خانه / متن بیانات / بیانات در دیدار مبلغین طرح امین

بیانات در دیدار مبلغین طرح امین

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدلله و الصلاه و السلام علی رسول‌الله و علی آله آل الله و لعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله با سلام به امام‌زمان و با درود به روان مقدس امامین انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران رهبر مسلمین جهان و سلام مجدد به محضر مبارک شما عزیزان و همه سنگرنشینان علم و ایمان با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم غزه مظلوم لبنان مظلوم اسلام مظلوم انسان مظلوم بر گرگ‌های بین‌المللی.

 خیلی خوش آمدید بیش از هر چیز برای عالم دین دو مسئله حائز اهمیت است. یکی توجه به خود و خویشتن و وظیفه و دیگر شناخت زمان خودش «العالم بزمانه» [۱] جایگاه شما از نظر توجه به خویشتن جایگاه انبیاءست «اَلْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ اَلْأَنْبِیاءِ [۲]» هدایت بزرگ‌ترین نعمت الهی است و شما هدایت‌کننده و راهنما هستید. پیش از آن زمانی که جاهل به جهلش مؤاخذه شود عالم به علمش مؤاخذه می‌شود که چه کرد. بنده کم‌حافظه هستم؛ اما آنچه در ذهن من است مرحوم میرزای شیرازی قدس الله سره در اواخر عمر بالاخره بیمار می‌شوند ضعیف می‌شوند توان پذیرفتن ملاقات را ندارند افرادی هم که عاشق دیدارشان بودند به‌صورت نوبتی از داخل راهرو که دریچه‌ای داشته به اتاقشان می‌رفتند و اظهار ارادتی می‌کردند و ایشان هم متناسب با آن بعد خادم آمد گفت یک شیخ روستایی آمده با این خصوصیات می‌گوید اسم من این است خدمت میرزا بگویید میرزا فرمود بگویید بیایند تو و هر طور بود خودش را نگه داشت و یک مدت نسبتاً طولانی با آن آقا صحبت کرد و او رفت. برای همه تعجب شد این آقا چه کسی بود؟ بعد که از محضر مبارک ایشان پرسیدند گفت ایشان در دورانی با هم، هم مباحثه بودیم و بسیار انسان مستعد هم بود. در سفری که به مناسبتی رفته بود و در میان مردم به‌هرحال گشت و گذاری داشت وقتی برگشت گفت من بین مردمم مردم خیلی نیاز دارند به مبلغ. آن‌قدر نیاز مردم به مبلغ زیاد است که من تصمیم گرفتم کارم را رها کنم بروم و به‌هرحال به درد مردم برسم و او رفت عمرش را برای هدایت و تبلیغ اشخاص و تبلیغ در میان آن‌ها گذراند. این یک مسئله ساده نیست تغییرها و تحول‌هایی که حاصل می‌شود محصول تبلیغ است «الَّذِینَ یبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیخْشَوْنَهُ وَلَا یخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ[۳]» شما عنایت دارید که در مسائل غیراصولی در مسائل غیر عقیدتی در مسائل روزمره کاسبی مهم‌ترین مسئله برایشان تبلیغ کسبشان است برد با آن است که تبلیغ بکند تا چه رسد به این مسائل تخصصی. آن چیزی که معادلات را عوض می‌کند تبلیغ درست است. این جایگاه را که خداوند به شما توفیق داده بسیار جایگاه مقدسی است و درعین‌حال اینکه اصل مسئله تفقه در دین و دین‌شناسی و جهان‌شناسی و انسان‌شناسی و مبدأشناسی و معادشناسی و دین‌شناسی راه‌شناسی خوب این مسئله اصل است دیگر که همه چیز بر این مبنا صورت می‌گیرد؛ اما درعین‌حال ظاهر آیه شریفه را عنایت کنید «فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِینْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیهِمْ[۴]» گویی