟ هدف اصلی کجاست؟ و اینها همه ابزارند خوب باید کاملاً اینها را شناخت. اینجاست که علم را باید دست چه کسی داد؟ او کلمه حکیمانه آقا که فرمود باید عالم‌پرور باشی عالم‌پرور باشی آدم پرور باشی. اول، عالم واجد شرایط، دانشمند متعهد مثل دکتر مصطفی چمران را پیدا کن علم را بده دست او، این درست است. اینکه فرمودند علم نافع. علم وقتی به دست این دانشمند متعهد برسد این نافع است، هدفمند است و بخش سوم هم که فرمودند سیاست، خوب سیاست یعنی برنامه‌ریزی؛ یعنی مقدمه وذی المقدمه و نتیجه. این یک امر لازم اجتناب‌ناپذیر است منتها هر جا به آن یک جمله‌ای می‌گویند. از نظر واژه‌ها جمله‌ها فرق می‌کند. آن پدر مادری که برای فرزند خودش برنامه‌ریزی می‌کند درست تربیتش کند و بعد یک انسان مفید تحویل جامعه بدهد او در واقع چه‌کار کرده؟ اسمش را می‌گذارید تربیت اما همان سیاست است سیاست یعنی همان. این فرمول‌های مختلفی که حالا فیزیکی باشد شیمیایی باشد و غیره باشد پزشکی باشد شما تنظیم می‌کنید این فرمول را، مثلاً هواپیما را می‌سازد می‌گویید صنعت آن صنعت همان سیاست است آن تربیت همان سیاست است منتها هر جا به یک چیزی می‌گویند. سیاست یعنی یک هدف نهایی مطرح بشود و همه مقدمات به‌صورت علمی تنظیم بشود که به او می‌انجامد و کار را به‌صورت فرم انجام بدهد به نتیجه می‌رسد. حالا راجع به این موارد مثلاً می‌گویید سیاست آنجا می‌گوید تربیت آنجا می‌گویید صنعت، جاهای دیگر کلمات دیگری می‌گویید به‌هرحال. اما یک مسئله اجتناب ناپذیراست یعنی پله‌پله باید به‌هرحال کرد. خوب پس بنابراین اگر علم نخواهد ضایع شود علم را باید دست عالم مفید تا بشود علمش مفید پس بنابراین دانشگاه ضمن اینکه رشد علمی می‌کند باید رشد اخلاقی و دینی هم بکند. اینها مثل دو بالند که پرواز با اینها، با یک بال نمی‌شود پرواز کرد مثل دو پایند که باید به هر دو تکیه کرد اگر یکی‌اش باشد نمی‌شود راه رفت. لذاست که عالمی باشد و آن باید جزء برنامه دانشگاه باشد باید جزء برنامه حوزه باشد؛ چون علمی که بدون تقوا باشد خیلی خطرناک است. دیگر حالا همه با همه وجودشان حس می‌کنند که جای این خالیست همه پیغمبران آمدند، به جهت اینکه علم تسلط بر طبیعت است و دین، اخلاق، تسلط بر خویشتن است انسان انگیزه‌های خطرناکی دارد اگر عالم به‌صورت تزکیه شده و تعهد و ایمان تربیت نشود بدترین خطر برای جامعه عالم است. چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا چون این می‌داند چطور می‌شود سر مردم کلاه گذاشت؛ اما جاهل نمی‌داند؛ بنابراین باید در خود دانشگاه‌ها در خود حوزه‌ها در خود آموزش و پرورش‌ها جزء برنامه باشد این افرادی که این‌همه خیانت می‌کنند این‌همه بی‌تقوایی می‌کنند این‌همه کمک ظلم می‌کنند جهتش این است که اینها از جهت ایمانی تربیت نشدند دیگر. تمام ایده‌شان شده چهارتا مسئله مادی. هم خودشان را بدبخت می‌کنند هم بدترین به‌هرحال عامل برای بدبختی جامعه خودشان هستند. شما همین‌الان، ایرانی که امروز الحمدلله بر بال ملائکه الله نشانده شده و بحث ایران نیست نجات هشت میلیارد مردم جهان از زیر بار استعمار در اینجا امکان دارد. بعد، چهل و هشت سال هم شده که از انقلاب می‌گذرد هنوز می‌بینید در یک کودتا یا اغتشاش می‌بینید که نتانیاهو می‌گوید که نیروهای ما در ایران ذخایر ما هستند ترامپ می‌گوید اگر شما این کار و این کار را نکنید من نامه‌های شما را می‌گویم ببین. در هر لباسی ممکن است باشد در هر قیافه‌ای ممکن است باشد در هر جایی ممکن است باشد. آن وقت خطر ما آمریکا نیست آمریکا اگر در داخل نیرو نداشته باشد هیچ کاری نمی‌تواند بکند به‌وسیله اینها این کار را می‌کند نتانیاهو هم همین‌طور، دیگران هم همین‌طور، بنابراین وقتی تربیت، پرورش، انسان‌سازی، تزکیه نفس، «یعَلِّمُهُمُ یزَکیهِم، یزَکیهِم وَیعَلِّمُهُمُ[۸]» ببین در قرآن چقدر عالی ترکیب کرده بعد می‌بینیم که پرورش را برمی‌دارند کنار می‌گذارند، امور پرورشی را در حاشیه قرار می‌دهند. بعضی هم حذفش می‌کنند یا در جاهای دیگر به همین نسبت. آن وقت نتیجه‌اش همین است که نتانیاهو پست بگوید که ما در ایران عناصری داریم که جزء ذخایر ما هستند جریانات، اینها چیست؟ به جهت این که به یک سو پرداختند که این فرمول‌ها را یاد بدهند؛ اما به آن سو که فرمول را دست چه کسی می‌دهند نپرداختند. آن وقت این کلام حکیمانه این است که باید علم رشد کند که بدون علم هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند جلو برود تو بن‌بست است. دشمنان شما هم که در دشمنی کارشناس‌اند این‌همه تهمتی که می‌زنند و این‌همه نمی‌دانم بمب اتمی و حرف‌هایی که می‌زنند خودشان بهتر از همه می‌دانند که دروغ می‌گویند فریب است می‌خواهند جلوی رشد علمی شما را بگیرند با این بهانه‌ها این حرف‌ها را می‌زنند کاملاً پیداست بنابراین علم کلید همه درهاست اما شرطش این است که در دست چه کسی باشد؟ در دست آن کسی باشد که پیغمبران او را تربیت کردند. وآنگهی چه زمانی به مقصد می‌رسد؟ وقتی هدفمند باشد مقدمه صحیح ذی‌المقدمه صحیح بعد نتیجه صحیح. این که اتفاقی این کار نمی‌شود علت است و معلول، سبب است و مسبب. باید، که فرمودند بالاخره در یک سیاستی که اینها همه روی هدف نهایی تمام بشود این هدف‌هایی که بنده و شما ذکر می‌کنیم هدف‌های میانی است. هدف نهایی آن است که جامعه بشریت را برای آنچه که آفریده شده یعنی کامل، انسان کامل او هدف نهایی است. اگر این دانش‌ها و اگر این بینش‌ها و اگر این سیاست‌ها به چنان چیزی تبدیل شد که هدف خلقت است ما موفق بودیم و الا محروم ماندیم. گرچه ممکن است که وظیفه بنده یا شما فقط یک مقطعی از این راه به ما واگذار شده بقیه مال دیگران است؛ اما شما اگر کار خودتان را انجام بدهید اجر خودتان را بردید. همینی که به شما محول شده بنابراین کار شما خیلی کار ارزشمندی است بسیار کار ارزشمندی است که هم از جهت تجهیز خودتان چه از دانش مربوطه و چه از حضور صحنه عملی و چه تأثیرگذاری در دیگران و فعال‌کردن که خوب این منحصر به این قضیه هم نیست. متأسفانه در خیلی از موارد، مشکلات را خود ما ایجاد می‌کنیم « مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ [۹]» بعد می‌نالیم ما مشکلات را خودما ایجاد می‌کنیم بعد می‌نالیم که این مشکل چطور شد مشکلات را خود ما ایجاد کردیم. آقا یکی از جمله‌هایشان یک‌وقتی این بود که به دولت‌ها خطاب داشتند می‌فرمودند که این سیاست‌ها را جابه‌جا نکنید عوض نکنید؛ یعنی سیاست جمهوری اسلامی بر اساس قانون اساسی‌اش مشخص است، که همین راه را طی می‌کند. اما یک دولت می‌آید بر اساس اندیشه حزبی خودش یک کارهایی را می‌کند باز دولت دیگر می‌آید از حزب دیگری‌ست باز او را ویران می‌کند از نو، خوب چهل و هشت سال می‌گذرد ما هر روز باز، این پروژه را خراب کرده از نو باز، سر همان صفر قرار داریم، در دانشگاه هم همین‌طور است در حوزه هم همین‌طور است فرق نمی‌کند. باید یک سیاست صحیحی بر اساس قانون اساسی یعنی قانونی که بیش از نود و هشت درصد این مردم به این قانون رأی دادند بعد می‌بینید چهل وهشت سال گذشته هنوز در پیاده‌کردن قانون می‌بینید که تعلل می‌کند چه کارش می‌کنید؟ این عقب‌ماندگی مال کیست؟ مال خود ماست اینها کارهای خود ماست. به جهت اینکه مطابق با نظام مقدس جمهوری اسلامی بر اساس عقل و عدل ما به‌هرحال تشکیلاتمان را تطبیق نمی‌کنیم به سلیقه خودش عمل می‌کند. برای، باغچه خانه‌اش را می‌خواهد بکارد با یک مهندس کشاورزی مشورت می‌کند؛ اما برای این سرنوشت جامعه هر چهار سال می‌خواهد یک رأی بده حاضر نیست در ظرف چهار سال یک رایی که مطابق با به‌هرحال شرایط لازم باشد، شانسی. آن وقت مثلاً می‌گویند سیزده دولت آمده رفته دو دولتش که آنها هم ممکن است اتفاقی بوده هدفمند نبوده اگر هدفمند می‌بود در مراحل دیگر هم رعایت می‌شد دو دولتش در طراز جمهوری اسلامی بوده. بقیه کار کیست؟ کار من و شما و دیگران است خود ما این کارها را کردیم. جمهوری اسلامی که قانونش یک قانون بی‌نظیر است؛ اما در پیاده‌کردنش بعضی هنوز روی صفر عمل می‌کنند. امیدوارم که در این هدف بزرگی که دارید و ارزشمند است موفق باشید و از سویی هم بنده شرمنده‌ام که من هم پای شما نیستم شما ماشاءالله الحمدلله جامعه‌اید خوبید. خوب حالا به‌عنوان دیدار این که هم را ببینیم خوب است؛ اما بنده مطلبی ندارم خدمتتان عرض کنم؛ ولی کار شما قابل‌ستایش است بالاخره باید شروع کنید از یک جایی، افرادی که انگیزه دارند به شما بپیوندند بعد یک حرکت عمومی شروع بشود و دانشگاه اگر جایگاه خودش را در نظام مقدس جمهوری اسلامی درست پیدا کند کار کشور درست است این‌طوری است و السلام علیکم و رحمه الله صلوات بفرستید

 

 

[۱] شرح اصول کافی، مولی صالح مازندرانی، ج‌۴، ص‌۲۲۸؛

[۲] جاثیه/۱۳

[۳] طه/۴۱

[۴] بقره/۱۵۶

[۵]   الکافي  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۰ 

[۶] شرح‏ نهج‏ البلاغة، ابن ابی الحدید، ج۲۰، ص۳۱۹

[۷] اشاره به حدیث  الإيمانُ وَالعِلمُ تَوأَمانِ ورَفيقانِ لا يَفتَرِقانِ غرر الحكم : ح ۱۷۸۵

[۸] جمعه/۲

[۹] شوری/۳۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *