بسمالله الرحمن الرحیم
با سلام به امامزمان و با درود به روان مقدس امامین انقلاب و سلام و درود به رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، فرمانده کل قوا و سلام مجدد به محضر شما عزیزان و همه سنگرنشینان علم و ایمان و با آرزوی پیروزی مظلومین عالم مخصوصاً فلسطین مظلوم غزه مظلوم لبنان مظلوم اسلام مظلوم انسان مظلوم بر گرگهای بینالمللی.
خیلی خوش آمدید برای بنده ساعت بسیار مبارکی است هم از دیدارتان بهرهمند شدم هم از فرمایشاتتان «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ[۱]» صد و بیست و چهارهزار پیامبری که مبعوث شدند یک هدف را تعقیب کردند و آن پیادهکردن قسط و عدل است و عدل یک قانونی است که بر همه هستی حاکم است« بالعدل قامت السموات و الارض[۲]» بنابراین انقلابی که حاصل شد و وسیله شخصیتی که او هم، دینشناس بود و هم بهتماممعنی عامل به آن بود در شرایطی که در توطئههای استعمارگران حذف اسلام مطرح بود و خود کشور ایران ما که من آن دوران را بهخاطر میدهم نصف عمر ما در آن دوران گذشته برنامهها بهگونهای تنظیم شده بود و در جهان که میگفتند کارشناسهای خود دشمن که روی این قضیه نظر داشتند میگفتند اسلام به یک پیری که آخرین نفسهایش را میکشد و حذف میشود بود. خدا بهوسیله یکی از اولیاش دین را تجدید فرمود. شرایط آن روز بهگونهای بود که با برنامههای دقیق استعمار، و جنون دوقطبی کمونیست و لیبرال کرده بودند شرقی و غربی و بهگونهای قرار داده بودند که کشور مستقلی وجود نداشت و با سقوط شوروی مساوی بود با این که همه جهان در حلقوم استعمار بهعنوان بردهداری سقوط کند این انقلاب معجزه بود. در یک چنین شرایطی که بعدها همه فهمیدند تشکیل حکومت اسلامی همانی بود که به گلوی استعمار گیر کرد و امام هم قدسسره در سال چهل و دو در خردادماهش که در نوروزش، چماقداران استعمار مدرسه فیضیه را کوبیدند طلبهها را از بام پرت کردند کشتند در خردادماهش آیتالله خزعلی محضر امام شرفیاب شد گفت که مدرسه را ویران کردند جنایت کردند آیا وقت آن نیست که این مدرسه را تعمیر کنیم؟ امام سربالا آورد فرمود که من برای تعمیر مدرسه نیامدم من برای ساختن مسجد نیامدم من برای ساختن حسینیه نیامدم من سه تا مأموریت دارم یک تشکیل حکومت اسلامی که بعدها ثابت شد که اگر این نبود همه چیز رفته بود یک تشکیل حکومت اسلامی. دو آگاهی جهانی همانی که الان موجش دنیا را گرفته و سوم زمینهسازی برای ظهور حضرت مهدی صاحبالزمان علیهالسلام. انقلاب حاصل شد و در یک مقطع بسیار حساس آنچه که بهعنوان ارتش و نیروهای مسلح در ایران آن روز بود امرایش وابسته بودند؛ اما پیکره ارتش که فرزندان مردم بودند و از ایمان برخوردار بودند اینها در یک شرایط حساس تصمیمی فوقالعاده گرفتند درحالیکه حرکتهای سیاسی قبل و جنبشها اینها در تجربه از انقلاب مشروطه تا بالاخره جنبش نفت و غیره همه شکستخورده بود و لذاست که آینده مبهم بود؛ اما این وفاداری ارتش به اسلام به کشور که در یک شرایط سخت اینچنینی که آیندهاش صددرصد مبهم بود تصمیم گرفت و با امام بیعت کرد و این تصمیم کارساز، هم، آنچه که در مقابله با دشمن بود و هم حفظ و حراست از ایران و مردمش، بسیار تصمیم فوقالعاده بود اینکه ارتش جمهوری اسلامی عنوان کلمه طیبه پیدا کرد و همانطوری که اشاره فرمودند برای اینکه این ایمان، همراه با بالاخره بحثهای دینی، علمی، آگاهیهای لازم ایجاب میکرد که سازمان عقیدتی سیاسی حاصل شود که آنهایی که با این فداکاری به کمک اسلام و مردم آمدند اسلام هم به کمک آنها برود و چنین شد که از جهت مسائل عقیدتی و هدف و علت غایی در این که خودشان را درک کنند که برای چه صلح میکنند برای چه میجنگند و هدفی جز خدا نیست در پیادهکردن آنچه که پیغمبران به او مبعوث شدند که رسالت جمهوری اسلامی در سطح جهان است بحث یک کشور نیست بحث این است که هشت میلیارد مردم جهان که زیر بار استعمار، له شدند آزاد بشوند و دشمنان دیروز از شرق و غرب و دشمنان امروز ملاحظه کنید بعد از چهل و هشت سال با همه امکاناتشان آمدند در قالبهای مختلف و توطئهها و جنگها و کودتاها و دخالتهای نظامی تا جنگهای تحمیلی اما دست قدرت خداوند اینها را کمکـ کرده«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکمْ وَیثَبِّتْ أَقْدَامَکمْ[۳]» و میرود تا انشاءالله این انقلاب برای نجات هشت میلیارد مردم جهان وسیلهای شود که تمدن اسلامی و صاحب تمدن که حضرت مهدی علیهالسلام است حاصل بشود و ظاهر بشود «إِنَّهُمْ یرَوْنَهُ بَعِیدًا وَنَرَاهُ قَرِیبًا[۴]» بنده هم دعاگوی همه شما هستم انشاءالله که بیشازپیش موفق باشید و این رسالت عدل و امامت را بهعنوان بزرگترین هدیه در دسترس مردم محروم جهان قرار بدهید صلوات بفرستید
[۱] حدید/۲۵
[۲] تفسیر صافی ، ذیل آیه فوق ( چاپ اسلامیه ، ج ۲ ص ۶۳۸ ) .
[۳] محمد/۷
[۴] معارج/۶و۷
نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند| سید علیرضا عبادی