به‌عنوان هدف غایی که این امانت را به اهلش برساند مسئله «وَلِینْذِرُوا قَوْمَهُمْ [۵]» هست. اگر هیچ‌کس قدر شما را نداند خودتان قدرتان را بدانید آنچه که در ایران و در منطقه و امروز در جهان دارد صورت می‌گیرد اینها آثار باقیه ای است که از شخصیت‌هایی حالا به‌عنوان نمونه شهید بزرگوار آیت‌الله مرتضی مطهری، مرتضی مطهری در حوزه خیلی جایگاه داشت و برای فردا حال او جایگاه‌های ویژه بود؛ اما او حوزه را برداشت حوزه را برداشت رفت تو دانشگاه مرحوم باهنر قدس‌سره آن حوزه را برداشت برد تو آموزش‌وپرورش و از قبیل اینها. آثار آن‌ها بود که زمینه این انقلاب و پیروزی و نتیجتاً امروز بقاء اسلام را تضمین کرد اگر آنها زمینه‌سازی نمی‌کردند اصلاً این کار محال بود ما او دوران را به‌خاطر می‌دهیم دیگر نصف عمر ما او دوران گذشته، شرایطی را استعمار پیش آورده بود و حتی بنا بر آنچه که از گزارشات کارشناس‌های خودشان بود می‌گفتند که اسلام در ایران مثل پیری است که دیگر آخرین نفس هایش را می‌کشد کارش تمام است این کارشناس‌ها. اما آنچه که حیات جدید داد و تنفس جدید داد کار این بزرگوارها بود مطهری حرکت، نه‌تنها تو دانشگاه تو جامعه نه‌تنها، نه خیر! حتی مجله زن روز، مجله زن روز آن را بنده می‌دانم چه داشت؛ اما مقاله‌های مطهری سر از مجله زن روز درآورد اینها تحول ایجاد کرد. آن روزی که به‌هرحال از مجلس ملی ضد ملت که نوکران ارباب استعمار بودند با آن دولت ننگین و حضور آمریکا و اسرائیل و انگلیس تو این کشور قانون کاپیتولاسیون را که در واقع بردگی مردم بود؛ یعنی تنها با این که همه چیز دستشان بود قانع نبودند امضا برای بردگی گرفتند هیچ‌کس جرئت حرف‌زدن نداشت فقط یک نفر حرف زد و او امام قدس‌سره بود آن را از ایران بیرون کردند چه کسی تصور می‌کرد که آن شرایط این‌طور از دست استعمار از حلق استعمار در بیاید این نتیجه کار نوع شماهاست. در اصفهان مقبره و تشکیلات و بالاخره آثار باقیه ای است که خیلی‌ها نمی‌دانند مربوط به کیست؟ اینها مربوط به کیست؟ گاهی هم تعبیرهای عوضی دارند؛ اما اسناد حاکی‌ست که در فلان تاریخ از شهرری عالم بزرگواری پخته و بالاخره کارشناس حالا با فردی یا با افرادی به‌عنوان سفر حج که از این مسیر می‌رفتند به سمت بالاخره جنوب و دریا و با کشتی می‌رفتند مکه، اینها عازم آن بودند گذارشان به اصفهان افتاد اصفهان آن روز یعنی چه؟ اصفهان آن روز یعنی محل مسلک ناصبی‌ها. بر درودیوار اهانت به حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نوشته بود و در اذان و سر مناره و منبر اهانت به اهل‌بیت بود مسلک ناصبی. این عالم بزرگوار وقتی به آنجا رسید به همراهش یا به همراهانش فرمود که شما بروید من باید اینجا بمانم؛ اما از باب تبحر و دانش ویژه‌ای که داشت در کوتاه‌ترین مدت نظر مردم را جلب کرد به‌طوری‌که بالاخره در محلی در مسجدی جایی، هجوم مردم بود برای صحبت‌های نابی که این عالم بزرگوار داشت. او بحث را از جایی شروع کرده بود که بعثت نبی اکرم عقل کل و هادی سبل و خاتم الرسل محمد مصطفی صلی‌الله علیه و آله و سلم و هدایت‌های ویژه پیامبر اکرم بعد به مخاطبین خودش القا می‌کرد که من احادیث پیغمبر و فرمایشات رسول‌الله را نسبت به بعضی از صحابه به‌هرحال برای شما نقل می‌کنم بسیار جاذب نقل می‌کرد. توصیف پیغمبر را از یک صحابه اما اسم او صحابه را نمی‌برد. مستند، مستند می‌گفت توصیف یکی از صحابه را ولی اسمش را نمی‌گفت آن‌قدر هم محفوظات داشت که در کنار او بیان رسا و مطلوبش این حالت چند سال طول کشید و او معلوماتش همچنان افاقه می‌کرد حوصله مردم سر آمده بود که خوب این صحابه‌ای که این‌همه گفته‌ها درباره او، پیغمبر فرموده کیست؟ نمی‌گفت. مستند حرف می‌زد شیوا حرف می‌زد؛ اما فرد را معرفی نمی‌کرد فکر می‌کنم چهار سال طول کشید و بعد از چهار سال و اصرار مردم وعده کرد در فلان تاریخ من اسم آن صحابه را خواهم برد و آن روز که پیش آمد جمعیت‌های عظیم که می‌دانید آن موقع که بلندگو نبوده جارچی بوده در هر فاصله‌ای یک نفر بوده گفته گوینده را بازگو می‌کرده باز به او می‌رسیده باز او بازگو می‌کرده به پایین صف می‌رسیده. در آن روز یک خطبه غراء فوق‌العاده استثنائی خواند و این مردم آماده شده بودند بعدازاین مدت مدید با این روان‌شناسی خاص این عالم بزرگوار، تا اینکه رسید به بیان امیرالمؤمنین و یعسوب الدین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام بعد چه شد؟ آن‌قدر مردم داد زدند تو سرشان زدن گریه کردند چهارصد نفر غش کردند و مردند اصفهان تغییر کرد. اصفهانی که مسلک ناصبی بود تغییر کرد. آن شرایطی که بعدها آن شرایطی که در اصفهان پیش آمد و زمینه‌ای بود برای بالاخره صفوی‌ها که باز آن نقش مؤثری در بالاخره مجموعه آن گستره ایران آن روز داشت محصول چه بود؟ اینها همه محصول یک مبلغ بود که درست عمل کرد و اگر اینها را به‌صورت سبب و مسبب به هم وصل کنید آنچه را که ما امروز به این نعمت بزرگ رسیده‌ایم اینها محصول کار آن آقاست. کار شما هم محصول خواهد داد شما امروز در هر جا باشید فرقی نمی‌کند فلان مدرسه باشید فلان مسجد باشید تو شهر باشید تو فلان روستا باشید امروز دیگر مسئله این روستا و آن شهر نیست امروز این یک کار سازمان‌یافته بین‌المللی است منتها در این نقطه شما کار می‌کنید. موج انقلاب امروز دنیا را می‌نوردد و رسوایی استعمار امروز به افتضاح رسیده و چه آنهایی که جرئت دارند و آزادانه حرف می‌زنند یا آنهایی که از ترس یا طمع سکوت مرگبار فرا گرفته‌اند؛ اما همه‌شان معتقدند که فرهنگ غرب ننگین‌تر از و پست‌تر از هر حیوانی است که دور از جناب هر حیوان، پیداست و این خواهی‌نخواهی پایانش پیروزی جهانی است و تمدن اسلامی اما البته کار می‌خواهد« إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ[۶]». این نسیم بهاری است که وزیده؛ اما از این نسیم از این فرصت از این آب و فضا چه کسی استفاده کند؟ آن کسی که کشت کند محصول می دورد. امروز که از سویی زمین ملئت ظلم و جور است بله بدترین زمان است؛ اما یک روایت تو ذهن من است شاید شما حفظ داشته باشید که آن زمان بدترین زمان خواهد بود و بهترین زمان خواهد بود. امروز این مسائلی که به‌هرحال به‌صورت حاد قلب هر انسانی را ذوب می‌کند این غم‌ها این به‌هرحال محرومینی که به این صورت دارند مورد ظلم قرار می‌گیرند این هست؛ اما آن ورش هم باید دید که جهان را از سکوت بی‌تفاوتی درآورده او بی‌تفاوتی مرگ است امروز حیات است ولو اینکه به شهادت برسد« المَوتُ فی حَیاتِکُم مَقهورین وَ الحَیاةُ فی مَوتِکم قاهِرین[۷]»

 امروز در عین حالی که بدترین زمان است و ننگین‌ترین زمان است؛ اما بهترین زمان است و ارزش کار شما با نسبت به آنهایی که بعد از پیاده‌شدن تمدن اسلامی به‌زحمت شماها و ان شاءالله حضور و ظهور حضرت مهدی صاحب‌الزمان علیه‌السلام و مردم با ایمانی که در آن دوران بالاخره زندگی می‌کنند؛ اما از نظر معادله، ارزش شما و کار شما خیلی بیشتر از آنهایی است که در دوران پیاده‌شدن تمدن اسلامی زندگی خواهند کرد. امروز هم دشمن با همه آنچه که دارد حرف خودشان است می‌گوید همه گزینه‌ها روی میز ماست و تقریباً در همه گزینه‌ها هم در طول این مدت چهل و هشت سال بالاخره آمده به میدان و کاملاًمشهود است که در کنار همه زحمات و تلاش‌ها و دقت‌ها و بالاخره پژوهش‌ها و تبلیغاتی که اهل ایمان داشتند؛ اما آن کسی که این پیروزی‌ها را مستقیماً رقم می‌زند دست خداست در آینده هم همین‌طور خواهد بود همه اینها را دشمن تجربه کرده است در همه هم شکست‌خورده و کارشناس‌هایشان نه‌تنها کارشناس‌های آنها بله کارشناسان آن‌ها متعدد، مستند بالاخره اظهار داشتند و می‌دارند به اینکه مردم ایران را یا مردم مؤمن را با بمباران نمی‌شود شکست داد باید از طریق‌های نرم‌افزار وارد شد ببینید این اهمیت کار شماست، جنگ‌های فرهنگی همینی که می‌بینید. در جنگ‌های نظامی دشمن آب‌وخاک را می‌گیرد؛ اما به‌عنوان مقدمه بر اینکه بتواند دسترسی پیدا کند و ماهیت جامعه را تغییر بدهد به نفع خودش در جنگ‌های اقتصادی در واقع جلوی حیات مردم را می‌گیرد تا مجبور بشوند همان جمله‌ای که خودشان می‌گویند که چماق و هویج به زبان حیوانات حرف می‌زنند از نظر حیات حیوانی بالاخره آب می‌خواهد و خوراک می‌خواهد. فشارهای اقتصادی برای عرصه را تنگ‌کردن بر این که افراد را به معامله وادارد که شکم را باایمان بالاخره عوض کنند خوب بنابراین هم در جنگ نظامی هم در جنگ اقتصادی اینها مقدمه است و کاملاً می‌تواند با یک پاتک آن را خنثی کنند او حمله کرده آب و خاکی را گرفته یک پاتک می‌زند او را دچار عقب‌نشینی می‌کند در جنگ اقتصادی همین‌طور. این یک کار، کار مقدماتی است که عرصه را تنگ کند؛ اما با یک تدبیر درست، می‌شود مسئله اقتصادی را اصلاح کرد دشمن شکست می‌خورد. اما آنچه که هدف اصلی‌اش مسئله هویتی است که دشمن بتواند نفوذ کند ماهیت افراد را تغییر بدهد و او جنگ فرهنگی است اگر در جنگ نظامی شهرها ویران بشود روستاها ویران بشود بازسازی می‌شود بهتر بازسازی می‌شود در جنگ‌های اقتصادی می‌شود حالت جبرانی پیدا کند به‌هرحال پیروزی‌های بزرگی در مقابل هجمه دشمن، اما اگر در جنگ فرهنگی که تغییر هویت است تغییر تفکر است تغییر اندیشه است ماهیت اشخاص را تغییر می‌دهد اگر خدای‌نکرده دشمن در اینجا برد کند بازسازی کار فرهنگی یک مسئله ساده نیست و امروز، هم مسئولین محترم در هر سمتی که هستند باید توجه داشته باشند که جنگ نرم دشمن به‌صورت سازمان‌یافته خودکارشناس دشمن می‌گوید، دیگر سازمان‌یافته بیش از این؟ خودکارشناس دشمن می‌گوید که با مردم ایران یا با مردم مؤمن یا با مردم شیعه باید در جنگ فرهنگی غلبه کرد و الا در راه دیگر ممکن نیست دو هزار و سیصد استاد دانشگاه و حوزه با امضا کارشناس، آنها هم عیناً همین حرف را می‌گویند که مسائل امروز حالا مثلاً عفاف و حجاب که یکی از زوایای مسئله فرهنگی‌ست اینها از نوع مسائل امنیتی است نه از نوع مسائل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مسائل درون امتی است مثل خانواده. در یک خانواده پدر مادر هوشیار همواره سعی می‌کند بچه‌اش تنبل بار نیاید هرزه بار نیاید به‌هرحال کارش را انجام بدهد فعال بشود درس‌خوان بشود و فردا بالاخره چند تا دست گل فعال، تسلیم جامعه کند امربه‌معروف نه از منکر اساسش این است ریشه‌اش هم محبت و ولایت و دوستی همدیگر است. همان‌طوری که در خانواده این‌طوری است «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ ۚ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ [۸]» خوب این اساسش مسئله درون امت است اساسش محبت است؛ اما اینکه آن‌طور تعریف نمی‌شود اینکه دشمن می‌گوید به‌جای بمب بر سر مردم لباس بی‌حجابی بریزید اینکه از آن نوع نیست که امر معروف نهی‌ازمنکر باشد این هجوم فرهنگی است دفاع می‌خواهد. اینجا جبهه جنگ است اینجا که خانوادگی نیست که. کارشناس‌های داخلی خودمان هم نتیجه‌اش همین است و در کنار این جنگ‌های نظامی این جنگ‌های اقتصادی جنگ‌های روانی جنگ‌های فرهنگی که از همه خطرناک‌تر است یکی هم که نفوذ در فرهنگ است و در واقع هم فکر را شخص را خراب می‌کندهم نظام را از پایه ویران می‌کند، چیست؟ جبهه قانون‌شکنی. این خیلی مسئله‌ی خطرناکی است و حداقل بنده سراغ ندارم تو دنیا در کشوری کسانی آن هم یک اقلیت ناچیز، ناچیز کسانی جرئت کنند بگویند ما قانون کشور را قبول نداریم چرا؟ چون قانون تا قانون است، قانون یک‌وقت نقص دارد مشکل دارد فلان راهکاری دارد برای بالاخره اصلاح آن قانون. در هر کشوری این‌طوری است؛ اما کسی نمی‌تواند بگوید که من قانون را قبول ندارم این دوتاست بله خلاف قانون، اشتباه در انجام، اینها پیش می‌آید؛ اما اینها غیر از انکار است. بنده سراغ ندارم در کشوری کسانی جرئت کنند این حرف را بزنند و بعد هم از همه با توقع بیشتر طلبکارم باشند حالا آقایان مسئولین چه‌کار می‌کنند؟ قانون‌شکنی به معنای این است که این قانون قابل‌قبول نیست و حال آن که قانون است؛ بنابراین یکی از خطرناک‌ترین برنامه استعمار این است که به‌صورت یک فرهنگ خطرناک و منحط و استعماری جامعه‌ای را نسبت به قوانین بی‌اعتنا کند چرا؟ به جهتی که تمام این جهان قانون است هر چه شما می‌بینید محصول قانون است در تکوین یا در تشریع فرق نمی‌کند ما خارج از اینجا اصلاً چیزی نداریم در صنعت هم همین‌طور است شما تولید مواد حالا دارو یا سم می‌خواهید بکنید ترکیبات دارد مواد اولیه دارد اگر مواد اولیه را تغییر بدهید خودبه‌خود محصول تغییر پیدا می‌کند هست یا نیست؟ این هم، هم عیناً همین‌طور است؛ یعنی اگر بخواهد دشمن جامعه‌ای را نسبت به قانون بی‌اعتنا کند؛ یعنی مواد اولیه‌ای که هویت انسان را می‌سازد اندیشه انسان را می‌سازد اراده انسان را می‌سازد که شاید خطرناک‌تر از همه جبهه، جبهه قانون‌شکنی و استعمار از پانصد سال قبل تا دویست سال قبل که وارد کشورهای اسلامی شده اصلاً کارش این است کار اصلی‌اش این است حالا گاهی مستقیم است گاهی غیرمستقیم گاهی ممکن است با ایجاد شبهه باشد گاهی ممکن است به صورت‌های دیگر باشد گاهی با فریب باشد بسیاری از جاها موارد قانون‌شکنی، مسئله اعتیاد هرگز از خودمان پرسیدیم که استعمار هر جا قدم می‌گذارد چرا مواد مخدر را ترویج می‌کند چرا؟ به جهت اینکه که انسان وقتی معتاد شد اراده‌اش از بین می‌رود وقتی اراده از بین رفت قانون عمل نمی‌شود؛ بنابراین برای آینده او جامعه یا شرب خمر یا فحشا یا منکرات یا مسائل دیگر یا مردم را دزد می‌کند اینها همه ما مدرک داریم مستند، طرح دشمن است. خوب وقتی جامعه را فاسد کرد شما در او جامعه نمی‌توانید نوجوان پرورش بدهید آن حدیث معجزآسای رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله سلم دقیقاً همین مطلب است سبب، مسبب سبب، مسبب تا می‌رسد به کجا؟ الان عرض می‌کنم، دیگر ترجمه هم لازم ندارد حدیث مضمونش این است حالا من کم‌حافظه هستم «کیفَ بِکمْ إِذَا فَسَدَ نِسَاؤُکمْ وَ فَسَقَ شُبَّانُکمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ اَلْمُنْکرِقِیلَ لَهُ وَ یکونُ ذَلِک یا رَسُولَ اَللَّهِچنین خواهد شد؟ فرمود قَالَ نَعَمْ بله چنین خواهد شد وَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ اَلْمَعْرُوفِ باز سوال کردند. قِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ يَكُونُ ذَلِكَچنین خواهد شد؟ فرمود قَالَ نَعَمْ کیفَ بِکمْ إِذَا رَأَیتُمُ اَلْمَعْرُوفَ مُنْکراً وَ اَلْمُنْکرَ مَعْرُوفاً[۹]» یعنی تغییر هویت داده شود. اندیشه در تصرف بیگانه در بیاید کار بد را خوب بداند کار خوب را بد بداند دیگر انسان نیست همینی که می‌بینید. بیست و یک هزار و پانصد کودک از شیرخوار تا بالاخره کودک‌های، در غزه غیر از بقیه مردم که شاید حدود هفتاد و پنج هزار در یک شهری در واقع غزه یک شهری است این‌گونه. این سازمان‌های به‌اصطلاح مسخره بین‌المللی او دادگاه لاهه و حقوق بشر آن سازمان ملل او شورای امنیت آن کشورهای پر ادعای تمدن ببینید دروغشان چطور ثابت می‌شود؟ آن‌ها برای شما. آمار دارید که در همین ایران ما در سال چقدر مواد مخدر صنعتی یا طبیعی کشف و ضبط می‌شود این او چیزی است که کشف می‌شود اینها را چه کسی می‌آورد برای چه می‌آورند؟ خیرات می‌کنند؟ خودشان را به خطر می اندازند این سرمایه‌های گران‌قیمت را به خطر برای چه؟ به جهت اینکه با آن می‌شود کشور را گرفت شرابش همین‌طور است فحشایش همین‌طور است کارهای دیگرش همین‌طور است. ناامن‌کردن جامعه همین است ناامین کردن مردم همین است اینها ابزار استعمار، شما برای همواره برای اثبات مدعای خودتان به دلیل عقل و بحث کلامی و فلسفی و علمی و فقهی و اینها او عوض اینها مواد مخدر می‌آورد زور می‌آورد آدم‌کشی می‌آورد فحشا می‌آورد منکرات می‌آورد شراب می‌آورد ابزار او این است؛ بنابراین شما خیلی جایگاهتان را بیش‌ازپیش بشناسید و این را به‌عنوان وراثت انبیا علیهم صلوات الله بزرگ‌ترین افتخارتان بدانید بنده هم دعاگوی همه‌تان هستم فجزاکم الله خیر الجزاء عن الاسلام و اهله صلوات بفرستید

[۱]  الكافی، ثقة الاسلام كلینی، ج ۱، ص ۲۶ ؛ تحف العقول ،حسن بن شعبه حرانی، ص ۳۵۶ ؛ بحارالانوار ، مجلسی، ج ۶۸ ص ۳۰۷.

[۲] الکافي  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۲ 

[۳] احزاب/۳۹*

[۴]توبه/۱۲۲

[۵] همان

[۶] رعد/۱۱

[۷] نهج البلاغه/خطبه ۵۱

[۸] توبه/۷۱

[۹] تحف العقول عن آل الرسول صلی ال، ج ۲، ص ۴۹

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *