بسمالله الرحمن الرحیم
با سلام به امامزمان و با درود به روان مقدس امامین انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان و سلام مجدد با خداقوت به محضر شما عزیزان و همه خدمتگزاران بهنظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم غزه مظلوم لبنان مظلوم اسلام مظلوم انسان مظلوم بر گرگهای بینالمللی.
خیلی خوش آمدید برای بنده ساعت بسیار مبارکی بود هم از دیدار شما بهرهمند شدم هم از تجدید خاطرههای گذشته، هم از فرمایشات مدیرعامل محترم، خوب شما خیلی بهتر از بنده میدانید بخشی عظیم از جبهه مبارزه با استعمار بخش دانش و تکنیک و صنعت است. استقلال یک چیزی نیست که امروز بهسادگی و مجانی بشود به آن دستیافت. استعمار یک مبارزه سخت از جهت مکتبی با اسلام دارد که راهش باز بشود و در پای آن از محدودیتهایی که از جهت علم و دانش و تکنیک و صنعت روی جوامع مختلف و کشورهای گوناگون اعمال میکند و به گذشته هم که برگردید کاملاً مشهود است آنها برای کشورهای زیر بار استعمار آنقدری را مجاز میدانستند که حافظ منافعشان باشد بیش از آن حتی یک پیچومهره را هم اجازه نمیدادند. آن جریان بهتر از بنده میدانید فلان آقا گفت که روز سیزدهم نوروز بود در اصفهان از شهر بیرون شدم و بالاخره قدم روی طبیعت و سبزه و اینها معمولاً سفره ظهر همدیگر برایشان همراه است گفت یک آقایی آنجا بود که تقریباً چشمانش نابینا بود خیلی کم دید بود زمینگیر بود ما به او ترحمی کردیم و از این غذا یک چیزی خدمت او دادیم او گفت که اگر حوصله دارید ببینید بگویم من چه کسی هستم؟ شما الان این محبتی که کردید بهعنوان دستگیری از یک آدم درمانده. حکایتش را نقل کرد گفت که زمان صدارت امیرکبیر بود به حاکم اصفهان دستور داد امیرکبیر که بالاخره از هنرمندان صنعت و تکنیک و اینها بهترینشان را شناسایی کنید بفرستید تهران پیش من. برای اجرای حکم صدراعظم بالاخره کارشناسها همه جمع شدند و در میان همه بالاخره هنرمندان اصفهان من را و یک آقای به نام فلان را هم سرآمد همه، انتخاب کردند فقط موضوع در این دو نفر، آن دوستمان گفت که گرچه من و شما را در ردیف هم قرار دادند؛ ولی نه انصافش این است که شما اولویت دارید؛ بنابراین من خودبهخود کنار میروم و این شایسته کار شماست. میگوید من رفتم تهران خودم را معرفی کردم امیرکبیر، صنعتی را از بالای طاق به من نشان داد گفت شما میتوانی نظیر این بسازی؟ گفتم خیلی ساده برای من مشکلی نیست نمونهاش را به من داد بعد گفت که اگر بخواهید کارخانه بسازی برای تولید انبوه چقدر زمین میخواهی چقدر وام میخواهی چقدر چه میخواهی اینها بالاخره با هم کنار آمدیم من آمدم اصفهان بلافاصله آن حواله را به من منتقل کردند من زمینی را در نظر گرفتم برای تولید انبوه شروع به کار کردیم در همین مقطع بود که خبر رسید امیرکبیر در حمام فین کاشان شهید شده و آن نوری آمده که مجری برنامههای انگلیس بود. نامه آمد به حاکم اصفهان و دستور آمد که این کار را تعطیل کنید و بالاخره زمین و ساختمان و اینها را بهعنوان وامی که گرفته عوض او وام از دستش بگیرید، به من ابلاغ کردند من که خرج کرده بودم حتی خرجهای دیگر هم چهبسا کرده بودم که این کارخانه ساخته بشود. خوب به یک قیمت دلبخواه بهعنوان انتقامگیری از منی که بالاخره بهترین صنعتگر اصفهان هستم به نصف قیمت دادند و من مقروض درآمدم در آن تاریخ، مقروضی که هیچ منبعی نداشت میبردند سر چهارراه چوب میزدند عابرین که میرفتند بر او رحم میکردند هر کدام یک ریال دو ریال پنج ریال میگذاشتند تا آن بالاخره تکمیل میشد گفت من را بردند سر چهارراه بناکردن شکنجه و چوب زدن و مردم هم که رد می شدن هر کدام یک چیزی میانداختند بالاخره نیمهجانی درآوردم که چشمم هم را از دست دادم بدنم هم بالاخره اینطور شد و بالاخره بهعنوان یک انسان افتاده شما امروز به من کمک میکنید من بهترین صنعتگر اصفهان بودم که به جرم این، این کار را کردند با من، جاهای دیگر هم همینطور. امروز هم بسیاری بهانههایی که میکنند که همه هم میدانند دیگر، دروغگویی و فریب اینها هم که برای همه روشن است اصل مسئله این است که از دو چیز جلوگیری کنند یکی گسترش اسلام یکی گسترش علم و صنعت و تکنیک این که میگوید بله سلاح هستهای میخواهید او خودش کاملاً میداند دروغ میگوید همه هم میدانند دروغ میگوید سلاح هستهای کجا بود؟ کشورهای دیگر خود سلاح را ساختند به آن کسی کاری ندارند که کشورهای زیر بالاخره برنامه خودشان ذخیرههای بمب اتمی را داخل انبارهایشان به آنها کسی کاری ندارند به ایرانی که اصلاً سلاح کشتارجمعی را از نظر فقه و دین نمیپذیرد و تابهحال هم هیچوقت قرینهای که شاهد بر این باشد که ایران به این سمت میرود نیست آنها خودشان هم باز بهتر از ما میدانند سازمانهای مسخره بینالمللی و بهاصطلاح جهانی میبینید. آن وقت تحت این بهانهها و حال آن که میخواهد از دانش جلوگیری کند از صنعت جلوگیری کند تا از مکتب جلوگیری کند؛ چون استعمار میخواهد بر کل جهان سلطه بردهداری عمومی حاصل کند برنامهاش آن است دیگر.
Top of Form
Bottom of Form
Top of Form
Bottom of Form
Top of Form
Bottom of Form
Top of Form
Bottom of Form
در همین جریان بهاصطلاح هم کودتا بود هم جنگ بود هم اغتشاش بود یک دانشمند متخصص و بالاخره شناخته شده ایتالیایی یک اظهارنظری کرد که شما هم میدانید مکتوبش هم هست مشخص هم هست مستند هم هست او گفت که رهبر ایران انگیزه شخصی در مبارزه با غرب ندارد؛ بلکه غرض این است که نود و پنج میلیون ایرانی به بردگی گرفته نشوند کارشناس زبده ایتالیایی. آنچه را هم که در دوران طاغوت قبل از انقلاب که همه امور دستشان بود همه امور دستشان بود تا کدخدایش، تا همه درآمدها اما چه نیاز بود که در مجلس ملی ضد ملت امضا بگیرند که مستشاران خارجی تو ایران آزادند هر جنایتی که کنند هیچ مقام ایرانی حق دخالت ندارد بردگی غیر از این است؟ و الا امور دستشان بود امضا گرفتند که این مصونیت مال مستشاران خارجی است امتیاز است باشد؛ یعنی بردگی. به ناموس مردم به شخصیتهای مردم هر کسی باشد شخص اول کشور باشد؛ اما تو ایران کسی حق ندارد کشورهای سلطهگر را زیر سؤال ببرند خوب بنابراین شما حالا ضمن اینکه بههرحال چه از جهت تولید چه از نظر بهکارگیری چه از نظر خدماتی که میدهید، اینها همه آن بهجای خودش شما یک جبهه هستید در مقابل سلطه استعمار. استقلال که ساده به دست نمیآید یکی از زوایای استقلال، استقلال این است که خودکفا باشید در همه امور؛ بنابراین این یک جبهه هست حالا آن سربازی که در جبهه نظامی کار میکند آن کسی که در جبهه فرهنگی کار میکند آن کسی که در جنبه کار و صنعتکار، فرق نمیکند یک جبهه هست خدا که میداند کمااینکه خود شخصیت امیرکبیر رحمه الله علیه که به شهادت رسید جرمش چه بود؟ جرمش همین تفکر بود تفکر خودکفایی که آن نمونهاش را عرض کردم شما هم بهتر از بنده میدانید جرمش این بود دیگر. بعد به آن شاه سفیه در یک شرایط غیرعادی امضایش گرفتند و بعد هم به اجرا رساندند و امیرکبیر را شهید کردند که او خودش هم بعدها در یک نوشتهای که دارد میگوید که بههرحال من این اشتباه کردم و بعد دیگر تا آخر عمر ندیدم کسی که بتواند جای او را پر کند. بد نیست که این هم حالا میدانید؛ ولی عرض کنم آیتاللهالعظمی شیخ محمدعلی اراکی شیخ الفقهاء که بعد از رحلت امام مرجع بود یک مرجع قابلقبول همه، هم از جهت علمی هم از جهت سیروسلوک و مقامات معنوی آن موقع از وبگاه ایشان بههرحال به دست ما رسید مستند است به اینکه فرمود در عالم رؤیای صادقه امیرکبیر را در خواب دیدم چه کسی میگوید؟ مرجع تقلید می گویدها آیتاللهالعظمی اراکی میفرماید در عالم رؤیای صادقه امیرکبیر را در خواب دیدم دارای یک مقام فوقالعادهای بود که در تصور ما نمیگنجید و برای ما تعجب شد که بالاخره، در آن عالم از خود ایشان پرسیدم که آخر شما با همه خوبیها که دارید این مقام یک مقام استثنائیست چطور شد نصیب شما شد؟ فرمود بله بههرحال بعد از آن زمانی که ما را بالاخره به جرم توسعه علم و خدمت و اینها تبعید کردند به کاشان به فین کاشان و بعد هم توطئه چیدند و حکم قتل ما را دادند او جلاد آمد داخل حمام رگهای من را زد و خون ریخت. بعدازاین خونریزی آنقدر عطش و تشنگی بر من غلبه کرد که قابلتحمل نبود خودم را راضی کردم که از همان جلاد درخواست کنم که یک لیوان آب به من بدهد بلافاصله آن نفس لوامه وجدان خودم را زیر سؤال برد گفت امیرکبیر شما یک زخم داری زیر این سقفی در این محیط آرامی و این تشنگی را تحمل نمیکنی که از جلاد درخواست کنی؟ درحالیکه حضرت امام حسین علیهالسلام در آن هوای گرم باآنهمه تلاش باآنهمه داغهایی که دید آن تشنگی را تحمل کرد گفت وجدان من به این مطلب من را متوجه کرد و شرمنده شدم و اراده کردم که تشنه بمیرم اراده کردم که تشنه بمیرم تا روحم از بدن جدا شد دیدم حضرت امام حسین کنار من است فرمود امیرکبیر تو ادب کردی و بهخاطر ما تشنگی را تحمل کردی، این مقام متعلق به شما من رفتم صبح قیامت باز از تو دیدن خواهم کرد. برای شادی همه خدمتگزاران و مخصوصاً آن مرد بزرگ امیرکبیر رحمتالله علیه و همه خدمتگزارانی که این راه را میروند و برای استقلال جامعه اسلامی و انسانی تلاش میکنند ضمن خدا قوتی هم که به شما عرض میکنم صلوات بفرستید
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی